: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74

 

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا ﴿النساء آیه 34﴾

 

ترجمه:مردان، كارگزاران وتدبیركنندگانِ [زندگى] زنانند، به خاطر آنكه خدا مردان را [از جهت توان جسمى، تحمل مشكلات وقدرت روحى وفكرى] بر زنان برترى داده، وبه خاطر آنكه [مردان] از اموالشان هزینه زندگى زنان را [به عنوان حقّى واجب] مى پردازند؛ پس زنان شایسته ودرست كار [با رعایت قوانین حق ]فرمانبردار [ومطیع شوهر]ند [و] در برابر حقوقى كه خدا [به نفع آنان برعهده شوهرانشان] نهاده است، در غیاب شوهر [حق وِ واسرار واموال او ر] حفظ مى كنند. وزنانى كه از سركشى ونافرمانى آنان بیم دارید [در مرحله اول] پندشان دهید، و[در مرحله بعد] در خوابگاهها از آنان دورى كنید، و[اگر اثر نبخشید ]آنان را [به گونه اى كه احساس آزار به دنبال نداشته باشد] تنبیه كنید؛ پس اگر از شما اطاعت نكردند براى آزار دادن آنان هیچ راهى مجویید؛ یقیناً خدا بلند مرتبه وبزرگ است.


تفسیر:سرپرستى در نظام خانواده
خـانـواده یـك واحـد كـوچـك اجـتماعى است و همانند یك اجتماع بزرگ باید رهبر و سرپرست واحدى داشته باشد، زیرا رهبرى و سرپرستى دسته جمعى كه زن و مرد مشتركا آن را به عـهـده بـگـیـرنـد مـفـهـومـى نـدارد و در نتیجه مرد یا زن ، یكى باید ((رئیس )) خانواده و دیـگـرى ((مـعـاون )) و تـحـت نـظـارت او بـاشد، قرآن در اینجا تصریح مى كند كه مقام سرپرستى باید به مرد داده شود. ((مردان سرپرست و نگهبان
زنان هستند)) (الرجال قوامون على النساء).
البته مقصود از این تعبیر استبداد و اجحاف و تعدى نیست بلكه منظور

