: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1389 ساعت:12:41 ق.ظ

سوال:
اصولاً نقش خانواده ها در زندگی فردی واجتماعی فرزندان خود چیست ؟ توضیح دهید
جواب:
همانطور كه می دانید جسم وجان كودك ابتدا در محیط خانواده پرورش می یابدواساس اولیه ساختمان اندام واخلاق وی دردامن والدین پی ریزی میشود . پدران وماردان دانا ودلسوزند كه می توانندفرزندان لایق وشایسته بسازند وبرعكس والدین بی علاقه ونادانند كه فرزندان را افراد فاسد ونالایق بار می آورند .
 هیچگونه تشكیلات اجتماعی در ساختن طفل به اندازه خانه مؤثر نیست ،زیرا در آن ، قالب ریزی اخلاق انجام می گیرد، دریك خانواده (خوب ) و شایسته وسائل كمال ، زودتر وسریعتر آماده می گردد وبه طفل كمك میشود كه قدم به قدم در
راه اعتماد به نفس ، لیاقت ، علاقه مندی به كار و مسئولیت وتفاهم پیشرفت نماید. در خانواده (بد) از پیشرفت به طرف كمال جلوگیری میشود ، طفل احساس می كند كه كسی او را نمی خواهد وشاید به همین جهت او با اعتماد واطمینان در زندگی حركت نمی كند ویا آنكه والدین طوری با او رفتار می كنند كه طفل هیچوقت نمی تواند عكس العمل آنها را در وقایع پیش بینی كند . بنابراین دائماً در یك حالت عصبانیت بسر می برد یا آنكه او خودموضوع یك نوع رقابت حسودانه بین والدین خویش قرار می گیرد . یاآنكه برای بدست آوردن آنچه كه بدان محتاج است
مجبورمی شود از راه آنچنان رقابت مهاجمانه ای وارد شود كه چیزی نمی گذرد كه كلمه دشمن خیلی بیشتر از كلمه دوست برای او مفهوم پیدا می كند یا آنكه بوسیله معاشرت با بزرگترها به این نتیجه غلط می رسد كه اگر از برآوردن
نیازهای فردی صرفنظر شود دیگر زندگی هیچ معنایی نخواهد داشت. كسانیكه دراین قبیل خانه وخانواده متولد میشوند فقط از دوران بچگی به دوران بلوغ پا میگذارند ولی نمی توانند به شایستگی ، مدارج ترقی را به سوی كمال بپیماند.» (1) میل به تفوق وبرتری وعلاقه به كسب قدرت واهمیت ، از تمایلات طبیعی بشر واز شاخه های غریزه حب ذات است . كودك از طرفی مایل است توجه دگران را به خود جلب كند وشخصیت خویش را به این و آن بنمایاند واز طرف دیگر به علت ناتوانی بدن ، خود را ضعیف می بیند ودر خویشتن احساس حقارت می كند. این تضاد درونی طفل را به فعالیت وامی دارد ، سعی می كند تا آنجا كه قدرت دارد استعدادهای باطنی خود را به فعلیت بیاورد وبدینوسیله خویش را به دیگران نشان بدهد وارزش خود را ثابت كند.
كودك از هر موقعیتی كه در این راه نصیبش می شود مسرور می گردد. موقعیكه چیزی را با دستهای كوچك خود می گیرد ،وقتی جغجغه را به صدا در می آورد ، زمانیكه برای اولین بار روی پای خود می ایستد بی اندازه شادمان میگردد ومراتب
مسرت ورضامندی از چشمها وقیافه اش به خوبی خوانده میشود در این مواقع انتظار دارد اطرافیانش نیز به وی توجه كنندودر سرور وشادیش شركت نمایند ودر این فتح وپیروزی تشویقش كنند.
اگر پدران ومادران ، این تمایل فطری را همواره در نظر داشته باشند وخواهش عرض وجود كودك را به طرز شایسته ای ارضاء نمایند ،اگر در محیط خانواده او را یك انسان به حساب آورند وعملاً مورد تكریم واحترامش قرار دهند ، اگر به رفتار وگفتار كودكانه اش عنایت نمایند وبا تمسخر و توهین یا بی اعتنایی تحقیرش نكنند وآزرده خاطرش. ننمایند دو نتیجه بزرگ می گیرند اول آنكه خواهش فطری وی را صحیح و بیخطر هدایت كرده اند ، دیگر آنكه او را یك فرد مستقل وباشخصیت بار آورده اند.رسول اكرم (ص) می فرمایند : فرزندان خود را احترام كنید وبا آنان مؤدب برخورد نمائید.
