: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : پنجشنبه 7 مرداد 1389 ساعت:08:30 ب.ظ

سؤال:

دختر زیبایی هستم اما خواستگار کمی دارم از طرفی می بینم دختران بدحجاب در ازدواج موفق ترند لطفاً مرا راهنمایی کنید!!!

جواب:

فرموده اید یكی از مشكلات اساسی من مساله ازدواج است در این باره نیزتوجه شما را به نكاتی چند جلب می كنیم :
اولا"، دغدغه ازدواج در سنین جوانی برای دختران و پسران جوان امری طبیعی است زیرا ازدواج یكی ازمسایل اساسی زندگی انسان است كه در دوره جوانی اتفاق می افتد جوان نیز در این دوره علاوه بر مساله ازدواج با مسایل مهم دیگر مانند ادامه تحصیلات ، اشتغال ، مسكن ، مسایل سیاسی درگیر است . این مساله در عین حال كه مهم است تمام فكر و وقت انسان را مشغول می كند و مانند ابری تیره برهمه ابعاد زندگی سایه می افكند و آن را تحت الشعاع خود قرار می دهد.اهمیت این مساله نباید موجب نگرانی شدید جوان شود بگونه ای كه دچارافت تحصیلی ، كاهش ، عملكرد ( فكری ،اجتماعی و تحصیلی ) او شود یا حتی دربعضی مواقع از نظر روانی دچار مشكلات و بیماری گردد .همانطور كه عرض شدمساله ازدواج هم امری اساسی و مهم است و هم باید انسان درباره آن بیندیشد اما ازدواج همه زندگی نیست تا تمام فكر خود را به آن مشغول كند.افراط در هر امری به همان اندازه مضر است كه انسان نسبت به آن امر بی مبالات باشد اگر واقعا" این مساله برایتان مهم است - كه باید باشد - به جای بازی با افكار و توهمات منفی و كمی در این زمینه مطالعه كنید وبرآگاهی خود بیفزایید تا هنگام انتخاب بتوانید تصمیم صحیحی داشته باشید.نكته دیگری كه درباره خواستگاری و قیافه ظاهری و مسایلی از این قبیل بایدبه آن توجه كنید، وجود تفاوت های فردی در همه زمینه ها است . از جهات مختلف با هم تفاوت دارند گاهی این تفاوتهای فردی موجب نگرانی بعضی افراد می شود در حالی كه اگر انسان وجود این تفاوتها را بپذیرد دیگر جای نگرانی نیست البته ممكن است افرادی كه بیشتر دنبال قیافه ظاهری هستنداز سایر معیارهای مهم ازدواج غافلند، بیشتر سراغ دخترانی بروند كه ظاهری زیباتر دارند یا این كه آرایش و - یا خدای نكرده - ولنگاری خودشان را بیشتردر معرض دید دیگران قرار می دهند .قطعا" شما چنین چیزهایی را دوست ندارید و به عنوان امری ارزشی به آن نگاه نمی كنید بنابراین تعدد خواستگاردلیل برتری دیگران نسبت به شما نیست . این كه افرادی كم تر به خواستگاری شما آمده اند، دلیل وجود نقص شما نیست . آنچه مهم است طرزنگرش شما به این مسایل است و این كه شما آنها را چگونه ارزیابی كنید .برخی از دختران وقتی خواستگاری برای دوست یا همسایشان می آید شروع به منفی بافی درباره خود می كنند و شخصیت خود را تخریب می كنند؛ حال آن كه ممكن است این دختر را كسی در خیابان با اتوبوس دیده و چشمش گرفته باشد .این امر نباید شما را نگران كند و گمان نكنید شما را هیچ كس دوست ندارد و از این بدتر گمان نكنید كه خدا شما را دوست ندارد نه هرگز چنین نیست قرآن می فرماید : ( ( چه بسا شما چیزی را دوست ندارید ولی خیر شما درآن قرار دارد و چه بسا شما چیزی را دوست دارید ولی آن چیز برای شما شراست) ) . از كجا معلوم كه بسیاری از آن خواستگاران در واقع شر هستند وخداوند نمی خواهد شما به آن شر مبتلا شوید و خداوند شر را متوجه دیگرانی می كند كه خودشان دنبال بدی ها هستند حجاب را رعایت نمی كنند و با عرضه خود به دیگران جلب مشتری می كنند بسیاری از این مشتریان و اصطلاح خواستگارانی كه با چشم چرانی در كوچه خیابان ، پارك ، دانشگاه و اتوبوس به سراغ آنان می آیند شر هستند و خداوند برای بندگان مومن عفیف وپاكدامن خود ( مانند شما ) افرادی متناسب با آنها را قرار داده است چنان كه می فرماید : ( ( افراد پاكیزه را برای افراد پاكیزه قرار دادیم و افراد خبیث برای افراد خبیث ) ) . در جای دیگر می فرماید : ( ( افراد مشرك را برای افرادمشرك ، افراد زنا كار را برای افراد زناكار ) ) خلاصه این كه شما از كمی خواستگاران خود و خواستگاران زیاد دیگران نگران نباشید خداوند می خواهدكفو و همتای شما به خواستگاری شما بیاید البته این به معنای آن نیست كه شما در انتخاب همسر تحقیق نكنید و بی گدار به آب بزنید .نكنه دیگر این كه شما هنوز سن بالایی ندارید الان در جامعه فعلی ما بیست سال گر چه برای ازدواج مناسب است ولی دیر نشده است معمولا" دخترانی كه مشغول تحصیل هستند خواستگاران ویژه خودشان را دارند و بسیاری از مردم می گویند ( ( فلان دختر فعلا" مشغول درس است و معلوم نیست جواب مثبت بدهد ) ) ، لذا ازخواستگاری منصرف می شوند تا این كه درس تمام شود به هرحال جای هیچ نگرانی نیست شما اعتقادات خود را نه تنها زیر سوال نبرید بلكه آنها راتقویت كنید و هیچ تزلزلی به خود راه ندهید متانت ، عفت و پاكدامنی خودرا كماكان به خوبی حفظ كنید كه با ارزش ترین متاع در پیشگاه الهی همین ارزشها است : ( ( ان اكرمكم عندالله اتقكم ) ) همواره در زندگی به خداوندمهربان - كه از مادر به انسان مهربانتر است - امیدوار باشید .شخصیت خود راتخریب نكنید و نسبت به خود منفی بافی نكنید، بلكه بیشتر به جنبه های مثبت زندگی و شخصیت خود فكر كنید همیشه این فكر را به خود تلقین كنیدكه ( ( من خوشبخت هستم و خوشبخت تر نیز خواهم شد خود را در تنهایی وانزوا قرار ندهید و سعی كنید در كارهای خانه ، دانشگاه و تمام كارهای اجتماعی كه در خور شان یك زن مسلمان است با حفظ حیا و پاكی ، مشاركت كنید .سعی كنید حتی برای مطالعه در جای تنها قرار نگیرید به كتابخانه بروید و دوستان با نشاط و شاد و در عین حال عفیف و مؤمن داشته باشید وبا آنها معاشرت كنید و نهایتا" تمام توكلتان به خداوند باشد .




طبقه بندی: مادران،  دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت:12:51 ق.ظ

 

سوال:
چه راهی وجود دارد تاافراد كوچكتر به افراد بزرگتر احترام بگذارند و به صورت یك عرف در جامعه درآید؟
جواب:
جامعه سالم نیازمند خانواده سالم است. در محیط خانه است كه كودك می آموزدچگونه با دیگران باید معاشرت نماید. بنابراین سنت تكریم بزرگترها باید در كانون خانواده احیا گردد تا به جامعه سرایت نماید.دراین مورد همه دستگاههای تبلیغاتی و رسانه های فرهنگی مانند رادیو و تلویزیون و روزنامه ها و مجلات نقش تعیین كننده دارند.
مهم نقشهای متفاوتی است كه هر یك از اعضای خانواده باید ایفا نمایند كه به مهمترین آنها میپردازیم:
1 - افراد كوچك و كودكان حرف كسانی را میشنوند و به افرادی از روی میل ورغبت احترام می گذارند كه به آنها ارزش می دهند و توجه می نمایند. بنابراین وظیفه بزرگترها، مهربانی به كوچكتر و دل جویی از آنان است. رسول اكرم (ص) میفرماید: "دلهای مردم بااین تمایل فطری آفریده شده است كه نیكی كنندگان به خود را دوست داشته باشند و بدكنندگان به خویش را دشمن دارند".
2 - بزرگترها باید موقعیت خود را حفظ نمایند. متأسفانه بعضی والدین به عوض این كه برنفوذ و احترام یكدیگر در برابر كودك بیفزایند، با انتقادهای بی مورد اختلاف نظرهای غیر معقول از منزلت خود نزد او می كاهند. این نوع والدین نمیتوانند احترام و همكاری بچه ها را جلب نمایند. اگر والدین و بزرگترها احترام خود را نگه بدارند، باید توقع احترام از دیگران را داشته باشند.
3 - والدین باید درس تكریم بزرگترها را در قول و عمل به فرزندانشان آموزش دهند. اگر والدین وظیفه تكریم رانسبت به بزرگترهای خود مراعات نمایند، خودشان نیز مورد تكریم فرزندان واقع خواهند شد. امام صادق(ع) میفرماید: "به پدران خود نیكی كنید تا فرزندانتان هم به شما نیكی نمایند".
4 - رابطه پدر و مادران با فرزندان باید رابطه عاطفی و مانند دو دوست باشد. البته دو دوستی كه یكی بزرگتر و دارای علم و آگاهی و تجربه بیشتر و دیگری دوست كوچكتر است. در این حال،احترام فرزند به پدر و مادر از روی علاقه و اختیار خواهد بود، همانند دوست كوچكی كه با علاقه به دوست بزرگتر خود احترام می گذارد و از او حرف شنوی دارد.
پی نوشتها:1 - تحف العقول، ص 37.2 - بحارالانوار، ج 68، ص 65.