رهبرى واحد منظم با توجه به مسؤ ولیتها و مشورتهاى لازم است .
ایـن مـسـاءله در دنـیـاى امـروز بیش از هر زمان روشن است كه اگر هیاءتى (حتى یك هیئت دو نـفرى ) ماءمور انجام كارى شود حتما باید یكى از آن دو ((رئیس )) و دیگرى ((معاون یا عضو)) باشد وگرنه هرج و مرج در كار آنها پیدا مى شود - سرپرستى مرد در خانواده نیز از همین قبیل است .
و ایـن مـوقـعـیـت بـه خاطر وجود خصوصیاتى در مرد است مانند ترجیح قدرت تفكر او بر نیروى عاطفه و احساسات (به عكس زن كه از نیروى سرشار عواطف بیشترى بهره مند است ) و دیـگرى داشتن بنیه و نیروى جسمى بیشتر كه با اولى بتواند بیندیشد و نقشه طرح كند و با دومى بتواند از حریم خانواده خود دفاع نماید.
بـه عـلاوه تـعـهـد او در بـرابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه هاى زندگى ، و پـرداخـت مـهـر و تـاءمـیـن زنـدگى آبرومندانه همسر و فرزند، این حق را به او مى دهد كه وظیفه سرپرستى به عهده او باشد.
البـتـه مـمـكـن است زنانى در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند ولى شاید كرارا گفته ایم كه قوانین به تك تك افراد و نفرات نظر ندارد بلكه نوع و كلى را در نظر مى گیرد، و شكى نیست كه از نظر كلى ، مردان نسبت به زنان براى این كار آمادگى بـیـشترى دارند، اگر چه زنان نیز وظایفى مى توانند به عهده بگیرند كه اهمیت آن مورد تردید نیست .
جـمـله بـعـد اشـاره بـه هـمـیـن حـقـیـقـت اسـت زیـرا در قـسـمـت اول مى فرماید: ((این سرپرستى به خاطر تفاوتهایى است كه خداوند از نظر آفرینش ، روى مـصـلحـت نـوع بـشـر مـیـان آنـهـا قـرار داده )) (بـمـا فضل الله بعضهم على بعض ).
در قسمت دیگر مى فرماید: ((و نیز این سرپرستى به خاطر تعهداتى است كه
مـردان در مـورد انفاق كردن و پرداختهاى مالى در برابر زنان و خانواده به عهده دارند)) (و بما انفقوا من اموالهم ).
ولى نـاگـفـتـه پـیـدا اسـت كـه سـپـردن ایـن وظـیـفـه بـه مـردان نـه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانى آنها است و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر، زیرا آن صرفا بستگى به تقوى و پرهیزگارى دارد، همانطور كه شخصیت انسانى یك معاون از یك رئیس ممكن است در جنبه هاى مختلفى بیشتر باشد اما رئیس براى سرپرستى كارى كه به او محول شده از معاون خود شایسته تر است .
سـپـس اضـافـه مـى كند كه زنان در برابر وظایفى كه در خانواده بر عهده دارند به دو دسته اند:
دسـتـه اول : ((صـالحان و درستكاران ، و آنها كسانى هستند كه خاضع و متعهد در برابر نـظـام خـانـواده مـى بـاشـنـد و نـه تـنـها در حضور شوهر بلكه در غیاب او، حفظ الغیب مى كنند)) (فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله ).
یعنى مرتكب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسـرار خـانـواده در غـیـاب او نـمـى شـونـد، و در بـرابـر حـقـوقـى كـه خداوند براى آنها قـایل شده و با جمله ((بما حفظ الله )) به آن اشاره گردیده وظایف و مسؤ ولیتهاى خود را به خوبى انجام مى دهند.
بـدیـهـى است مردان موظفند در برابر این گونه زنان نهایت احترام و حق شناسى را انجام دهند.
زنان متخلف
دسته دوم : زنانى هستند كه از وظایف خود سرپیچى مى كنند و نشانه هاى ناسازگارى در آنـهـا دیـده مـى شـود، مـردان در برابر این گونه زنان وظایف و مسؤ ولیتهایى دارند كه باید مرحله به مرحله انجام گردد. و در هر صورت مراقب
بـاشـنـد كه از حریم عدالت ، تجاوز نكنند، این وظایف به ترتیب زیر در آیه بیان شده است :
مرحله اول در مورد زنانى است كه نشانه هاى سركشى و عداوت و دشمنى در آنها آشكار مى گـردد كـه قـرآن در جـمـله فـوق از آنـهـا چـنـیـن تعبیر مى كند: ((زنانى را كه از طغیان و سـركـشـى آنها مى ترسید موعظه كنید و پند و اندرز دهید)) (و اللاتى تخافون نشوزهن <58> فعظوهن ).
و بـه ایـن تـرتـیـب آنـهـا كـه پـا از حـریـم نـظـام خـانـوادگـى فـراتـر مـى گـذارنـد قـبـل از هـر چـیـز بـاید به وسیله اندرزهاى دوستانه و بیان نتایج سوء این گونه كارها آنان را به راه آورد و متوجه مسؤ ولیت خود نمود.
سـپـس مـى فـرمـاید: ((در صورتى كه اندرزهاى شما سودى نداد، در بستر از آنها دورى كنید)) (و اهجروهن فى المضاجع ).
و بـا ایـن عـكـس العـمـل و بـى اعـتـنـایى و به اصطلاح قهر كردن ، عدم رضایت خود را از رفتار آنها آشكار سازید شاید همین ((واكنش خفیف )) در روح آنان مؤ ثر گردد.
در صـورتـى كـه سركشى و پشت پا زدن به وظایف و مسؤ ولیتها از حد بگذرد و همچنان در راه قـانون شكنى با لجاجت و سرسختى گام بردارند، نه اندرزها تاءثیر كند، و نه جـدا شـدن در بـسـتـر و كـم اعـتـنـایـى نـفـعـى بـبـخـشـد و راهـى جـز ((شـدت عمل )) باقى نماند ((آنها را تنبیه كنید)) (و اضربوهن ).
در اینجا اجازه داده شده كه از طریق ((تنبیه بدنى )) آنها را به انجام وظایف خویش وادار كنند.
اشكال :
مـمـكـن اسـت ایـراد كـنـنـد كـه چـگـونـه اسـلام بـه مـردان اجـازه داده كـه در مـورد زنـان متوسل به تنبیه بدنى شوند؟!