(3) ناگفته نماند كه محبت بیش از اندازه نسبت به كودك نیز مانند بی مهری به كودك عوارض نامطلوبی دربردارد. به عبارت دیگر همانطور كه تحقیر و توهین به كدوك ، بی احترامی به شخصیت كودك ، توجه نكردن به عزت نفس وحب ذات كودك در نهاد طفل اثر بد می گزارد ونتایج تلخ آن در جوانی آشكار میشود ، زیاده روی در محبت وافراط در نوازش نیز روان طفل را زودرنج ونامتعادل می سازد ودر جوانی مایه تیره روزی وبدبختیش می شود.
امام باقر علیه السلام می فرمایند : بدترین پدران ، كسانی هستند كه دراعمال محبت نسبت به فرزند زیاده روی وافراط می كنند. (4)
« قوانین تغییر ناپذیری یافت میشوند كه همواره درهر عصری در اداره زندگیها واجتماعات تأثیر دارند وخوشبختی وآرامش روان بدست نمی آید مگر بادر نظر گرفتن وپیروی از این قوانین جاودان وتغییر ناپذیر یكی از آن قوانین آن است كه هر فردی در سایه شكیبایی وحوصله وپایداری در مقابل وظیفه ،بادست خویش سرنوشتش را به وجود می آورد در حالیكه كودك فاسد ولوس ، ناتوان تر از آن است كه بتواند در زندگی به چنین تلاشی برخیزد . او پیوسته در یك جهان خیالی نامتعادل به سر می برد وتادم مرگ می پندارد كه با یك لبخند كوچك ویایك اخم ، رحم ومحبت همه كس را تحریك خواهد كردو(5) زندگی هموراه توأم با مشكلات ومصائب است ، كودكی كه با آلام زندگی مواجه می شود اگر پدران ومادران نادان ، بی جهت نازش را نكشند وبی مورد حمایتش ننمایند خودش به فكر چاره جویی می افتد ، افكار خویش را بكار می اندازد وباصبروحوصله مشكلات را یكی پس از دیگری حل می كند . بدیهی است چنین كودكی وقتی به جوانی می رسد مرد كار وفعالیت است در مقابل سختیهای زندگی مقاومت می كند وبا نیرومندی بر آنها پیروز می شود وبرعكس اطفال نازپرورده وازخود راضی در دوران جوانی عناصری نالایق وبی شخصیت هستند روح زودرنج وشكست پذیرشات در مقابل آلام زندگی تاب مقاومت ندارد وامواج نیرومند روزگار خیلی زود آنان را درهم میشكند. (6) امام موسی بن جعفر (ع) می فرمایند : بهتر آن است كه طفل در كودكی باسختی ومشكلات اجتناب ناپذیر حیات كه غرامت زندگی است روبرو شود تا در جوانی بردبار وصبور باشد. (7) دوست عزیز : همانطور كه رفتار پدر ومادر در كودكی در نحوه شخصیت كودك در آینده تأثیر می گذارد این رفتار در نوجوانی وجوانی نیز تأثیر گذار می باشد. دراینجا اخرین نكته برای موفقیت آینده فرزندان مؤثر است به مسئله مورد شور قرار دادن نوجوان كه مورد تأكید پیشوایان دین نیز می باشد اشاره می كنیم.
نوجوانی كه پدر ومادرش بااو مانند یك رفیق صمیمی برخورد می كنند ، نوجوانی كه به فرموده رسول اكرم (ص)در خانواده نقش وزیر مشاور دارد وزیر زیربار مسئولیت می رود ، پدر وماد با وی مشورت می كنند ودر اداره امور زندگی با پدرومادر مصلحت اندیشی و مشورت می كند خیلی زود عقلش رشد می كند وسریعتر برای سازگاری با اجتماع آماده می شود.
« شورای خانوادگی لازم است كه اعضاء خانواده گاهی دورهم به مشورت بنشیند ودر مسائل خانوادگی و مشكلاتی كه پیش می آید ؤ شور وگفتگو كنند ، دخل وخرج خود را بسنجند وبرای آینده خود تكالیفی در نظر بگیند . درضمن این گفت وشنود ، فرزندان به مسئولیت وفداكاری پدر ومادر وبه وظایف خود وبه رموز زندگی آشنا میشوند و به مشورت كردن در كارها وبه روش زندگی دموكراسی خومی گیرند ومی فهمند كه در مقابل خواسته های دیگران باید به رضا ورغبت از وفدكاری از خواسته های خود چشم پوشی كرده واز قوانین اجتماع اطاعت كنند ، یاد می گیرند كه چگونه به نیروی تدبیر ودر نتیجه همكاری می توان بر مشكلات فائق شد.» (8)

منابع ومآخذ
1- عقل كامل ، ص221 ، جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1.
2- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1 ، ص280 –281.
3- بحار 23 ، ص114.
4- تاریخ یعقوبی ، 3 ، ص53.
5- ما وفرزندان ما ، ص40.
6- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1 ، ص287.7- وسائل 5 ،
ص126.8- شادكامی ، ص162.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : چهارشنبه 16 تیر 1389 ساعت:04:56 ب.ظ

سوال:
وظایف زن و مرد نسبت به هم چیست ؟

جواب:
بحث درباره وظایف زن نسبت به شوهرمجالی وسیع میطلبد. در این زمینه به كتاب آئین
همسرداری نوشته آیت الله ابراهیم امینی مراجعه فرمایید. در عین حال كلیات وظایف زن در برابر شوهر را با حدیثی ازپیامبر اكرم(ص) برای شما میآوریم 
پیامبر خدا درباره حق شوهر بر زن فرمودند :
1- اطاعت از شوهر ،
2- حفظ مال شوهر ،
3- بدون اذن او روزه مستحبی نگیرد ،
4- در مورد مسائل جنسی مانع شوهر نشود ،
5- بدون اذن شوهر از خانه خارج نگردد.
(بحار الانوار ، ج 103 ، ص 248)

حقوق زن بر مرد

الف) حقوق واجبه كه عبارتند از:

 1 . مسكن، 2 . لباس، 3 .خوراك و غذا.

ب) حقوقی كه جنبه اخلاقی دارد از جمله :

 1. با زن به مدارا رفتار كند، 2 . از لغزشهای او صرفنظر
نماید، 3 . وسایل زندگی را در حد رفاه نسبی برای
او فراهم نماید.
گفتنی است كه زن و شوهر باید لباس و عیب پوش یكدیگر و همكار و مشاور و معاون با یكدیگر
باشند. بنابر این باید بتوانند در كنار یكدیگر بااحترام متقابل و ایجاد زمینه مساعد برای فعالیت طرف مقابل اعتماد و همكاری را در خانواده ایجادنمایند.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول

الف.حسن سلوک با همسر

یکی از عوامل بسیار مهم واساسی در زمینه تحکیم خانواده،تدبیر در حسن سلوک با همسر است.نوعی فراست و کاردانی در تدبیر منزل و رفتار با همسر،می تواند از تعیین کننده ترین عوامل موفقیت در آیین همسر داری به حساب آید در اینجا نمونه ای از ظرایف و لطایف جلوه های رفتاری و گفتاری فاطمه (س)در برخورد با همسر بزرگوارشان بیان می شود :

1.توجه به ظرایف و روحیات همسر

یکی از عوامل استحکام بخش پیوند های موّدت میان زن و شوهر این است که طرفین بتوانند حالات و روحیات یکدیگر را درک کنند شاید هیچ عاملی به اندازه درک متقابل روحیات در زندگی خانوادگی،نمی توانند آرامش بخش و سازنده باشد.مهمترین عامل و سبب محبت نیز معرفت است و درک روحیه و شناخت ابعاد وجودی همسر،از تجلّیات معرفت به اوست.