طبقه بندی: مادران،  پدران،  دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : سه شنبه 24 فروردین 1389 ساعت:05:14 ب.ظ

 

 

إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی (طه آیه 14﴾

من الله هستم ، معبودى جز من نیست ، مرا پرستش كن و نماز را براى یاد من به پادار.

 نام مركز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی 

سوال:

ما در مقابل نماز چه وظیفه ای داریم باید بی تفاوت باشیم یا خیر. و اسا ساً نماز را كه سبك بشماریم چه پیامدهای  د ارد و اگر به آن اهمیت دهیم چه فوایدی دارد؟

جواب:

ما نسبت به نماز به عنوان یك فرمان الهی و حكم خدایی وظیفة اجرا ء و اطاعت داریم ، خداوند متعال دستوراتی از طریق پیامبر و ائمه ( ع ) به   بندگانش داده است  و بر آنها نیز واجب است كه عمل كنند و اطاعت كنند اینجا چند بحث مطرح است . بحث عبد بودن كه ما خود را بندة خداوند می خوانیم ، بنده وظیفه دارد كه از دستورات مولای خودش اطاعت كند چنانچه در قدیم هم غلامان ملزم بودن كه دستورات مولای خودشان را بدو ن  چون و چرا و كم كاست اطاعت كنند .

مطلب دوم اینكه شكر منعم واجب است . اگر كسی به شما احسانی كند و كمكی به شما كند، پولی بدهد و یا … .  شما از نظر اخلاقی وظیفه خودتان می دانید كه به او احترام بگذارید و حرف او را گوش كنید. اگر به شما بگویند  ده میلیون به شما می دهم به شرط اینكه شما هر چه من گفتم عمل كنید ، قطعاً شما در مقابل گرفتن آن پول حاضر هستید كه به حرفها ی او نیزگوش دهید ، خداوند متعال نعمتهای فراوانی به بندگانش داده كه قابل شمارش نیست به فرمودةخود قرآن ، شما نمی توانید نعمتهای خداوند را بشمارید . ( لا تحصوها) مثلاً همین نعمت سلامتی كه شاید  میلیارد ها تومان یا بیشتر ارزش داشته باشد كه اگر شما مریض شوید گاهی حاضرید تمام دارائی خود را بدهید تا دوباره سلامتی خود را بازیابید پس از آن ده میلیون آن   فرد هم بیشتر ارزش دارد . لذا اگر بخواهبم بگوئیم كه خداوند این همه لطف به ما فرموده و در مقابل آن از ما خواسته به حرفهایش گوش دهیم یكی ازآن فرمایشات خداوند خواندن نماز است . البته اینجا فرق دیگری نیز هست و آن اینكه آن فردی كه به ماپول  دهد و بگوید فلان كار را انجام دهیم ، بازگشت این عمل ما به آن فرد و سودش در جیب او می رود ولی در این نما ز خواندن كه بخاطر شكر و عمل كردن به دستورات خداوند است سودش هم به جیب خداوند نمی رود بلكه سودش نیز به خود ما بر می گردد كه آن هم بهشت است پس لازم شد كه عمل كنیم و در این عمل باز به خودمان نفع رسانیده ایم . هم نعمتها را استفاده می كنیم و هم از طریق این خواندن نماز برای آخرتمان هم كار كرده ایم و سود بسیار زیادی به خودمان رسانده ایم . پس خواندنش واجب و نیز سبك شمردن آن باعث عقوبت و عذاب یعنی اگر سبك بشمارید به فرمودة یكی از معصومین ( ع) 15 گرفتاری به انسان مبتلا می شود كه بر خی مربوط می شود به دنیا و برخی به قبر و قیامت است در مورد بخش اول سئوال كه وظیفه ما در مقابل نماز چیست نكته ای دیگر را اضافه كنم و آن اینكه خداوند به انسان لطف كرده و به او عقل داده تا از حیوان متمایز باشد واورا اشرف مخلوقات عالم قرار داده این اشرفیت و عاقل بودن طبیعتاً وظیفه انسان را نیز سنگین ترمی كند . چون عقل دارد با بقی حیوانات فرق دارد پس اعمال و رفتار او نیز باید با موجودات دیگر متفاوت باشد و یكی از آن اعمال كه نشانة برتری و نشانة عقل است اطاعت پذیری از فرامین خالق عالم است وآن هم در انجام عبادات و ترك محرمات است .