پاسخ :
جواب این ایراد با توجه به معنى آیه و روایاتى كه در بیان آن وارد شده و توضیح آن در كـتـب فـقـهـى آمـده اسـت و هـمـچـنین با توضیحاتى كه روانشناسان امروز مى دهند چندان پیچیده نیست زیرا:
اولا: آیه ، مساءله تنبیه بدنى را در مورد افراد وظیفه نشناسى مجاز شمرده كه هیچ وسیله دیـگـرى دربـاره آنـان مفید واقع نشود، و اتفاقا این موضوع تازه اى نیست كه منحصر به اسلام باشد، در تمام قوانین دنیا هنگامى كه طرق مسالمت آمیز براى وادار كردن افراد به انـجـام وظـیـفـه ، مؤ ثر واقع نشود، متوسل به خشونت مى شوند، نه تنها از طریق ضرب بـلكـه گـاهـى در مـوارد خـاصـى مـجـازاتـهـایـى شـدیـدتـر از آن نـیـز قایل مى شوند كه تا سرحد اعدام پیش مى رود.
ثـانیا: ((تنبیه بدنى )) در اینجا - همانطور كه در كتب فقهى نیز آمده است - باید ملایم و خـفـیـف بـاشـد بطورى كه نه موجب شكستگى و نه مجروح شدن گردد و نه باعث كبودى بدن .
ثالثا: روانكاوان امروز معتقدند كه جمعى از زنان داراى حالتى بنام تفسیر ((مازوشیسم )) (آزارطـلبـى ) هـسـتـنـد و گـاه كه این حالت در آنها تشدید مى شود تنها راه آرامش آنان تـنـبـیـه مـختصر بدنى است ، بنابر این ممكن است ناظر به چنین افرادى باشد كه تنبیه خفیف بدنى در موارد آنان جنبه آرام بخشى دارد و یك نوع درمان روانى است .
مـسلم است كه اگر یكى از این مراحل مؤ ثر واقع شود و زن به انجام وظیفه خود اقدام كند مـرد حـق نـدارد بـهـانـه گـیـرى كـرده ، در صـدد آزار زن بـرآیـد، لذا بـه دنبال
ایـن جـمـله مـى فـرمـایـد: ((اگـر آنـها اطاعت كنند به آنها تعدى نكنید)) (فان اطعنكم فلا تبغوا علیهن سبیلا).
و اگـر گـفـتـه شود كه نظیر این طغیان و سركشى و تجاوز در مردان نیز ممكن است پدید آید، آیا مردان نیز مشمول چنین مجازاتهایى خواهند شد؟
در پـاسـخ مى گوییم آرى مردان هم درست همانند زنان در صورت تخلف از وظایف مجازات مـى گـردنـد حـتـى مـجازات بدنى ، منتها چون این كار غالبا از عهده زنان خارج است حاكم شرع موظف است كه مردان متخلف را از طرق مختلف و حتى از طریق تعزیر (مجازات بدنى ) به وظایف خود آشنا سازد.
داسـتـان مـردى كـه بـه هـمـسر خود اجحاف كرده بود و به هیچ قیمت حاضر به تسلیم در بـرابـر حـق نـبـود و عـلى (عـلیـه السـلام ) او را بـا شـدت عمل و حتى با تهدید به شمشیر وادار به تسلیم كرد معروف است .
و در پـایـان مـجـددا بـه مـردان هـشـدار مـى دهـد كـه از مـوقـعیت سرپرستى خود در خانواده سـوءاسـتـفـاده نـكـنـنـد و بـه قدرت خدا كه بالاتر از همه قدرتها است بیندیشند ((زیرا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است )) (ان الله كان علیا كبیرا).



طبقه بندی: پدران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول