: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : پنجشنبه 4 شهریور 1389 ساعت:11:48 ب.ظ

سؤال:

سؤال من در مورد مقام زن در اسلام است. گر چه پس از اسلام زن مقام والایی در خانواده و اجتماع بدست آورد، و از منجلاب فساد جاهلیت بیرون آمد و اسلام به او حیثیت داد، ولی از جهاتی دیگر او را در تنگنا قرار داده ومقامش را پستتر نمود. احادیث زیادی داریم كه زن را موجودی احمق، بیوفا و عامل فساد نامیده اند. چرا حضرت علی(ع) مخالف حقوق زن بودند؟! من كه شیعه هستم و قلبی مالامال از عشق به اهل بیت(ع) دارم، چه كنم وقتی میبینم هم جنسان من در تمام ادیان الهی ارزش چندانی ندارند؟! من از زن بودن خود احساس شرمندگی می كنم. وقتی حتی قرآن هم، مردان را بر زنان برتری داده است، و فرموده: مردان بر زنان سرورند و ما گروهی را برگروهی دیگر سرور و رهبر قرار دادیم.
و حضرت علی(ع) خطاب به فرزند خود امام حسن(ع) میفرمایند: از مشورت با زنها پرهیز كن؛ زیرا نظر آنها به نقص و عیب است و تصمیم آنها به سستی و ... .
رسول اكرم(ص) می فرمایند: زن چون پیش آید مانند شیطان است و باز چون پشت كند مثل شیطان خواهد بود. و به هر صوررت، راهزن ایمان و فریبنده انسان و منحرف كننده دلهای مردم میباشد. نیز روایت است كه پیامبر روزی در وقت صبح به جانب زنها رو كرد و مقابل ایشان توقف نموده و فرمود: ای جماعت زنان! ندیده ام مانند شما افرادی را كه از جهت عقل و دین ضعیف باشند و در عین حال دلهای صاحبان خرد را جلب كرده و مفتون خود نمایند. من بیشتر اهل آتش را از شما دیدم.
در حدیثی دیگر می فرمایند: شما زنها اكثریت اهل جهنم را تشكیل می دهید. زنی پرسید یا رسول الله برای چه؟ فرمود:شما بدگویی، بسیار و طرد و لعن زیادی به دیگران می نمایید. و در مقابل شوهر و افراد فامیل كفران نموده و خوبیهای آنها را نادیده  می گیرید. و در این حال، رأی شما كوتاه و دین شما ضعیف است. زنها گفتند: كوتاهی فكر و ضعف دین ما از كجاست؟ فرمود: دلیل نقصان فكر شما، این است كه: پروردگار متعال، شهادت دو نفر از شما را به جای شهادت یك مرد قرار داده است. اما نقصان دین شما به این دلیل است كه، هر ماه روزها و شبهایی می گذرد،بی آنكه مقابل پروردگار سجده كرده و عبادت او را انجام دهید.
این مسایل برای من مبهم است كه چرا شهادت دو زن در برابر یك مرد است؟
چرا عادت ماهیانه، دلیل ضعف دین تلقی شده؟
آیا خدا عادت ماهیانه را برای تمسخر زن قرار داده؟! یا برای این كه در این چند روز اذیت و آزار ببیند؟! یا این كه به مصلحت زن است و موجب پاكیزگی جسم؟!
یا نویسنده ای در كتابش پس از ذكر حدیثی از امیرالمؤمنین (به این مضمون): «پرهیز كنید از ضررهای زنهای بد و از زنهای خوب بر حذر باشید. و هر گاه به كار نیكویی شما را امر كردند، اطاعت نكنید، تا در برآوردن منكرات و اطاعت امور ناشایست از شما توقع نداشته باشند». نوشته بود: "اگر مرد در امور خود تحت تأثیر خواسته های زن قرار گرفته و رعایت رضایت او را كند از پیشرفت و موفقیت محرم خواهد ماند."
یا نویسنده ای در كتابش پس از ذكر حدیثی از امیرالمؤمنین (به این مضمون): «پرهیز كنید از ضررهای زنهای بد و از زنهای خوب بر حذر باشید. و هر گاه به كار نیكویی شما را امر كردند، اطاعت نكنید، تا در برآوردن منكرات و اطاعت امور ناشایست از شما توقع نداشته باشند». نوشته بود: "اگر مرد در امور خود تحت تأثیر خواسته های زن قرار گرفته ورعایت رضایت او را كند از پیشرفت و موفقیت محرم خواهد ماند."
حضرت علی(ع) در این حدیث بطور كلی نظر زنها و حضورشان را مردود میداند، یا او را فقط برای بقای نسل وارضای شهوت لازم می داند.
آیا كسی نبود به این آقای مؤلف بگوید: كسی كه نه ماه زحمت بارداری و بزرگ شدن شما را كشید، مرد بود یا زن؟
رسول اكرم(ص) می فرمایند: زنها را در غرفه های بالا جای ندهید؛ و به آنان كتابت یاد نداده، و ریسندگی و تفسیرسوره نور را به ایشان بیاموزید.
آری! زن باید از حق دانش، اظهار نظر، تصمیم و ... محروم باشد و تماماً دنباله رو باشد!
رسول اكرم(ص) در حدیثی دیگر میفرمایند: زنها از جهت گفتن ناقص و منطق آنها ضعیف بوده، و وجودشان پوشیدنی است. پس آنها را در خانه ها محفوظ نگه دارید، و ضعف گفتارشان را با سكوت جبران كنید.
حدیثی دیگر: اگر ممكن بود دستور دهم كسی غیر از پروردگار سجده شود، سفارش می كردم كه زنها در مقابل شوهرانشان سجده كنند. سوگند به خداوند زن نتواند حقوق مربوط به پروردگار را بجا آورد، تا هنگامی كه حقوق شوهرش را انجام نداده است.
یعنی زن عیب بشریت است. او را پنهان كنید تا موجب خجالت شما نشود. چون احمق است، در مقابل سؤالاتش سكوت كنید. آیا حدیثی داریم كه بگوید عبادت مرد قبول نیست، مگر آنكه آسایش همسرش را تأمین كرده باشد؟! یاحتی با او مهربان باشد؟!
آه خدایا! آیا این عدالت توست؟ مگر نه این است كه قرآن فرموده: برتری به تقواست؟ پس چرا مرد را موجود برترنامیده اند؟ آیا تبعیض نیست اگر زنی شب را به صبح رساند و شوهرش از او ناراضی باشد، تمام فرشتگان تا صبح او رالعن خواهند نمود؟! (گر چه حق با او باشد؟) یعنی ای زن، تو باید غلام حلقه بگوش مرد باشی و دم برنیاوری؟! زیرا درآن صورت ملعون پروردگار و فرشتگان خواهی بود؟ آیا این ضعف اسلام نیست؟ آیا این عدل است؟! آیا فقط مردان ایمان پایدار دارند؟ من از وقتی این مسایل را فهمیدم نماز نمی خوانم؛ زیرا در شرایطی كه در مقایسه با برادرانم نمازآنها مقبول تر است، گر چه ایمان من قویتر باشد، چرا نماز بخوانم؟ و تا وقتی این مسایل برایم روشن نشود، هرگز سربر سجده نخواهم گذاشت.

جواب:

خواهر گرامی، نخست توجه شما را به آیه ای از سوره حجرات جلب میكنیم: (یا ایُّها الناس اِنَّا خلَقناكم من ذَكَرٍ و اُنثی و جَعلناكم شعوباً و قَبائلَ لِتَعارفوا انَّ اَكرمَكُم عِندالله اتقیكم)
یعنی ای مردم! ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا بدین ترتیب، یكدیگر رابشناسید (زیرا همه یك رنگ و یك شكل بودید، یكدیگر را از هم تمیز نمی دادید و امكان شناسایی میسر نمی شد) وبدانید گرامیترین شما نزد خدای متعال باتقواترین شماست.
حال توجه كنید به اولین آیه از سوره نساء كه میفرماید: «یا ایُّها الناسُ اتَّقوا ربَّكُمُ الَّذی خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَمِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثیراً وِ نِساءً وَ اتَّقوا اللهَ الَّذی تَسائَلونَ بِه وَ الأرْحام ...»
یعنی، ای مردم! در برابر خداوند تقوا داشته باشید. (از گناه و شرارت بپرهیزید) پروردگاری كه شما را از یك سرشت ونفس واحد آفرید، و از همان نفس، همسرش را نیز پدید آورد. و از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان زیادی را پراكنده كرد. و در مورد خدایی كه به خاطر او از همدیگر درخواست می كنید، درباره اقارب و ارحام خود تقوا پیشه كنید.
ملاحظه می فرمایید كه در مسأله آفرینش از نظر قرآن كریم، تفاوتی میان مرد و زن وجود ندارد. و هر دو از یك سرشت وگوهر آفریده شده اند.
آیه 195 سوره آل عمران می فرماید:
«فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُم ا¤نّی لااُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُم مِن ذَكَرٍ أو أُنثیَ بَعْضُكُم مِن بَعْض»
وقتی عده ای از مردم با ایمان و خداپرست، از خداوند می خواهند آنها را از اهل جهنم قرار ندهد و گناهانشان رابیامرزد، پروردگار در پاسخ می فرماید: دعایشان مستجاب شد. و آنها بدانند كه من عمل نیك آنها را چه مرد باشند وچه زن، ضایع نخواهم كرد.
به تعبیر آخر آیه «بعضكم من بعض» توجه كنید یعنی؛ در نظر من ـ كه آفریدگار شما هستم ـ مرد و زن شما یكسان است.و اگر مؤمنی عمل صالح انجام دهد به او پاداش خواهم داد. اما این كه مرد یا زن باشد، در پاداش فرقی نمی كند.
از نظر حقوقی نیز قرآن كریم، مرد و زن را مورد توجه قرار داده و میفرماید: «ولَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ»
یعنی هر حقی كه مرد بر گردن زن دارد، به همان اندازه زن نیز بر عهده مرد حقوقی دارد.
نیز می فرماید: للرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اكْتَسَبوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ
 یعنی برای مردان از تلاشهای اقتصادی آنها بهره هایست و برای زنان نیز همان بهره از تلاشهای اقتصادی آنهاست؛ نه این كه مردان بتوانند ناحق سهم آنها را نیز به خوداختصاص دهند.
در مورد حسن معاشرت با زنان نیز میفرماید: و عاشِرُوهُنَّ بالمَعْروف یعنی با روش نیك با زنان زندگی نمایید.
اكنون به روایاتی كه در این زمینه هست، توجه فرمایید:
1. امام صادق(ع) میفرمایند: درباره دو دسته از افراد كه ممكن است ضعیف واقع شوند از خدا بترسید. كسی كه این روایت را از حضرت شنیده است می گوید مقصود حضرت، زنان و یتیمان بودند.
2. امام صادق(ع) می فرمایند: خدا رحمت كند بنده ای را كه ما بین خود و همسرش (زنش) را اصلاح كند و با اوخوشرفتاری نماید؛ چرا كه خداوند برای تدبیر امور منزل و سبك كردن بار زن، مسئولیت خانواده و زن را بر دوش مردنهاده است.
3. پیامبر اكرم(ص) می فرمایند: گناه بزرگی است كه مرد، خانواده خود را رها كند، و بطور كامل و دقیق، نیازمندی های مختلف آنان را برآورده نسازد.
4. پیامبر اكرم(ص) می فرمایند: چندان جبرئیل از سوی خدای متعال درباره زنان سفارش كرد كه خیال كردم جز درصورت ارتكاب زنا، طلاقش جایز نباشد.
5. باز می فرمایند: بهترین مردان شما كسی است كه برای زنان و دخترانش بهتر باشد.
6. نیز می فرمایند: هر كس ـ از مردان ـ به خانواده خود رسیدگی نكند، ملعون است ملعون!
7. نیز می فرمایند: بهترین شما كسی است كه برای خانواده اش بهتر باشد و من برای خانواده ام از همه شما بهترم.
8. نیز می فرمایند: آن كه با خانواده و همسرش خوب رفتار كند، خداوند بر عمرش بیفزاید.
9. نیز می فرمایند: خدمت به خانواده نمی كند مگر آنكه صدیق و راست كردار باشد. و یا از شهیدان و در زمره آنان باشد،
یا مردی باشد كه خداوند، خیر دنیا و آخرت را برای او خواسته باشد. یعنی؛ چون انسانی نیك سیرت و محبوب خداوند است،می فهمد كه باید به خانواده و همسرش نیكی و احسان نماید.
10. در روایت دیگری فرموده است: مردی كه همسرش را بیازارد، نماز و هیچ كار خیری از او پذیرفته نیست. و اولین كسی است كه وارد آتش دوزخ خواهد شد.
11. نیز فرمودند: كسی كه زن میگیرد، باید احترامش كند.
12. فرمودند: تعجب میكنم از آن كسی كه همسرش را بیجا میزند: با این كه خود، به این كتك سزاوارتر است.
ملاحظه می كنید كه بر خلاف تصور شما تعداد روایاتی كه سفارش زن را به مرد نموده است، زیاد است. البته ما به تعداد كمی از آنها اشاره نمودیم.
خواهر عزیز! آیینی كه در مورد زن چنین سفارشاتی داشته و او را از نظر سرشت و خلقت همانند می شمارد، و حسن معاشرت واحترام به او را از وظایف قطعی مرد می داند، شایسته نیست كه چنین مورد بی مهری و قهر و تهاجم واقع گردد.
این كه گفته اید: «مردان بر زنان سروری دارند» و چنین برداشتی از كلمه «قوّام» در الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ نموده ایدصحیح نیست بلكه مقصود این است كه، مردان در امور مالی،اقتصادی و خانوادگی، سمت مسؤلیت و سرپرستی را دارند؛ چه این كه زنان به علت شرایط خاص جسمانی و سرپرستی امور منزل و مسئولیت امر توالد و نگهداری وسرپرستی اولاد، در كارها و مشاغل دشوار یا اموری كه با جریانها و حوادث اجتماعی ارتباط دارد، كارآیی لازم راندارند. و این یكی از خدمات بزرگ اسلام در مورد زنان است، كه با برداشتن تكالیف دشوار، شرایط را برای انجام مسئولیت حساس و دقیق همسری به ویژه مسئولیت مادری، مهیا ساخته است. علاوه بر این هرگز آیه نمی فرماید كه تمام مردان بر تمام زنان برتری دارند بلكه منظور از رجال در آیه شوهران است و در مقابل زنانشان (همسرانشان)،یعنی؛ درخانواده، شوهر سرپرستی زن را دارد. نه این كه تمام مردان نسبت به تمام زنان برتر هستند چون می بینیم كه در خانواده مادر با آن كه زن است نسبت به پسرش كه مرد است حالت سرپرستی دارد و اطاعت امر و نهی او واجب است.
