: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : جمعه 23 مهر 1389 ساعت:09:09 ب.ظ

سؤال:
علل دین گریزی و افول فرهنگی جوانان و نسل امروز چیست؟
جواب:
از چند جنبه می توان پرسش را بررسی كرد:
1 - آیا واقعاً گرایش به مذهب میان جوانان كم شده است؟
2 - به فرض اثبات مدعا ، علل آن چیست؟
3 - راه های رویارویی با آن كدام است؟
"دین گریزی" در پرسش با چه زمانی مقایسه شده است؟ آیا نسبت به پیش از انقلاب یا پس از پیروزی؟ سال های مربوط به دوران جنگ هشت ساله؟ هر وضعیتی پاسخ خود را دارد.
اگر گفته شود نسبت به پیش از انقلاب ، معلوم می شود پرسشگر محترم از اوضاع ایران در پیش از انقلاب و "فرهنگی شدن فساد اجتماعی" در عرصه های مختلف اطلاع صحیحی ندارد.كافی است بدانید برای مبارزه به اصطلاح علمی با اسلام و شستشوی مغزی و فكری جوانان، از یك سو ماركسیسم و كمونیسم را تبلیغ كردند و آن را نشانه روشنفكری شرقی شمردند. از دیگر سو ، تفكر جدایی دین از سیاست و قرار دادن دین در مقابل علم و صنعت و پیشرفت و تمدن ، ملاك روشنفكری غربی به حساب می آمد. در واقع تفكر غربی و شرقی دو تیغة قیچی بودند و هر دو یك هدف را دنبال می كردند و آن ضدیت و مخالفت با دین اسلام و مظاهر دینی بود. قشر عظیمی از جوانان جامعه گرفتار یكی از این دو تفكر بودند.از سویی دیگر با گسترش و ترویج فساد و فحشا از طریق كاباره ها ، سینماها، فیلم ها و تئاترها ، نیز تجویز تأسیس رسمی و علنی روپی گری، عشرتكده ها و شهرك های فحشا و مشروب فروشی ها ، نیز به كارگیری مطبوعات، رادیو و تلویزیون به تضعیف اعتقادات دینی و مبارزه عملی با احكام اسلام ، برخاسته بودند.پیروزی انقلاب با تكیه بر فرهنگ اسلام، نوری بود میان ظلمات درهم تنیده آن روزگار.پس چگونه می توان وضعیت دین گرایی جوانان امروز را با پیش از انقلاب مقایسه كرد؟
وضعیت غیر عادی پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب و فرو ریختن كاخ سلطنت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی ، اكثر مردم به مقتضای "الناس علی دین ملوكهم" افكار و عقاید ، سیره و روش رهبران انقلاب را پیش گرفتند. جوانان نیز به مقتضای تنوع و تجدد طلبی و عدالت خواهی و ستم ستیزی شان از یك سو، شور و نشاط برخاسته از احساسات و  عواطف سنی و جوانی از دیگر سو، به رودخانه انقلاب پیوستند.این حركت و گرایش مردمی به  انقلاب ، اگر چه میان گروهی عظیم از توده ها بر پایه شناخت و معرفت بود، لیكن میان همه اقشار حامی انقلاب آگاهی نبود، بلكه مبتنی بر آگاهی سطحی و اجمالی از اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه یا شناخت غیر تحقیقی و ابتدایی فطری از دین بود. با بروز جنگ تحمیلی و شكوفایی "روح حماسی" و فراگیر شدن "عرفان گرایی و معنویت" فضا و زمینه مساعدی برای خودسازی و روگردان شدن از مجالس بزم پیش از انقلاب و رو آوردن به میادین رزم فراهم شد، از این رو هر چه از دوران جنگ فاصله می گیریم، به بیان دیگر: هر چه از حماسه و  عرفان و بسترهای مهیا برای خودسازی و غلبه احساسات و عواطف فاصله می گیریم، احساس می شود كه گرایش به مظاهر مذهب مانند شركت در نماز جمعه و جماعت كم رنگ تر شده است.
علاوه بر آن چه ذكر شد، عوامل دیگر ی كه از یك نگاه می توان آن ها را به سه دسته تقسیم كرد:
أ) عوامل طبیعی و تكوینی
رشد تدریجی جسمانی و بروز غرایز جنسی، موجب ظهور تحولات درونی و دگرگونی هایی در اخلاق و رفتار و روان می گردد، در نتیجه علاقه به دیدن صحنه های تحریك كننده، تمایلات جنسی، خواندن داستان های عشقی و جنایی و پلیسی تشدید می شود، كه اگر كنترل و هدایت نشود، و در مسیر طبیعی و تكوینی  اش قرار نگیرد و طبق مقررات دینی و قانونی ارضا نشود، زمینه برای انحرافات اخلاقی و پیدایش مشكلات روانی و عقده های سرخورده فراهم می گردد. و آن گاه به صورت بزهكاری های اجتماعی و جرایم اخلاقی، خودفروشی و از دست دادن عزت و عفت نفسانی ظاهر می شود.
ب) ضعف برخوردها و عملكردها و فقدان مدیریت كارآمد داخلی
 عوامل تكوینی و تمایلات طبیعی انسان نیازمند هدایت و راهنمایی در مسیر بالندگی و رشد است تا بتواند به كمال شایستة خویش و مقام انسانیت برسد. در غیر این صورت آدمی به یك موجود مسخ شده تبدیل می گردد. به دیگر بیان: بی توجهی به تربیت و هدایت استعدادهای طبیعی باعث می شود كه "فرصت ها" به جای بهینه سازی به سوی تبهكاری سوق داده شود ، كه سبب كم رنگ شدن و كم رغبتی برخی جوانان به مسایل معنوی و ارزشی شود. از آن جمله می توان به امور زیر اشاره كرد:
1 - برخوردهای نامناسب خانواده والدین و اطرافیان ، معلمان و اولیای مدرسه،
2 - فعالیت چشمگیر عناصر وابسته به بیگانه و فرهنگ غیر خودی در عرصة مطبوعات كشور و ایجاد جو ناسالم در جامعه و تحریك آن به سوی جرم آفرینی،
3 - حركت ها و رفتارها و برخوردهای ناصحیح برخی دستگاه های اجرایی و قضایی و قانونگذاری،
4 - انتصاب افراد ناكارآمد و.....