2.پرهیز از تقاضای نامقدور

تقاضا نمودن از فردی که قادر بر انجام آن نیست،همیشه و همه جا سبب آسیب هر روحیه ای --نمی شود ولی به جهت شرایط خاصی که در زندگی مشترک و روحیه زن و شوهر وجود دارد معمولا اگر این تقاضا از سوی زنی در برابر همسرش مطرح شود و شوهر قادر بر پاسخ نباشد نوع خاصی از احساس سر شکستگی را در خود خواهد یافت و این واقعیت روح او را خواهد آزرد

3.استقبال از پیشنهاد همسر

یکی از عواملی که سبب می شود روحیه نشاط در زندگی خانوادگی ریشه دار شود و اعضای خانواده در زیر آسمان صلح و صفا،به یکدیگر حس نزدیکی بیشتری پیدا کنند این است که از-- پیشنهاد های یکدیگر استقبال نمایند. تدبیر و فراست فاطمه در همسر داری آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که ایشان پس از فراگرفتن این رمز و راز ،با مسرّت از خانه پدر به خانه خویش بر می گردد و برای علی (ع)اینگونه حکایت ماجرا را باز می گوید که من برای دنیا رفتم و با متاع آخرت باز گشتم و اینگونه با اشراف بر ظرایف روحی علی (ع)خود را دست خالی نشان نمی دهد و بگونه ای حکیمانه می خواهد از علی (ع) از عرض حاجت در برابر رسول خدا شرمنده نشود

4.سازگاری با همسر

یکی دیگر از عواملی که سبب تحکیم خانواده می شود اینست که زوجین با یکدیگر توافق و سازش اخلاقی داشته باشند.مسلم است که وقتی زن و شوهر کنار یکدیگر قرار می گیرند و در جمیع شئون زندگی،در حال بیداری و در بستر با یکدیگر شریک می شوند گاه اختلاف سلیقه هایی پیدا می کنندبرای آنکه این اختلاف ها اساس زندگی مشترک را خدشه دار نسازد و قلب همسران را از هم نرنجاند باید به فرایندی جهت سازش و توافق توسل کرد.در طی این فرایند،هر یک از زن و شوهر از بعضی امیال،خواست ها و سلیقه هایشان برای احترام به نظر همسر خود،چشم پوشی می کنند

5.محبت و احترام نسبت همسر

چنانکه صدا کردن همسر،یک امر بسیار روزمره در زندگی خانوادگی است در صورتی که این خطا احترام آمیز باشد پژواکی از محبت و صمیمت را در پی خواهد داشت.نحوه،نوع و لحن خطاب و --آمیزه های احساسی انعکاس یافته در خطاب و بکار گیری اسماء و القاب مناسب برای مخاطب قرار دادن افراد،تأثیر عمیقی در واکنش های عاطفی  افراد به جا می گذارد و زن و شوهر نیز جهت تحصیل خرسندی و رضایت مندی خاطر از یکدیگر،بیش از هرچیز به کنش ها و واکنش های عاطفی مثبت و مناسب نیازمندند،لذا باید به همین مسائل به ظاهر ساده ولی مهم نیز توجه نمایند.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت:12:51 ق.ظ

 

سوال:
چه راهی وجود دارد تاافراد كوچكتر به افراد بزرگتر احترام بگذارند و به صورت یك عرف در جامعه درآید؟
جواب:
جامعه سالم نیازمند خانواده سالم است. در محیط خانه است كه كودك می آموزدچگونه با دیگران باید معاشرت نماید. بنابراین سنت تكریم بزرگترها باید در كانون خانواده احیا گردد تا به جامعه سرایت نماید.دراین مورد همه دستگاههای تبلیغاتی و رسانه های فرهنگی مانند رادیو و تلویزیون و روزنامه ها و مجلات نقش تعیین كننده دارند.
مهم نقشهای متفاوتی است كه هر یك از اعضای خانواده باید ایفا نمایند كه به مهمترین آنها میپردازیم:
1 - افراد كوچك و كودكان حرف كسانی را میشنوند و به افرادی از روی میل ورغبت احترام می گذارند كه به آنها ارزش می دهند و توجه می نمایند. بنابراین وظیفه بزرگترها، مهربانی به كوچكتر و دل جویی از آنان است. رسول اكرم (ص) میفرماید: "دلهای مردم بااین تمایل فطری آفریده شده است كه نیكی كنندگان به خود را دوست داشته باشند و بدكنندگان به خویش را دشمن دارند".
2 - بزرگترها باید موقعیت خود را حفظ نمایند. متأسفانه بعضی والدین به عوض این كه برنفوذ و احترام یكدیگر در برابر كودك بیفزایند، با انتقادهای بی مورد اختلاف نظرهای غیر معقول از منزلت خود نزد او می كاهند. این نوع والدین نمیتوانند احترام و همكاری بچه ها را جلب نمایند. اگر والدین و بزرگترها احترام خود را نگه بدارند، باید توقع احترام از دیگران را داشته باشند.
3 - والدین باید درس تكریم بزرگترها را در قول و عمل به فرزندانشان آموزش دهند. اگر والدین وظیفه تكریم رانسبت به بزرگترهای خود مراعات نمایند، خودشان نیز مورد تكریم فرزندان واقع خواهند شد. امام صادق(ع) میفرماید: "به پدران خود نیكی كنید تا فرزندانتان هم به شما نیكی نمایند".
4 - رابطه پدر و مادران با فرزندان باید رابطه عاطفی و مانند دو دوست باشد. البته دو دوستی كه یكی بزرگتر و دارای علم و آگاهی و تجربه بیشتر و دیگری دوست كوچكتر است. در این حال،احترام فرزند به پدر و مادر از روی علاقه و اختیار خواهد بود، همانند دوست كوچكی كه با علاقه به دوست بزرگتر خود احترام می گذارد و از او حرف شنوی دارد.
پی نوشتها:1 - تحف العقول، ص 37.2 - بحارالانوار، ج 68، ص 65.




طبقه بندی: مادران،  پدران،  دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : سه شنبه 24 فروردین 1389 ساعت:05:14 ب.ظ

 

 

إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی (طه آیه 14﴾

من الله هستم ، معبودى جز من نیست ، مرا پرستش كن و نماز را براى یاد من به پادار.

 نام مركز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی 

سوال:

ما در مقابل نماز چه وظیفه ای داریم باید بی تفاوت باشیم یا خیر. و اسا ساً نماز را كه سبك بشماریم چه پیامدهای  د ارد و اگر به آن اهمیت دهیم چه فوایدی دارد؟

جواب:

ما نسبت به نماز به عنوان یك فرمان الهی و حكم خدایی وظیفة اجرا ء و اطاعت داریم ، خداوند متعال دستوراتی از طریق پیامبر و ائمه ( ع ) به   بندگانش داده است  و بر آنها نیز واجب است كه عمل كنند و اطاعت كنند اینجا چند بحث مطرح است . بحث عبد بودن كه ما خود را بندة خداوند می خوانیم ، بنده وظیفه دارد كه از دستورات مولای خودش اطاعت كند چنانچه در قدیم هم غلامان ملزم بودن كه دستورات مولای خودشان را بدو ن  چون و چرا و كم كاست اطاعت كنند .

مطلب دوم اینكه شكر منعم واجب است . اگر كسی به شما احسانی كند و كمكی به شما كند، پولی بدهد و یا … .  شما از نظر اخلاقی وظیفه خودتان می دانید كه به او احترام بگذارید و حرف او را گوش كنید. اگر به شما بگویند  ده میلیون به شما می دهم به شرط اینكه شما هر چه من گفتم عمل كنید ، قطعاً شما در مقابل گرفتن آن پول حاضر هستید كه به حرفها ی او نیزگوش دهید ، خداوند متعال نعمتهای فراوانی به بندگانش داده كه قابل شمارش نیست به فرمودةخود قرآن ، شما نمی توانید نعمتهای خداوند را بشمارید . ( لا تحصوها) مثلاً همین نعمت سلامتی كه شاید  میلیارد ها تومان یا بیشتر ارزش داشته باشد كه اگر شما مریض شوید گاهی حاضرید تمام دارائی خود را بدهید تا دوباره سلامتی خود را بازیابید پس از آن ده میلیون آن   فرد هم بیشتر ارزش دارد . لذا اگر بخواهبم بگوئیم كه خداوند این همه لطف به ما فرموده و در مقابل آن از ما خواسته به حرفهایش گوش دهیم یكی ازآن فرمایشات خداوند خواندن نماز است . البته اینجا فرق دیگری نیز هست و آن اینكه آن فردی كه به ماپول  دهد و بگوید فلان كار را انجام دهیم ، بازگشت این عمل ما به آن فرد و سودش در جیب او می رود ولی در این نما ز خواندن كه بخاطر شكر و عمل كردن به دستورات خداوند است سودش هم به جیب خداوند نمی رود بلكه سودش نیز به خود ما بر می گردد كه آن هم بهشت است پس لازم شد كه عمل كنیم و در این عمل باز به خودمان نفع رسانیده ایم . هم نعمتها را استفاده می كنیم و هم از طریق این خواندن نماز برای آخرتمان هم كار كرده ایم و سود بسیار زیادی به خودمان رسانده ایم . پس خواندنش واجب و نیز سبك شمردن آن باعث عقوبت و عذاب یعنی اگر سبك بشمارید به فرمودة یكی از معصومین ( ع) 15 گرفتاری به انسان مبتلا می شود كه بر خی مربوط می شود به دنیا و برخی به قبر و قیامت است در مورد بخش اول سئوال كه وظیفه ما در مقابل نماز چیست نكته ای دیگر را اضافه كنم و آن اینكه خداوند به انسان لطف كرده و به او عقل داده تا از حیوان متمایز باشد واورا اشرف مخلوقات عالم قرار داده این اشرفیت و عاقل بودن طبیعتاً وظیفه انسان را نیز سنگین ترمی كند . چون عقل دارد با بقی حیوانات فرق دارد پس اعمال و رفتار او نیز باید با موجودات دیگر متفاوت باشد و یكی از آن اعمال كه نشانة برتری و نشانة عقل است اطاعت پذیری از فرامین خالق عالم است وآن هم در انجام عبادات و ترك محرمات است .

لذا وقتی انسان فهمید كه چرا باید نماز بخواند سعی می كند كه به بهترین شكل بخواند ودیگر اصلاً نمی تواند آنرا سبك بشمارد وتمام همتش را را می كند تاتمام نماز وعبادات را به بهترین شكل ممكن انجام دهد ، ائمه ( ع ) كه استغفار می كردند برای چه بوده ؟ خدای نكرده اهل گناه ومعصیت كه نبوده اند كه بگوییم بخاطر گناهانشان استغفار  می كنند ، بلكه آنها به فرموده خودشان استغفار از عباداتشان می كرده اند ، یعنی می فرمودند چون خداوند دارای مقامات بسیار عالی وكمالات عظیم الشأن است باید نماز وعبادتی انجام شود كه درخور شأن خداوند متعال باشد لذا استغفار می كردند وازخداوند طلب بخشش می كردند . پس انسان باید سعی كند كه هرروز نمازش از روز قبل بهتر باشد وبه گونه ای نماز وعبادت انجام دهد كه شایسته مقام حضرت حق باشد وبا آن سنخیت داشته باشد .

انشاءالله خداوند به همه ما توفیق دهد كه عباداتمان درخور شأن خودش باشد.




طبقه بندی: پسران،  دختران،  پدران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]