اگر علاوه بر امور تربیت اولاد و مسایل دوران حمل و زایمان، رضاع (شیردادن)، سرپرستی و رسیدگی به امور منزل،بارهای دیگری نیز بر دوش زن قرار می گرفت، مثل مشكلاتی كه مربوط به تنظیم و اداره امور مختلف زندگی است،قطعاً از عدالت و انصاف دور بود. و زنان نمی توانستند به هر دو وظیفه خود چنان كه باید عمل نمایند.
بر همین اساس، اسلام با تقسیم وظایف، كوشیده است تا آن چه با سرشت و طبیعت زن هماهنگ بوده و روحاً وجسماً با آن انطباق دارد، بر عهده او قرار دهد. و آن چه با سرشت و ساختمان جسمی و فكری مرد منطبق است، درحوزه مسئولیت اوقرار دهد. پس می بینید در اسلام خبری از سرور بودن مرد نیست؛ و آن چه هست تقسیم وظایف است. امروز، نیز در كشورهای پیشرفته خصوصاً ژاپن، زنها از سنگینی بار مسئولیت خارج از خانه، اظهار نگرانی فراوانی می كنند و لذا نهضتی به نام «نهضت بازگشت به خانه» در كشورهای صنعتی در حال توسعه است.
اما روایت علی(ع) به امام حسن مجتبی(ع) و نیز روایت رسول اكرم(ص): اولاً: در مورد همه زنها نیست. ثانیاً: نهی از مشورت با زنان در زمینه اموری است كه زنها از آن اطلاع ندارند.
نقص عقلهم در زن به معنای حماقت یا دیوانگی او نیست؛ بلكه منظور كم بودن اطلاعات و تجربیات آنها در امور كلی واجتماعی و مسایل مربوط به كشور و غلبه احساسات است. آن هم به دلیل وضعیت خاص جسمی و روحی زن، عیب محسوب نمی شود.
اصولاً این دو روایت در یك نقطه مشتركند. و آن این كه: می خواهند زنانی را كه صلاحیت ورود در امور سیاسی وكشوری وجریانهای مختلف ندارند، متوجه مسئولیت خود ساخته، و از مداخله های نابجای آنها جلوگیری كنند. به علاوه دقت شود كه عقل در روایات حداقل دو گونه است، اول: عقل معاش، كه زنها در آن ضعف دارند یعنی؛ در اموراقتصادی و سیاسی و ... معمولاً ضعیف هستند. دوم: عقل معاد، كه منظور از آن راه كسب آخرت و عبادت است. دراین زمینه مهم ـ كه اصل عقل هم همین است ـ شاید زنها از مردها قویتر باشند. چون برای درك معارف، احساسات قوی و لطیف بسیار كارساز است.
به هر حال مسلماً این روایات نمی گویند: مردان در امور مربوط به خانه و مدرسه و سرپرستی و انتخاب نام و رنگ ولباس فرزندان با همسران خود مشورت نكنند و در هیچ امری اجازه اظهار نظر به آنها را ندهند. فرض كنید برادر متأهلی داشته باشید. بین خانواده شما و خانم او شكرآب شده باشد؛ آیا شما صلاح می دانید برادرتان با همسرش در مورد رفت و آمد به خانه شما مشورت نماید؟ مسلماً دوست ندارید؛ زیرا به خاطر این كدورت، برادرتان را از رفت و آمد به منزل شما منع خواهد نمود. آیا شما به چنین مردانی حق می دهید یا از آنها به عنوان مردانی نالایق تعبیر می كنید؟!
خواهر عزیز، زنان معمولاً تحت تأثیر احساسات و عواطف خود نظر می دهند و غالباً فكر و عقلشان، مورد تهاجم حب وبغضها و نظرات آنی و زودگذر آنهاست؛ لذا لازم است هادیان معصوم بشریت، مردان و زنان را نسبت به این خطرآگاه سازند. و سر رشته امور حساس را در معرض طوفان احساسات قرار ندهند.
خواهر عزیز! همین ترك نماز و قهر كردن با خدا آیا منشأیی جز احساسات تندو قضاوت عجولانه چیز دیگری دارد؟!شما كه به خدا، قرآن، پیامبران، نبی اكرم(ص) و ائمه راستین(ع) اعتقاد داشته وآنها را دوست دارید، با دیدن چند روایت كه معنای آن را درست متوجه نشدید، نماز را كه پایه دین است ترك نمودید!
آیا عقل، انسان را در این موارد به تحقیق و تعمق دعوت نمی كند؟ اگر شما به قیامت و معاد معتقدید چگونه مرتكب چنین معصیتی شدید؟ آیاپاسخ شما جز این است كه بگویید با دیدن این روایات عصبانی شده، قلبم شكست و احساس بر من غلبه نمود، لذانماز را ترك كردم! با این كه می دانم ازمهمترین واجبات دین بوده و ترك آن عقوبت سختی دارد.د
ر مورد ضعف ایمان به دلیل مسأله عادت ماهیانه،حضرت می خواهند هشدار بدهند كه كمبود عبادت خود را كه هر ماه هفت روز یا بیشتر و كمتر است، مورد توجه قرار دهند.
در روایت آمده است زنان می توانند این كمبودها را با وضو گرفتن و نشستن درجای نماز و اشتغال به ذكر و دعا و ... جبران نمایند چرا شما فقط یك روایت را می بینید؟!
اگر پیشوایان معصوم، زنان را ناپاك و ناقص می دانستند، چرا حضرت رسول اكرم(ص) آنقدر از حضرت خدیجه و حضرت فاطمه(س) قدردانی می فرمود؟ چرا دست دخترشان را می بوسید؟! چرا علی(ع) از همسرش به عظمت یاد می كرد؟ چرا امام حسین(ع) در واقعه سهمگین كربلا، زینب(س) را به منزله نایب خود قرار میدهد،و مسئولیت سنگین قافله سالاری خانواده خود را به ایشان می سپارد؟ چرا قرآن كریم از زنان بزرگی چون مریم(ع) و آسیه همسر فرعون به عنوان ضرب المثل فضیلت و عظمت تجلیل می فرمود؟ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُو اِمْرَأَتُ فِرْعَونَ ... وَ مَرْیَمُ ابْنتَ عمران...
خداوند برای كسانی كه ایمان آورند همسر فرعون و حضرت مریم را مثل آورد.تحریم 10 و 11
پس معلوم می شود نقص ایمانی اولاً، كلی و همه جانبه نیست. ثانیاً، این سخنان بیشتر جنبه تذكر و هشدار دارد.
ثالثاً، شامل حال همه زنان نمی شود. و رابعاً بسیاری از این نواقص قابل جبران است.
اما این كه چرا شهادت دو زن به منزله شهادت یك مرد است، علاوه بر جهاتی كه گفته شد (مانند غلبه احساسات وعدم حضور مستمر زنان و ...) به این دلیل است كه، در حفظ حقوق و مصلحت عمومی و در معرض خطر قرار ندادن جان و مال و ناموس مردم، جانب احتیاط رعایت شود. از سوی دیگر پذیرفتن شهادت یك مرد هم منوط به داشتن شرایط دقیقی است.
سفارش می كنیم در انتخاب كتاب و نویسنده بیشتر دقت كنید و چنین نیست كه نوشته هر نویسنده ای صحیح و مطابق با دیدگاه اسلام باشد .
در این زمینه مطالعه كتاب «نظام حقوق زن در اسلام» نوشته استاد مطهری(ره) و «شرح نهج البلاغه ج 11» استاد محمد تقی جعفری(ره) و كتاب «زن در آیینه جلال» را حتما مطالعه نمایید.





طبقه بندی: دختران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1389 ساعت:06:56 ب.ظ

 

سوال:

لطفا بفرمائید چگونه میتوان ازدواج آسان توأم با احكام الهی را درجامعه امروزی بصورت یك فرهنگ در آورد ؟

جواب:

بااهداء سلام وآرزوی توفیق الهی ضمن تشكرازحسن اعتمادشمابه این بخش پاسخ سؤال مطرح شده به حضورتان تقدیم می گردد.
در كل ازدواج در دین اسلام آسان است و این ما هستیم كه در طول سالها و قرن ها با افزودن پیرایه و تشریفات دست وپا گیر موانع پیچیده و دشواری سر راه ازدواج ایجاد كرده ایم . ولی اگر به دستوارت اسلام عمل كنیم تمام موانع برداشته خواهد شد و امر مقدس ازدواج برای همگان سهل و آسان می شود. مشروط بر اینكه همه تصمیم بگیرند تا دستور های اسلام را بپذیرند و به آن عمل كنند .
اما بعضی از مشكلات مصنوعی و غیر معقول باعث شده بسیاری از دختران و پسران و زنان و مردان در تنگاه قرار بگیرند و از ازدواج غولی وحشتناك برای آنها ساخته است .
از جمله ی این مشكلات :
1- تشریفات و پیرایه های عریض و طویل و مهریه ی سنگین .
2- مشكل پسندی به بهانه های مختلف.
3- مسئله ی ناداری و فقر.
4- آزادی غلط و گریز از مسئولیت سرپرستی خانواده.
5- عذر ادامه تحصیل .
6- تأخیر ازدواج به بهانه ی آنكه هنوز زود است.
7- مشكل عدم توافق پدر و مادر یا فرزندان یا اقدام شوهر اول.
8- مشكل مسكن.
9- ترس از بچه دار شدن یا تقدس بینی و تعصب غلط وفاداری به شوهر اول .
كه باید هر یك از اینها به گونه ای حل شود :
1) حذف تشریفات و رسم های غلط: جوانی كه هنوز از نظر اقتصادی لوازم ابتدایی زندگی خود را نتواسته تأمین كند و به سن ازدواج رسیده و كل سرمایه او مثلا؛« 50 هزار تومان» است, ناگهان متوجه می شود كه ازدواج او نیاز به دو برابر پول او دارد در صورتی كه اگر اسلامی عمل شود بایست هزار تومان آن برای ازدواج ساده كافی باشد . ولی بعضی در همان اول كار با قرض وقوله و اقساط و چك و سفته درگیرشده و ابتدای زندگی شیرینش با رنجهاو تخلیها همراه است ؟
در مورد مهریه هم نظر اسلام روی كم گرفتن میزان مهریه است به طوری كه پیامبراكرم « صلی الله علیه واله »می فرماید : « خوش قدمی و بركت زن در كمی مهریه اوست و كم پولی برای جوان عیب نیست بلكه باید تشریفات زائد و اسراف ها و رسوم واهی و غلط را در همه ی امور زندگی در مراسم ازدواج حذف كنیم و مطابق دستورات اسلام و شیوه پیشوایات بزرگ اسلام رفتار نمائیم تا امر مقدس
ازدواج برای همگان آسان شود .
2) مشكل پسندی : یا وسوسه در انتخاب همسر چه از طرف پسر و چه از طرف دختر چرا كه یگانه هدف آنها از ازدواج جمال و زیبایی ظاهری است از این رو دختران یا زنان معرفی شده را به خاطر قیافه شان نمی پسندد یا دختران و زنان خواستگاران را از نظر جمال و قامت پسند نمی كنند. اگرچه زیبایی از نظر اسلام معیار ازدواج محسوب میشود, اما مشكل پسندی به بهانه های غیر منطقی نباید در میان باشد و گرنه توفیق به دست نمی آید . رسول خدا فرمود : «كسی كه در ازدواج هدفش تنها زیبایی است به این هدف نخواهد رسید. و كسی كه هدفش ثروت است , خدواند او را به همان ثروت وا می گذارد او ( ثروت عامل نجات او نخواهد بود ) بنابراین بر شما باد به اینكه همسر دیندار بر گزینید.
«وسائل , ج 14 , ص 31 »

3) فقر و نداری : بسیاری به خاطر اینكه خواستگار فقیر است , یا شغل پر در آمد ندارد , جواب منفی به او داده اند و بسیاری برای خواستگار به درخانه ی مستمندان نمی روند. بلكه سراغ ثروتمندان را می گیرد .از آنجا كه فقر و نداری , برای بعضی بهانه ای است برای ازدواج نكردن , قرآن به تمام مسلمانان خطاب می كنند : { ان یكونو ا فقرا ء یغنهم من فضله و الله واسع علیم }یعنی :« اگر فقیر و تهدیست هستند خداوند آنها را از فضل خود بی نیازمی سازد , خداوند وسعت بخش و آگاه است.»
( آیه 32 ,سوره مباركه نور ) پیامبراكرم « صلی الله علیه واله » هم فرمود : كسی كه از ترس فقر و هزینه ی عیالمندی ازدواج نمی كند سوءظن به خدا دارد . راه حل مشكل فقر , همت مردم را می طلبد تا تشریفات و مخارج غیر لازم ازدواج حذف گردد و هزینه های بیجا از میان برود و ساده زیستن و توجه به معنویات به عنوان یك اصل دنبال شود تا ازدواج و تداوم آن برای همگان آسان باشد .
4) آزادی غلط و گریز از مسئولیت سرپرستی خانواده : بعضی از جوانان می گویند: ازدواج انسان را مقید و مسئول می كند. زنانشان می گویند : آزاد باشیم بهتر از این است كه آقا بالا سر داشته باشیم. اگر انسان زن و بچه نداشته باشد همه جا می تواند برود , شب دیر به خانه برگردد و كسی او را بازخواست نمی كند و گفتار ی از همین قبیل. این همان آزادی غلط و گریز از مسئولیت است.اما ازدواج انسان را مقید و كنترل و منظم می كند در صورتی كه انسان بی بند و باری می خواهد. و دوست داردكه هیچگونه قانون و ضابطه ودست اندازی سر راه او نباشد غافل از اینكه این آزادی به طور سریع او را به سوی هلاكت می كشاند .
5) عذر ادامه تحصیل : بعضی ادامه تحصیل را بهانه ای برای ترك ازدواج با تأخیر آن قرار می دهند و همین باعث می شود, كه تا آخر عمر ازدواج نكنند و یا در سن بالا ازدواج كنند در صورتی كه سن ازدواج سن جوانی است و ادامه تحصیل و امثال اینها عذر موجه برای آنها محسوب نمی شود .
6) تأخیر ازدواج به بهانه ی زود بودن آن : آئین اسلام كه آیینی كامل و سلامت بخش است درباره ی تسریع در امر مقدس ازدواج تأكید فراوان می كند و هرگز چنین بهانه ای را نمی پذیرد . روزی پیامبر « صلی الله علیه واله » مردم را به مسجد دعوت كرد و بالای منبر رفت و خطاب به مردم گفت : «جبرئیل نزد من آمد و این پیام را از طرف خدا به من داد و گفت : دوشیزه گان همانند میوه های روی درختان هستند , كه اگر رسیده شوند باید آنها را چید و گرنه تابش خورشید آن میوه را تباه میكند .و باد اجزای فاسد شده ی آنها را پراكنده می سازد . همچنین دوشیزه گان وقتی كه به سن رشد رسیدنددوایی برای آنها جز شوهر انشان نیست و در غیر این صورت در پرتگاه خطر فساد هستند. زیرا آنها هم بشر می باشند.
« فرو ع كافی , ج 5 , ص 337 »
7) مشكل عدم توافق پدر و مادر یا سایر بستگان : بعضی فامیل به جای اینكه تلاش در تشكیل پیوند دو جوان بكنند در عوض با سنگ اندازی , گره در كار ازدواج جوانان می اندازند از نظر اسلام عدم توافق بستگان هیچگونه مانع بر سر راه نخواهد بود و فقط در ازدواج دختر و دوشیزه اجازه ی پدر شرط است . و او هم اگر به حد رشد رسیده و مصلحت خود را تشخیص می دهد. هر گاه همسر مناسب پیدا شود به فتوای بسیاری از مراجع تقلید اجازه ی پدر و مادر در این مورد نیز شرط نیست. باید توجه داشت كه پیامبر اكرم « صلی الله و علیه واله » فرموده : پدری كه فرزندش به حد بلوغ رسیده و امكانات ازدواج او را داشته و در عین حال به آن اقدام نكرده در گناهی كه فرزندش بر اثر بی همسر ی انجام می دهدشریك بوده و آن گناه برای هر دو نوشته می شود .
« وسائل الشیعه , ج 15 , ص 10 »
8) مشكل مسكن : اگر چه این مشكل اساسی است. اما در عین حال نباید سد راه ازدواج گردد زیرا ؛ اولا : بسیاری پس از ازدواج این مشكل را حل كرده و دارای مسكن میشوند : ثانیا : روی هم رفته وقتی كه زیانهای بی همسری را با شكل مسكن مقایسه می كنیم ضایعات مشكل مسكن بسیار كمتر از ترك ازدواج است.
ثالثا : مشكل مسكن باید با همت و كاردانی بر اساس روحیه ی استقلال طلبی و بعلاوه تعاون و همكاری دولت و ملت حل گردد .
9) تر س از بچه دار شدن : بعضی ازنظر نیازهای مادی و بعضی تربیتی و فرهنگی به این موضو ع می نگرند .از نظر مالی پیامبر اكرم «صلی الله علیه واله » می فرماید : هر كس ازدواج را به خاطر ترس از مخارج زن و فرزند ترك كند به خدای بزرگ سوء ظن دارد .
« وسائل الشیعه , ج 14 , ص24 »
از نظر فرهنگی هم اختیار با خود انسان است او می تواند با كنترل های شرعی فرزند خود را هر طور می خواهد تربیت كند .
10 ) تقدس بی جا و تعصب غلط و فاداری به شوهر اول : هیچ جای اسلام نیامده كه باید به شوهر اول وفادار بود ودر صدر اسلام زنان پاكدامن و مورد قبول خاندان نبوت پس از فوت یا شهادت شوهر اول ازدواج مجدد می كردند و آن را موجب خشنودی خدا می دانستند. اگر این عوامل و مشكلات برداشته شود , براستی می توان ازدواج آسان توأم با احكام الهی را در جامعه گسترش داد .
« ازدواج آسان و شیوه ی همسر داری , محمد مهدی اشتهاردی , ص 94 – 157 »
برای اطلاعات بیشتر به كتا بهای زیر مراجعه كنید .
1- راهنمای ازدواج و طلاق , حسن جمشیدی و عطاری كرمانی.
2- بهداشت روانی ازدواج , احمد حسینیا.
3- جوانان می پرسند و با چه كسی ازدواج كنیم ؟ استاد اسد الله




طبقه بندی: مادران،  پدران،  دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1389 ساعت:09:57 ب.ظ

سوال:

هر وقت درباره مسائل جنسی جوانان صحبت می شود، نصیحت می شنویم كه بایدزودتر ازدواج كنید. آیا مشكل جوانان فقط با نصیحت حل می شود؟

جواب:

ما هم با شما موافقیم كه این مشكل با نصیحت تنها حل نمی شود. اگرمی خواهد كه اعتراف كنیم شرایط اقتصادی و مشكل های موجود مقصرند و مسئولین نظام به ویژه باید در این باره، فكریكنند، ما تا اندازه معقول آن را اعتراف می كنیم.
اما عزیزان جوان باید بدانند كه این شرایط كم و بیش بوده و خواهند بودپس ما ناچاریم حداقل از نظر روحی خود را نبازیم. و همچنین با رجوع  به مكتب مان با وجود تجربه ها به قوت و ایمان قلبی مان اضافه كنیم . درگزارش مبسوطی در روزنامه كیهان با جوانانی صحبت شده بود كه امكانات داشتند اما به دلیل ضعف روحی، وسواس در گزینش،عدم معیار انتخاب، بی نیازی مصنوعی
یا به خاطر بالا رفتن سن، ازدواج نمی كنند. بنابراین باز هم می گوئیم با توكل بر خدا اقدام كنند و از چند مورد جواب ردّ سرخورده باشند. 

 

 به چند ملاك كه توان روحی را می افزاید توجه می دهیم:           
خداوند توانا كه فقیر نمی شود! در قرآن فرموده اند ازدواج كنید و اگر فقیر هستید. خداوند توانگری می بخشد (سوره نور) و به همین دلیل در عرف مردم می گویند خداوند پول عروسی را می رساند علی((علیه السلام)) در نهج البلاغه بخش كلمات قصار می فرماید: از هر چیز كه ترسیدی خود را در معرض آن قرار بده، زیرا عقب نشینی تو از آنچه خوف داری بیشتر صدمه می زند. نمونه های موفقی در این نوع اقدامات داشته ایم كه خاطرات شیرینی را رقم زده است.
زیرا كاملاً روشن است ازدواج، ارتباط جدید است و از ارتباط جدید امكانات جدیدتر متولد می شود. موارد زیادی امكان تحصیل بعد از اقدام  به ازدواج بدست آمده، حتی از طریق خانواده همسر تسهیلاتی آماده شده. و این همان مفهوم حرف ارزشمند پیامبراكرم((صلی الله علیه وآله))می باشد كه فرمود ازدواج، رزق و امكانات را جلب می كند.




طبقه بندی: پسران،  دختران،  پدران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : پنجشنبه 7 مرداد 1389 ساعت:08:30 ب.ظ

سؤال:

دختر زیبایی هستم اما خواستگار کمی دارم از طرفی می بینم دختران بدحجاب در ازدواج موفق ترند لطفاً مرا راهنمایی کنید!!!

جواب:

فرموده اید یكی از مشكلات اساسی من مساله ازدواج است در این باره نیزتوجه شما را به نكاتی چند جلب می كنیم :
اولا"، دغدغه ازدواج در سنین جوانی برای دختران و پسران جوان امری طبیعی است زیرا ازدواج یكی ازمسایل اساسی زندگی انسان است كه در دوره جوانی اتفاق می افتد جوان نیز در این دوره علاوه بر مساله ازدواج با مسایل مهم دیگر مانند ادامه تحصیلات ، اشتغال ، مسكن ، مسایل سیاسی درگیر است . این مساله در عین حال كه مهم است تمام فكر و وقت انسان را مشغول می كند و مانند ابری تیره برهمه ابعاد زندگی سایه می افكند و آن را تحت الشعاع خود قرار می دهد.اهمیت این مساله نباید موجب نگرانی شدید جوان شود بگونه ای كه دچارافت تحصیلی ، كاهش ، عملكرد ( فكری ،اجتماعی و تحصیلی ) او شود یا حتی دربعضی مواقع از نظر روانی دچار مشكلات و بیماری گردد .همانطور كه عرض شدمساله ازدواج هم امری اساسی و مهم است و هم باید انسان درباره آن بیندیشد اما ازدواج همه زندگی نیست تا تمام فكر خود را به آن مشغول كند.افراط در هر امری به همان اندازه مضر است كه انسان نسبت به آن امر بی مبالات باشد اگر واقعا" این مساله برایتان مهم است - كه باید باشد - به جای بازی با افكار و توهمات منفی و كمی در این زمینه مطالعه كنید وبرآگاهی خود بیفزایید تا هنگام انتخاب بتوانید تصمیم صحیحی داشته باشید.نكته دیگری كه درباره خواستگاری و قیافه ظاهری و مسایلی از این قبیل بایدبه آن توجه كنید، وجود تفاوت های فردی در همه زمینه ها است . از جهات مختلف با هم تفاوت دارند گاهی این تفاوتهای فردی موجب نگرانی بعضی افراد می شود در حالی كه اگر انسان وجود این تفاوتها را بپذیرد دیگر جای نگرانی نیست البته ممكن است افرادی كه بیشتر دنبال قیافه ظاهری هستنداز سایر معیارهای مهم ازدواج غافلند، بیشتر سراغ دخترانی بروند كه ظاهری زیباتر دارند یا این كه آرایش و - یا خدای نكرده - ولنگاری خودشان را بیشتردر معرض دید دیگران قرار می دهند .قطعا" شما چنین چیزهایی را دوست ندارید و به عنوان امری ارزشی به آن نگاه نمی كنید بنابراین تعدد خواستگاردلیل برتری دیگران نسبت به شما نیست . این كه افرادی كم تر به خواستگاری شما آمده اند، دلیل وجود نقص شما نیست . آنچه مهم است طرزنگرش شما به این مسایل است و این كه شما آنها را چگونه ارزیابی كنید .برخی از دختران وقتی خواستگاری برای دوست یا همسایشان می آید شروع به منفی بافی درباره خود می كنند و شخصیت خود را تخریب می كنند؛ حال آن كه ممكن است این دختر را كسی در خیابان با اتوبوس دیده و چشمش گرفته باشد .این امر نباید شما را نگران كند و گمان نكنید شما را هیچ كس دوست ندارد و از این بدتر گمان نكنید كه خدا شما را دوست ندارد نه هرگز چنین نیست قرآن می فرماید : ( ( چه بسا شما چیزی را دوست ندارید ولی خیر شما درآن قرار دارد و چه بسا شما چیزی را دوست دارید ولی آن چیز برای شما شراست) ) . از كجا معلوم كه بسیاری از آن خواستگاران در واقع شر هستند وخداوند نمی خواهد شما به آن شر مبتلا شوید و خداوند شر را متوجه دیگرانی می كند كه خودشان دنبال بدی ها هستند حجاب را رعایت نمی كنند و با عرضه خود به دیگران جلب مشتری می كنند بسیاری از این مشتریان و اصطلاح خواستگارانی كه با چشم چرانی در كوچه خیابان ، پارك ، دانشگاه و اتوبوس به سراغ آنان می آیند شر هستند و خداوند برای بندگان مومن عفیف وپاكدامن خود ( مانند شما ) افرادی متناسب با آنها را قرار داده است چنان كه می فرماید : ( ( افراد پاكیزه را برای افراد پاكیزه قرار دادیم و افراد خبیث برای افراد خبیث ) ) . در جای دیگر می فرماید : ( ( افراد مشرك را برای افرادمشرك ، افراد زنا كار را برای افراد زناكار ) ) خلاصه این كه شما از كمی خواستگاران خود و خواستگاران زیاد دیگران نگران نباشید خداوند می خواهدكفو و همتای شما به خواستگاری شما بیاید البته این به معنای آن نیست كه شما در انتخاب همسر تحقیق نكنید و بی گدار به آب بزنید .نكنه دیگر این كه شما هنوز سن بالایی ندارید الان در جامعه فعلی ما بیست سال گر چه برای ازدواج مناسب است ولی دیر نشده است معمولا" دخترانی كه مشغول تحصیل هستند خواستگاران ویژه خودشان را دارند و بسیاری از مردم می گویند ( ( فلان دختر فعلا" مشغول درس است و معلوم نیست جواب مثبت بدهد ) ) ، لذا ازخواستگاری منصرف می شوند تا این كه درس تمام شود به هرحال جای هیچ نگرانی نیست شما اعتقادات خود را نه تنها زیر سوال نبرید بلكه آنها راتقویت كنید و هیچ تزلزلی به خود راه ندهید متانت ، عفت و پاكدامنی خودرا كماكان به خوبی حفظ كنید كه با ارزش ترین متاع در پیشگاه الهی همین ارزشها است : ( ( ان اكرمكم عندالله اتقكم ) ) همواره در زندگی به خداوندمهربان - كه از مادر به انسان مهربانتر است - امیدوار باشید .شخصیت خود راتخریب نكنید و نسبت به خود منفی بافی نكنید، بلكه بیشتر به جنبه های مثبت زندگی و شخصیت خود فكر كنید همیشه این فكر را به خود تلقین كنیدكه ( ( من خوشبخت هستم و خوشبخت تر نیز خواهم شد خود را در تنهایی وانزوا قرار ندهید و سعی كنید در كارهای خانه ، دانشگاه و تمام كارهای اجتماعی كه در خور شان یك زن مسلمان است با حفظ حیا و پاكی ، مشاركت كنید .سعی كنید حتی برای مطالعه در جای تنها قرار نگیرید به كتابخانه بروید و دوستان با نشاط و شاد و در عین حال عفیف و مؤمن داشته باشید وبا آنها معاشرت كنید و نهایتا" تمام توكلتان به خداوند باشد .




طبقه بندی: مادران،  دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1389 ساعت:12:41 ق.ظ