لذا وقتی انسان فهمید كه چرا باید نماز بخواند سعی می كند كه به بهترین شكل بخواند ودیگر اصلاً نمی تواند آنرا سبك بشمارد وتمام همتش را را می كند تاتمام نماز وعبادات را به بهترین شكل ممكن انجام دهد ، ائمه ( ع ) كه استغفار می كردند برای چه بوده ؟ خدای نكرده اهل گناه ومعصیت كه نبوده اند كه بگوییم بخاطر گناهانشان استغفار  می كنند ، بلكه آنها به فرموده خودشان استغفار از عباداتشان می كرده اند ، یعنی می فرمودند چون خداوند دارای مقامات بسیار عالی وكمالات عظیم الشأن است باید نماز وعبادتی انجام شود كه درخور شأن خداوند متعال باشد لذا استغفار می كردند وازخداوند طلب بخشش می كردند . پس انسان باید سعی كند كه هرروز نمازش از روز قبل بهتر باشد وبه گونه ای نماز وعبادت انجام دهد كه شایسته مقام حضرت حق باشد وبا آن سنخیت داشته باشد .

انشاءالله خداوند به همه ما توفیق دهد كه عباداتمان درخور شأن خودش باشد.




طبقه بندی: پسران،  دختران،  پدران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول

 

أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ

مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ(النمل آیه:62)

 

ترجمه: [آیا آن شریكان انتخابى شما بهترند] یا آنكه وقتى درمانده اى او را بخواند اجابت می کند وآسیب وگرفتاریش را دفع مى نماید، وشماراجانشینان [دیگران در روى] زمین قرار مى دهد؟ آیا با خدا معبودى دیگر هست [كه شریك در قدرت وربوبیت او باشد؟!] اندكى متذكّر وهوشیار می شوند.

 

تفسیر:آیا معبودهاى بى ارزش شما بهترند یا كسى كه دعاى مضطر و درمانده را به اجابت مى رساند و گرفتارى و بلا را بر طرف مى كند؟! (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یكشف السوء).
آرى در آن هنگام كه تمام درهاى عالم اسباب به روى انسان بسته مى شود كارد به استخوانش مى رسد، و از هر نظر درمانده و مضطر مى گردد، تنها كسى كه مى تواند قفل مشكلات را بگشاید، و بن بستها را بر طرف سازد، و نور امید در دلها بپاشد، و درهاى رحمت به روى انسانها درمانده بگشاید، تنها ذات پاك او است و نه غیراو.
از آنجا كه این واقعیت به عنوان یك احساس فطرى در درون جان همه انسانها است ، کافران نیز به هنگامى كه در میان امواج خروشان دریا گرفتار میشوند تمام معبودهاى خود را فراموش كرده ، دست به دامن لطف الله مِی زنند. همانگونه كه قرآن مى گوید: فاذا ركبوا فى الفلك دعوا الله مخلصین له الدین : هنگامى كه سوار كشتى مى شوند خدا را مى خوانند در حالى كه پرستش را مخصوص او مى دانند (عنكبوت - 65)
سپس مى افزاید:نه تنها مشكلات و ناراحتیها را بر طرف مى سازد بلكه شما را خلفاى زمین قرار مى دهد (و یجعلكم خلفاء الارض ).
آیا با اینهمه معبودى با خدا است ؟ (ءاله مع الله ).
ولى شما كمتر متذكر مى شوید و از این دلائل روشن پند و اندرز نمى گیرید(قلیلا ما تذكرون ).