ادامه مطلب


طبقه بندی: دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : دوشنبه 5 مهر 1389 ساعت:10:56 ب.ظ

سؤال:

چرا پسران در جامعه از آزادی بیشتری نسبت به دختران برخوردارند؟

جواب:
مفهوم آزادی باید در جایگاه خودش تفسیر شود و باید فهمید كه مقصود از آزادی چیست. آزادی حتی برای پسران به معنای مطلق آن نیست. اگر قرار باشد برای آزاد بودن به معنای مطلق مصداقی پیدا كنیم، فرد مشخص آن جز حیوانات نخواهند بود.
اما این كه چرا پسران در جامعه از آزادی بیشتری نسبت به دختران برخوردارند، زیرا دختران نسبت به پسران آسیب پذیرترند.
دختران در جامعه حتی اگر بخواهند به طور كامل از آزادی مشروع استفاده كنند، از آسیب های احتمالی در امان نیستند، چه رسد كه بخواهند در محیطی آزاد و بدون هیچ گونه قید و بندی با پسران رقابت كنند.
اسلام در مورد حجاب زن قائل به محدودیت است، نه برای آن كه بخواهد عرصة زندگی را برای آنان تنگ كند، بلكه از این جهت است كه این گوهر ارزنده و با ارزش در صدف عفاف و حجاب محفوظ بماند تا از تعرض بیگانه و سوء استفاده های احتمالی در امان باشد.
اگر منظور از آزادی، آزادی قلم، بیان، انتخاب همسر، انتخاب شغل، تعیین سرنوشت و غیره باشد، فرقی بین زن و مرد نیست و هر دو از این آزادی ها برخوردارند.
در آخر همه دوستان عزیز و بزرگوار من خواهش می کنم با کمی تأمل در مطالب بالا، اسلامی را که غرب برای ما جوانان جلوه می دهد تا بدین وسیله جنایاتی که در حق جوانان خودش می کند را بپوشاند. همین وبس که سالیانه چه همه از فیلم های هالیوود از آسیب شناسی جوانان آنان و ضربات غیر قابل جبران به آنان را به عرصه نمایش می گذارد از همه این ها که بگذریم بلی اگر انگشت من روی هوا و هوس ها باشد بیشتر مخاطب جمع می کنم ولی خدا رو شکر که جوامع امروزی بیشتر دارند رو به منطق و استدلالات عقلی پیش می روند، مخصوصا جوانان ما به قولی دیگر حنایشان رنگی ندارد که با حربه تهاجم فرهنگی تا الان که پیش آمدند ادامه دهند مثل اینکه جدیداً دارند به این نتیجه می رسند که جوانان ما را بوسیله حربه اعتقادی برای انحراف آنها استفاده کنند ولی غافلند این حکومت از آن کیست و چه کسی در حال حاضر نظارت بر اعمال آنها دارد مثل اینکه از قدرت نامحدود خدا خیلی غافل شدند اووووووه حواسم نبود راستی خود خدا می فرمایند:

(وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۵۰﴾ فَانظُرْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿۵۱﴾و دست به نیرنگ زدند و [ما نیز] دست به نیرنگ زدیم و خبر نداشتند (۵۰)پس بنگر كه فرجام نیرنگشان چگونه بود ما آنان و قومشان را همگى هلاك كردیم (۵۱) )

ویا وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاكِرِینَ ﴿۵۴﴾ و [دشمنان] مكر ورزیدند و خدا [در پاسخشان] مكر در میان آورد و خداوند بهترین مكرانگیزان است (۵۴)

ویا دعای معروف (اللهم اشغل ظالمین بالظالمین همین الان هم که دقت کنیم خوب به جون هم افتادند خبر ندارند از کجا آب می خورد.)

منابع و مآخذ:
سوره نمل آیه 50 و51
سوره آل عمران آیه 54




طبقه بندی: پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : سه شنبه 30 شهریور 1389 ساعت:12:21 ق.ظ

سؤال:

چطور برخی پدران بد، ولی پسرانشان خوب هستند یا برخی پدران خوب، ولی پسران آنها بد هستند؟

پاسخ:

بدون تردید یكی از مسائل اساسی كه در شایستگی و اصلاح كودكان تأثیر مهمی دارد، تربیت است و یكی از مراكز مهم تربیتی كانون خانواده است. بدین لحاظ فرزندانی كه تحت پدر و مادری شایسته و متدین رشد می كند، معمولا افراد صالح و شایسته ای می شوند. همین طور فرزندانی كه پدر و مادر آنان دارای انحرافهای اخلاقی و معنوی باشند، منحرف و ناشایسته خواهند شد; ولی باید توجّه داشت كه روح آماده ی كودكان تنها از محیط خانواده تأثیر نمی گیرد، بلكه از محیط مدرسه و دوستان و اجتماع هم شكل می گیرد. به این لحاظ برخی پدر و مادرها دارای فساد اخلاقی می باشند، امّا فرزندانی شایسته و متدین دارند; چرا كه فرزندان آنان با افراد شایسته یا محیط های سالم در ارتباط بوده، از آنان تأثیر پذیرفته اند.
«مرده را از دل زنده و زنده را از دل مرده بیرون می آورد». امام صادق((علیه السلام)) در تفسیر این آیه فرموده اند: «یعنی از كافر، مؤمن و از مؤمن كافر زاده می شود»(2). این آیه و تفسیر آن، نشان دهنده نقش مستقل انسان در جهت گیریهای اخلاقی است.

پی نوشت ها:
1.سوره یونس آیه 32
2.اصول کافی
3.کتاب کفر وایمان




طبقه بندی: پسران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1389 ساعت:09:56 ب.ظ

سوال:
سن ازدواج برای پسران و دختران چقدر می باشد، چرا؟
جواب:

برای ازدواج دختران و پسران، هیچ سنی لازم و واجب نیست یعنی در هر سنی كه باشند ازدواج آنها ممكن است، بزرگتر بودن دختر از پسر و عكس آن هم شرط نمی باشد. حتی پسر و دختر نابالغ هم می توانند با اجازه پدرانشان با یكدیگر ازدواج كنند و البته بعد از بلوغ ادامه زندگی مشترك و ترك آن به عهده خودشان می باشد. البته به طور كلی زود ازدواج كردن و یا تأخیر نیانداختن ازدواج خصوصاً برای دختران سفارش شده است. واضح است كه زود ازدواج كردن باعث آرامش روحی می شود، جلوی گناهان بسیاری را می گیرد، فضای جامعه را امن تر می كند، انگیزه های كار و فعالیت اجتماعی برای پسران ازدواج كرده بالا می رود، و از همه مهمتر خواست خدای تعالی و رضای او كه ازدواج كردن است و از سنتهای انبیاء است تحقق می یابد. ازدواج زمان و سن مشخصی ندارد. البته اگر دختر یا پسر پس از سن بلوغ احساس كنند به گناه آلوده می شوند ازدواج بر آنان واجب می شود و در غیر این صورت مستحب است ولی از مستحبات مؤكد است.
و پیامبر (ص) بسیار سفارش فرموده و آنرا موجب كامل شدن نصف دین می دانند. در ازدواج تشابه سنی، شغلی، تحصیلی، فرهنگی و دینی و ... از بروز ناسازگاری و اختلاف و نزاع خانوادگی جلوگیری می كند ولی هیچكدام از آنها بجز مسأله دین كه قیودی دارد و از جمله زن مسلمان اجازه ندارد با مرد غیر مسلمان ازدواج كند و ... لازم و واجب نیست.
جهت اطلاع بیشتر از احكام ازدواج به رساله های عملیه مراجع مراجعه كنید و برای مطالعه شرایط ازدواج می توانید كتابهای زیرا را مطالعه كنید.
 1ـ ازدواج مكتب انسان سازی، شهید دكتر پاك نژاد
2ـ ازدواج در اسلام، آیت الله مشكینی
3ـ تعادل و استحكام خانواده، مجید رشید پور




طبقه بندی: دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : جمعه 29 مرداد 1389 ساعت:04:03 ب.ظ

سؤال:

چرا بعضی از بچه های خانواده های مذهبی از مذهب دوری می کنند و در بعضی از خانواده های ملّی که زیاد مذهبی نیستند مذهبی می شوند؟

جواب:

به عقیده روانشناسان دوران بلوغ وجوانی دوره بروز احساسات مذهبی وشكفته شدن تمایلات ایمانی واخلاقی است كه جوانان بطور فطری مایلند خداوند خالق را بشناسند واو را پرستش كنند جوانان به طبع انسانی خود در جستجوی حق هستند ودر راه پی بردن به حقیقت مجاهده وكوشش می كنند وبدین وسیله تمایل فطری خود به معرفت را ارضاء می كنند . علاوه بر معرفت فطری به عقیده همه دانشمندان متخصص در حدود 12 سالگی یعنی آغاز دوران نوجوانی بطور طبیعی تمایل دیگری در فرزندان بشر آشكار میشود و آن عشق وعلاقه به مذهب است این تمایل با پیشرفت عوامل طبیعی بلوغ پیوسته تشدید می شود ودر 16 سالگی به اوج خود می رسد.
جان بی كایزل می گوید :« برطبق آزمایشهایی كه به عمل آمده بطور كلی ایمان به مذهب از سن دوازده سالگی آغاز می شود.»
موریس ربس میگوید: «گویا همه روانشناسان در این در این نكته متفق القولند كه مابین بحران تكلیف وجهش ناگهانی احساسات مذهبی ار تباطی وجود دارد . دراین اوقات یك نوع نهضت مذهبی حتی كسانی دیده میشود كه سابق براین نسبت به مسائل مربوط به مذهب وایمان لاقید بوده اند ، حداكثر این احساسات مذهبی در حدود 16 سالگی پیدا می شود.» (1)
البته می توان گفت كه معرفت فطری در تمایل به مذهب نهفته شده است وبا ارضاء كامل خواهش مذهب تمایل معرفت نیز ارضاء می شود. (2)
دوست عزیزم :همانطور كه ملاحظه می فرمائید تمایل به مذهب. فطری بشر است ودر همه افراد انسان وجود دارد ودر سن خاصی حتی در خانواده هایی كه از لحاظ مذهبی ضعیف هستند به اوج خود می رسد بنابراین اصل وجود میل مذهبی در همه انسانها قابل انكار نیست اما اینكه بعضی مواقع از خانواده غیر مذهبی فردی تحویل به جامعه داده میشود باید گفت: درست است كه فرد در خانواده غیر مذهبی به دنیا آمده وطبق آداب و رسوم این خانواده رشد كرده است اما فطرت انسانی خاموش نمی شود بلكه همانطور كه گفته شد از سن 12سالگی این تمایل آشكار شده ودر 16 سالگی به اوج خود می رسد این حس مذهبی كه بطور طبیعی در دوران بحرانی بلوغ ، به صورت جهشی وناگهانی آشكار میشود مانند هسته میوه ایست كه اگر به آغوش خاك سپرده شود ودر مسیر پرورش صحیح قرار گیرد درختی بزرگ وبارور خواهد شد واگر در معرض تربیت واقع نشود همچنان به صورت هسته ناچیزی باقی می ماند.
از عواملی كه باعث پرورش این حس می شود محیط اجتماعی است . كودك همواره تحت تأثیر جامعه ای است كه در آن زندگی می كند وپرورش می یابد عادات یا صفات خوب باید اجتماع در روان وی اثر می گذارد وتا اعماق جانش نفوذ می كند ودر جوانی باشدت وهیجان در وی آشكار می شود.
همانطور كه محیط طبیعی وشرایط نور آفتاب ، سرما وگرما ، رطوبت وخشكی و دیگر عوامل جوی در اندام مردم واحیاناً در اخلاق آنان اثر می گذارد . همچنین شرایط محیط اجتماعی واخلاق وتربیت عمومی در افكار و روان مردم اثر عمیق دارد.
« تأثیر محیط در ساختن شخصیت افراد آدمی بسیار مهم است اگر ما در قبیله ای از اسكیموها به دنیا آمده بودیم شخصیتی به كلی متمایز از آنچه تاكنون داریم را دارا می بودیم و نه تنها در لباس پوشیدن وخانه ساختن وسخن گفتن وغذاخوردن با آنچه اكنون هستیم تفاوت فاحشی داشتیم بلكه تصور ما ازجهان واز مقام خود در جهان به كلی تصور دیگری می بود.» (3) حال كودكی كه در خانواده غیر مذهبی به دنیا آمده اما در اجتماع مذهبی زندگی میكند خواه ناخواه تحت تأثیر محیط مذهبی قرار می گیرد واگر محیط مذهبی دارای جذابیتهای لازم وافراد پارسا وامینی باشد مسلماً این تأثیر عمیق تر وپایدارتر خواهد بود.
عامل دیگری كه در ساختن شخصیت فرد تأثیر بسیار بزرگی دارد و دراختیار شخص است خوشبختانه تمام دستورات مذهبی ما با دلیل واستدلال همراه بوده ومطابق باعقل وفطرت انسانی تنظیم شده است بطوری كه شخص باتفكر وتأمل در آنها صلاحیت آنها را برای اداره زندگی تأیید می كند.