سوال:
اصولاً نقش خانواده ها در زندگی فردی واجتماعی فرزندان خود چیست ؟ توضیح دهید
جواب:
همانطور كه می دانید جسم وجان كودك ابتدا در محیط خانواده پرورش می یابدواساس اولیه ساختمان اندام واخلاق وی دردامن والدین پی ریزی میشود . پدران وماردان دانا ودلسوزند كه می توانندفرزندان لایق وشایسته بسازند وبرعكس والدین بی علاقه ونادانند كه فرزندان را افراد فاسد ونالایق بار می آورند .
 هیچگونه تشكیلات اجتماعی در ساختن طفل به اندازه خانه مؤثر نیست ،زیرا در آن ، قالب ریزی اخلاق انجام می گیرد، دریك خانواده (خوب ) و شایسته وسائل كمال ، زودتر وسریعتر آماده می گردد وبه طفل كمك میشود كه قدم به قدم در
راه اعتماد به نفس ، لیاقت ، علاقه مندی به كار و مسئولیت وتفاهم پیشرفت نماید. در خانواده (بد) از پیشرفت به طرف كمال جلوگیری میشود ، طفل احساس می كند كه كسی او را نمی خواهد وشاید به همین جهت او با اعتماد واطمینان در زندگی حركت نمی كند ویا آنكه والدین طوری با او رفتار می كنند كه طفل هیچوقت نمی تواند عكس العمل آنها را در وقایع پیش بینی كند . بنابراین دائماً در یك حالت عصبانیت بسر می برد یا آنكه او خودموضوع یك نوع رقابت حسودانه بین والدین خویش قرار می گیرد . یاآنكه برای بدست آوردن آنچه كه بدان محتاج است
مجبورمی شود از راه آنچنان رقابت مهاجمانه ای وارد شود كه چیزی نمی گذرد كه كلمه دشمن خیلی بیشتر از كلمه دوست برای او مفهوم پیدا می كند یا آنكه بوسیله معاشرت با بزرگترها به این نتیجه غلط می رسد كه اگر از برآوردن
نیازهای فردی صرفنظر شود دیگر زندگی هیچ معنایی نخواهد داشت. كسانیكه دراین قبیل خانه وخانواده متولد میشوند فقط از دوران بچگی به دوران بلوغ پا میگذارند ولی نمی توانند به شایستگی ، مدارج ترقی را به سوی كمال بپیماند.» (1) میل به تفوق وبرتری وعلاقه به كسب قدرت واهمیت ، از تمایلات طبیعی بشر واز شاخه های غریزه حب ذات است . كودك از طرفی مایل است توجه دگران را به خود جلب كند وشخصیت خویش را به این و آن بنمایاند واز طرف دیگر به علت ناتوانی بدن ، خود را ضعیف می بیند ودر خویشتن احساس حقارت می كند. این تضاد درونی طفل را به فعالیت وامی دارد ، سعی می كند تا آنجا كه قدرت دارد استعدادهای باطنی خود را به فعلیت بیاورد وبدینوسیله خویش را به دیگران نشان بدهد وارزش خود را ثابت كند.
كودك از هر موقعیتی كه در این راه نصیبش می شود مسرور می گردد. موقعیكه چیزی را با دستهای كوچك خود می گیرد ،وقتی جغجغه را به صدا در می آورد ، زمانیكه برای اولین بار روی پای خود می ایستد بی اندازه شادمان میگردد ومراتب
مسرت ورضامندی از چشمها وقیافه اش به خوبی خوانده میشود در این مواقع انتظار دارد اطرافیانش نیز به وی توجه كنندودر سرور وشادیش شركت نمایند ودر این فتح وپیروزی تشویقش كنند.
اگر پدران ومادران ، این تمایل فطری را همواره در نظر داشته باشند وخواهش عرض وجود كودك را به طرز شایسته ای ارضاء نمایند ،اگر در محیط خانواده او را یك انسان به حساب آورند وعملاً مورد تكریم واحترامش قرار دهند ، اگر به رفتار وگفتار كودكانه اش عنایت نمایند وبا تمسخر و توهین یا بی اعتنایی تحقیرش نكنند وآزرده خاطرش. ننمایند دو نتیجه بزرگ می گیرند اول آنكه خواهش فطری وی را صحیح و بیخطر هدایت كرده اند ، دیگر آنكه او را یك فرد مستقل وباشخصیت بار آورده اند.رسول اكرم (ص) می فرمایند : فرزندان خود را احترام كنید وبا آنان مؤدب برخورد نمائید.
(3) ناگفته نماند كه محبت بیش از اندازه نسبت به كودك نیز مانند بی مهری به كودك عوارض نامطلوبی دربردارد. به عبارت دیگر همانطور كه تحقیر و توهین به كدوك ، بی احترامی به شخصیت كودك ، توجه نكردن به عزت نفس وحب ذات كودك در نهاد طفل اثر بد می گزارد ونتایج تلخ آن در جوانی آشكار میشود ، زیاده روی در محبت وافراط در نوازش نیز روان طفل را زودرنج ونامتعادل می سازد ودر جوانی مایه تیره روزی وبدبختیش می شود.
امام باقر علیه السلام می فرمایند : بدترین پدران ، كسانی هستند كه دراعمال محبت نسبت به فرزند زیاده روی وافراط می كنند. (4)
« قوانین تغییر ناپذیری یافت میشوند كه همواره درهر عصری در اداره زندگیها واجتماعات تأثیر دارند وخوشبختی وآرامش روان بدست نمی آید مگر بادر نظر گرفتن وپیروی از این قوانین جاودان وتغییر ناپذیر یكی از آن قوانین آن است كه هر فردی در سایه شكیبایی وحوصله وپایداری در مقابل وظیفه ،بادست خویش سرنوشتش را به وجود می آورد در حالیكه كودك فاسد ولوس ، ناتوان تر از آن است كه بتواند در زندگی به چنین تلاشی برخیزد . او پیوسته در یك جهان خیالی نامتعادل به سر می برد وتادم مرگ می پندارد كه با یك لبخند كوچك ویایك اخم ، رحم ومحبت همه كس را تحریك خواهد كردو(5) زندگی هموراه توأم با مشكلات ومصائب است ، كودكی كه با آلام زندگی مواجه می شود اگر پدران ومادران نادان ، بی جهت نازش را نكشند وبی مورد حمایتش ننمایند خودش به فكر چاره جویی می افتد ، افكار خویش را بكار می اندازد وباصبروحوصله مشكلات را یكی پس از دیگری حل می كند . بدیهی است چنین كودكی وقتی به جوانی می رسد مرد كار وفعالیت است در مقابل سختیهای زندگی مقاومت می كند وبا نیرومندی بر آنها پیروز می شود وبرعكس اطفال نازپرورده وازخود راضی در دوران جوانی عناصری نالایق وبی شخصیت هستند روح زودرنج وشكست پذیرشات در مقابل آلام زندگی تاب مقاومت ندارد وامواج نیرومند روزگار خیلی زود آنان را درهم میشكند. (6) امام موسی بن جعفر (ع) می فرمایند : بهتر آن است كه طفل در كودكی باسختی ومشكلات اجتناب ناپذیر حیات كه غرامت زندگی است روبرو شود تا در جوانی بردبار وصبور باشد. (7) دوست عزیز : همانطور كه رفتار پدر ومادر در كودكی در نحوه شخصیت كودك در آینده تأثیر می گذارد این رفتار در نوجوانی وجوانی نیز تأثیر گذار می باشد. دراینجا اخرین نكته برای موفقیت آینده فرزندان مؤثر است به مسئله مورد شور قرار دادن نوجوان كه مورد تأكید پیشوایان دین نیز می باشد اشاره می كنیم.
نوجوانی كه پدر ومادرش بااو مانند یك رفیق صمیمی برخورد می كنند ، نوجوانی كه به فرموده رسول اكرم (ص)در خانواده نقش وزیر مشاور دارد وزیر زیربار مسئولیت می رود ، پدر وماد با وی مشورت می كنند ودر اداره امور زندگی با پدرومادر مصلحت اندیشی و مشورت می كند خیلی زود عقلش رشد می كند وسریعتر برای سازگاری با اجتماع آماده می شود.
« شورای خانوادگی لازم است كه اعضاء خانواده گاهی دورهم به مشورت بنشیند ودر مسائل خانوادگی و مشكلاتی كه پیش می آید ؤ شور وگفتگو كنند ، دخل وخرج خود را بسنجند وبرای آینده خود تكالیفی در نظر بگیند . درضمن این گفت وشنود ، فرزندان به مسئولیت وفداكاری پدر ومادر وبه وظایف خود وبه رموز زندگی آشنا میشوند و به مشورت كردن در كارها وبه روش زندگی دموكراسی خومی گیرند ومی فهمند كه در مقابل خواسته های دیگران باید به رضا ورغبت از وفدكاری از خواسته های خود چشم پوشی كرده واز قوانین اجتماع اطاعت كنند ، یاد می گیرند كه چگونه به نیروی تدبیر ودر نتیجه همكاری می توان بر مشكلات فائق شد.» (8)

منابع ومآخذ
1- عقل كامل ، ص221 ، جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1.
2- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1 ، ص280 –281.
3- بحار 23 ، ص114.
4- تاریخ یعقوبی ، 3 ، ص53.
5- ما وفرزندان ما ، ص40.
6- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1 ، ص287.7- وسائل 5 ،
ص126.8- شادكامی ، ص162.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
(تعداد کل صفحات:8)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]