(خلفاء الارض)احتمال اول : به معنى ساكنان زمین و صاحبان آن باشد، چرا كه خدا با آنهمه نعمت و اسباب رفاه و آسایش و آرامش كه در زمین قرار داده انسان را حكمران این كره خاكى ساخته ، و او را براى سلطه بر آن آماده كرده است .
مخصوصا هنگامى كه انسان در اضطرار فرو مى رود و به درگاه خدا رو مى آورد و او به لطفش بلاها و موانع را بر طرف مى سازد، پایه هاى این خلافت مستحكمتر مى شود (و از اینجاست که امید دوباره به بقاء وزندگی آشکار می شود ).
احتمال دوم: اشاره به این باشد كه خدا ناموس حیات را چنین قرار داده كه دائما اقوامى مى آیند و جانشین اقوام دیگر مى شوند كه اگر این تناوب نبود تكاملى صورت نمى گرفت .(پیشرفت انسان ها)

مضطرى كه دعاى او به اجابت مى رسد كیست ؟....

ادامه مطلب


طبقه بندی: پسران،  دختران،  پدران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1388 ساعت:08:45 ب.ظ

 

 

وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِیمًا (الإسراء آیه:23)

ترجمه:پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیكى كنید، هر گاه یكى از آنها - یا هر دو آنها - نزد تو، به سن پیرى برسند كمترین اهانتى به آنها روا مدار، و بر آنها فریاد مزن ، و گفتار لطیف و سنجیده بزرگوارانه به آنها بگو.

 

تفسیر:توحید و نیكى به پدر و مادر، سرآغاز یك رشته احكام مهم اسلامى .
بعد از اصل توحید به یكى از اساسیترین تعلیمات انسانى انبیاء ضمن تاكید مجدد بر توحید اشاره كرده مى گوید: ((پروردگارت فرمان داده كه تنها او را بپرستید و نسبت به پدر و مادر نیكى كنید)) (و قضى ربك الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا).
((قضاء)) مفهوم مؤ كدترى از ((امر)) دارد، و امر و فرمان قطعى و محكم را مى رساند و این نخستین تاكید در این مساله است .
قرار دادن توحید یعنى اساسیترین اصل اسلامى در كنار نیكى به پدر و مادر تاكید دیگرى است بر اهمیت این دستور اسلامى .
مطلق بودن احسان كه هر گونه نیكى را در بر مى گیرد و همچنین ، ((والدین )) كه مسلمان و كافر را شامل مى شود، سومین و چهارمین تاكید در این جمله است .
نكره بودن احسان ( احسانا) كه در این گونه موارد براى بیان عظمت مى آید پنجمین تاكید محسوب مى گردد.
توجه به این نكته نیز لازم است كه فرمان ، معمولا روى یك امر اثباتى مى رود در حالى كه در اینجا روى نفى رفته است (پروردگارت فرمان داده كه نپرستید جز او را).
این ممكن است به خاطر آن باشد كه از جمله ((قضى )) فهمیده مى شود كه جمله دیگرى در شكل اثباتى در تقدیر است و در معنى چنین مى باشد: پروردگارت فرمان موكد داده كه او را بپرستید و غیر او را نپرستید.
و یا اینكه مجموع جمله ((نفى و اثبات )) (الا تعبدوا الا ایاه ) در حكم یك جمله اثباتى است ، اثبات عبادت انحصارى پروردگار سپس به بیان یكى از مصداقهاى روشن نیكى به پدر و مادر پرداخته مى گوید:
((هر گاه یكى از آن دو، یا هر دو آنها، نزد تو به سن پیرى و شكستگى برسند (آنچنان كه نیازمند به مراقبت دائمى تو باشند) از هر گونه محبت در مورد
آنها دریغ مدار، و كمترین اهانتى به آنان مكن ، حتى سبكترین تعبیر نامودبانه یعنى ((اف )) به آنها مگو)) (اما یبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف ).
((و بر سر آنها فریاد مزن )) (و لا تنهرهما).
بلكه ((با گفتار سنجیده و لطیف و بزرگوارانه با آنها سخن بگو)) (و قل لهما قولا كریما).
و نهایت فروتنى را در برابر آنها بنما، ((و بالهاى تواضع خود را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر)) (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة ).
((و بگو بار پروردگارا! آنها را مشمول رحمت خویش قرار ده همانگونه كه در كودكى مرا تربیت كرده اند)) (و قل رب ارحمهما كما ربیانى صغیرا).
دقت فوق العاده در احترام به پدر و مادر
در حقیقت در دو آیه اى كه گذشت ، قسمتى از ریزه كاریهاى .......

 

 

 

ادامه مطلب


طبقه بندی: پسران،  دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
(تعداد کل صفحات:9)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]