قرآن كریم می فرماید : « لااكراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی » (4) دینداری به اجبار نیست .به تحقیق كه كار ضلالت وهدایت بر همه كس روشن گردید. بنابراین نوجوانانی كه در كودكی بد تربیت شده اند ودر محیط فاسد بار آمده اند نباید مأیوس وناامید باشند وگمان نكنند كه نتایج شوم تربیتهای بد همه جا ودر همه صورت ثابت وپا برجاست اینان اگر به استعدادهای مذهبی ولیاقتهای روحانی خود واقف باشند اگر در جوانی برای نیل به خوشبختی وسعادت ابدی خویش تصمیم قطعی بگیرند اگر برای شناختن بیماریهای درونی خود و درمان آنها خویش را در اختیار تعالیم عالیه اسلام ومربیان پاك نهاد قرار دهند می توانند اساس تربیتهای غلط دوران كودكی را برهم بریزند وخویشتن را از قید آموزشهای بد وصفات ناپسند آزاد سازند واز عوارض نامطلوب آن بركنار مانند.
حضرت علی (ع) می فرمایند:كسیكه شرافت باطن وگوهر انسانی خود را بشناسد این شناسایی او را از پستی های شهوت و آرزوهای باطل مصون خواهد داشت. (5)
در اینجا بعنوان شاهدی بر تأثیر بهره گیری از مربی خوب با وجود محیط خانوادگی بسیار نامطلوب به تاریخ اسلام نظری می افكنیم. در تاریخ آمده است :یزید بن معاویه پسری داشت كه در نظرش بسیار عزیز ومحبوب بود نام او را معاویه گذارده بود وعلاقه داشت كه به خوبی تربیت شود وبه شایستگی مدارج كمال را بپیماید .
موقعی كه به سن تحصیلی رسید معلم لایق وبافضیلتی را به نام عمروالمقصوص برای تعلیم وتربیت او برگزید وفرزند خود را به وی سپرد و عمرو المقصوص از مردان باایمان واز دوستداران واقعی حضرت علی (ع) بود و در باطن از رفتار ظالمانه معاویه بن ابی سفیان وفرزندش یزید سخت تنفر داشت . این معلم شایسته در طول سنواتی كه عهده دار تعلیم وتربیت معاویه بن یزید بود همه مبانی اسلامی وایمانی را به وی آموخت وتمام وجودش را از اشعه فروزان تعالیم قرآن شریف روشن كرد واو را یك فرد معتقد به اسلام وحقوق اهل بیت علیهم السلام بار آورد. آن پسر تربیت شده در بحبوحه جوانی ودر حدود بیست سالگی بود كه پدرش یزیدبن معاویه از دنیا رفت ومردم او را به جانشین پدر برگزیدند وباوی به خلافت بیعت كردند . جانشین یزید وفرمانروایی بریك كشور پهناور برای معاویه جوان ، یهترین وسیله ارضاء تمنیات عزیزش بود جانشین پدر می توانست جوابگوی شهوت جنسی ،تفوق طلبی ، مال دوستی وخلاصه كلیه خواهشهای سوزان وی باشد ، معاویه بن یزید اگر بنده هوای نفس خود می بود واز تربیت صحیح اسلامی بهره ای نمی داشت قادر بود از كرسی خلافت حداكثر استفاده را بنماید وهمه شهوات جوانی خویش را بهر صورتی كه مایل باشد اعمال كندولی معلم دانا و لایقش در پرتو ایمان به خدا وتعالیم قرآن شریف او را چنان بااراده ونیرومند آزاده ومستقل بار آورده بود كه مقام عظیم خلافت باتمام شكوه وجلالش نتوانست شخصیت وی را درهم بشكند واو را اسیر شهوات وتمایلات نفسانیش نماید. از خلافت كناره گیری كرد ودركمال صراحت وشجاعت به مقام دریافتی كه آلوده به انواع گناهان بود پشت پا زد.
روزی كه خواست كناره گیری خود را از مقام خلافت به اطلاع عموم برساند باحضور رجال كشور وعموم طبقات مردم به منبر رفت ،پس از حمد خداوند و درود بر رسول اكرم (ص) آغاز سخن كرد وگفت : جد من معاویه بن ابی سفیان در امر خلافت باكسی معارضه كرد كه از تمام مردم برای آن مقام شایسته تر بود . سابقه اش در اسلام بیشتر ودر شجاعت وعلم از همه برتر بود او پیش ازدیگران ایمان آورد واز همه مردم به پیغمبر نزدیكتر بود ، او ابن عم رسول اكرم (ص) وهمسر حضرت زهرا سلام الله علیها وپدر سبطین (ع) است. جد من معاویه برای جنگ با او بپا خاست وشما ها نیز به جد من كمك كردید تا كار خلافت بر وفق مرادش منظم شد روزیكه اجلش رسید تنها در قبر خود آرمید واینك در گرو اعمال وستمكاریهای خویش است . پس از او خلافت به پدرم منتقل شد او به علت سوء رفتار وگناهكاری برای خلافت شایسته نبود ولی خودسرانه بر مركب هوی نفس سوار شد . كارهای ناپسند خویش را نیكو پنداشت وبه حریم الهی تجاوز كرد وبه فرزندان رسول اكرم (ص) بزرگترین ستمها را روا داشت . ولی مدت حكومتش كوتاه بود خیلی زود زندگیش سپری شد واینك خود او در گرو گناهان خویش است ونتایج اعمال زشتش گریبانگیر مردم. وقتی سخنان معاویه بن یزید در میان بهت وحیرت مردم به اینجا رسید بغض گلو گیرش شد ، مدتی بلند بلند گریه كرد . سپس گفت : مردم ! من گناهان شما به دوش نمی گیرم وحلقه و زر شما را به گردن نمی افكنم . اینك خود دانید وحكومتی كه انتخاب خواهید كرد من بیعت شما را برداشتم واز خلافت كناره گرفتم. (6)
اما در ارتباط باعلت دوری از مذهب فردی كه در خانواده مذهبی رشد كرده باید گفت شرط اول استفاده نوجوان از تمایل معنوی وایمانی آن است كه احساس مذهبی آنان درست هدایت شود وخواهش ایمان كه در ضمیرشان نهفته است بوسیله تعالیم صحیح و دور از اوهام وخرافات ارضاء گردد. « در محیط فرهنگی و فكری ، جوان سعی می كند كه مابین عقاید مذهبی خود واطلاعات علمی خویش توافقی تولید نماید . یك بحران تردید در حدود 17 یا 18 سالگی پیدا میشود مخصوصاً در نزد جوانان محصل ، در آن هنگام كه از نظر روح انتقادی ایشان مابین مواعظ وآیات آسمانی با بعضی از نتایج علمی یا امور مربوط به زندگانی عادی اختلافاتی به وجود آید.
روانشناسان كاتولیك ملاحظه كرده اند كه این بحرانهای مختلف مخصوص در مواردی ظاهر می شود كه تعلیم وتربیت مذهبی فقط جنبه بدوی وابتدایی داشته باشد مانند لباسی كه تا مزاحم به نظر می رسد از تن بیرون می نمایند.
جوانان گاهی بعد از فراغ از این جدالها ایمان خود را از دست می دهند وگاهی بالعكس در نتیجه استدلال ، ایمان خویش را مستحكم تر می سازند بعضی دیگر مذهب خاصی را كه از تعصب بری است اختیار می نمایند. »
البته آئین متعالی اسلام دعوت روحانی وهدایت آسمانی خود را بااحیاء عقل بشر آغاز نموده وپذیرش تعالیم قرآن شریف را به وسیله تعقل وتفكر از مردم خواسته است وعدم تعقل راامری مذموم معرفی نموده است « انّ شرالدّواب الصم الیكم الذین لا یعقلون» (7) بدترین جنبندگان نزد خدا وند آن بشری است كه گوش دلش از شنیدن حق كر وزبانش از گفتن حق لال است ودر راه درك حقایق نیروی عقل خود را به كار نمی برد وتعقل نمی كند .
اما متأسفانه بنا به عللی بسیاری از خانواده های مذهبی مخصوصاً در دوره های گذشته در فهم دین دچار كج فهمی شده فرهنگ تفكر وتدبر در قوانین و آیات الهی را در زندگی روزمره خود پیاده نكرده ودر نتیجه از بعضی از این خانواده های به ظاهر دیندار فرزندان غیر مذهبی تحویل جامعه داده شده است.
استاد مطهری در كتاب امدادهای غیبی در زندگی بشر در این رابطه می فرمایند: مسلماً علت انكارو اعراض بسیاری از افراد تحصیل كرده اینست كه مفاهیم دینی ومذهبی بطرز صحیحی به آنها تعلیم داده نشده است ودر واقع آن چیزی كه آنها انكار می كنند مفهوم واقعی خدا ودین نیست وچیز دیگری است 000بسیار افراد تحت تأثیر تلقینات پدران ومادران جاهل یا مبلغان بی سواد افكار غلطی در زمینه مسائل مذهبی در ذهنشان رسوخ كرده وهمان افكار غلط اثر سوء بخشیده وآنها را درباره حقیقت دین ومذهب دچار تردید واحیاناً انكار كرده است از اینرو كوشش فراوانی لازم است صورت بگیرد كه اصول ومبانی مذهبی به صورت صحیح و واقعی خودبه افراد تعلیم داده شود.
از دیگر عوامل دوری فرزندان خانواده های مذهبی از مذهب محیط اجتماعی رفتار نامناسب و نادرست وعقاید نا صحیح بعضی مدعیان تبلیغ دین است كه شعارشان اینست كه اگر میخواهی دین داشته باشی گرد مال وثروت نگرد . ترك حیثیت ومقام كن000شاد باش وشادی مكن . از خلق بگریز وامثال اینها بنابراین اگر كسی بخواهد به غریزه دینی خود پاسخ مثبت بدهد باید همه چیز در حال جنگ باشد وبدیهی است كه وقتی دین بدین گونه معرفی شود قطعاً جوانان به دین بدبین خواهند شد.(8)
البته تأثیر اراده واختیار ونقش سازنده آن در ساختن شخصیت فرد را نباید از یاد برد نوجوانانی كه در كودكی خوب تربیت شده اند وپدر ومادر آنان را به درستی پرورش داده اند مغرور نباشند وگمان نكنند كه نتایج تربیتهای صحیح در هرگونه شرایط وبه هر صورت ثابت وپایدار خواهد ماند .




طبقه بندی: پسران،  دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
(تعداد کل صفحات:8)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]