: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74

گفتمان شب پنج شنبه 28/11/89 شروع، ساعت 23:00(جلسه چهارم)

دوستان عزیز ادامه جلسه پنج شنبه هفته قبل را با تکرار دوباره این جمله  بسیار مهم ، شروع می کنیم.
"باید از گذشتگان تجربه و درس عبرت آموخت،تا آنجا که گروهى از اندیشمندان  گفته اند 'تاریخ همیشه تكرار مى شود' واقعیتى است غیر قابل انكار. چنانكه این واقعیت را حضرت على "علیه السلام" در سخنان گهر بارش مى فرمایند:
عباد الله ان الدهر یجرى بالباقین كجریه بالماضین "1"
'بندگان خدا! روزگار در مورد بازماندگان همانطور جریان پیدا مى كند كه در مورد گذشتگان جریان داشت.' "
و داستان از این قرار است : برّاق بن عمّار ، این فرد مسلمان با ایلدفونس (از بزرگان مسیحیت) در حضور دوک ونیز گفتگو می کند. ایلدفونس به برّاق بن عمّار می گوید: « ای قهرمان! بدان که پاپ از همه  بارون های اروپا دعوت کرده و از آنها درباره ی باز پس گرفتن اسپانیا از مسلمانان مشورت خواسته است. تو هم باید کمکمان کنی.»

برّاق پاسخ می دهد:« تو هم بدان که شیر را جز با مکر و حیله نمی توان شکار کرد. [ برای نمونه، شکارچیان به شیر خشمگین و قوی شراب می نوشانند و او را مست می کنند تا بتوان به راحتی او را در بند کشید] و حتما می دانی که آهن را جز با آهن نمی توان کوبید.»
دوک ونیز می گوید:« امّا انبوه سپاه بارون های اروپا در اندک زمانی سپاه مسلمانان را پایمال و نابود خواهد کرد.»
برّاق پاسخ می گوید:" کار به این آسانی نیست.مسلمانان به دین و آیین خود سخت پایبندند و تا پای جان از شرف ،ناموس و آبروی خویش  دفاع می کنند. حتی گاه می شود که یک قبیله یا دودمان به خاطر دفاع از ارزش های خود کشته می شوند، امّا تن به ذلّت نمی دهند. اما از سوی دیگر این را بدان که مسلمانان، مردمی بزرگوارند و به همه کس خوش گمان هستند. به همین خاطر می توان از این دو ویژگی خوب آنان بهره گرفت و آنها را فریب داد و به آنها خیانت کرد. بنابراین چاره این است که با آنها در سه چیز پیمان ببندید و معاهده امضا کنید:
اوّل: آزادی در تبلیغ دین، دوم: آزادی در آموزش به مسلمانان، سوم: آزادی در تجارت با آنها. اگر بتوانید این سه امتیاز را از مسلمانان بگیرید، راه پیروزی شما هموار خواهد شد.
آزادی شما در تبلیغ دین باعث خواهد شد که کشیشان و مبلّغان بتوانند تعلیمات دینی شما را در میان کودکان مسلمان آموزش دهند. در این صورت حتی اگر این کشیشان و مبلّغان نتوانند آیین مسیحیّت را به دل های مسلمانان داخل کنند، حداقل مایه آن خواهد شد که جوانان مسلمان در دین خود سست و بی تفاوت شوند. در نتیجه غیرت دینی که آنان را به رویارویی و مقاومت وا می دارد، از دل آنها بیرون خواهد رفت.
اما آزادی در آموزش دانش، مایه آن خواهد شد که جوانان مسلمان [ به خاطر حس طبیعی احترام به آموزگار] برای شما و در نتیجه برای مسیحیان و اروپاییان به گونه ای برتری فکری و نژادی معتقد شوند و شما را قوی تر و عالی مقام تر از خودشان بدانند و به همین نسبت از علاقه و احترام آنها نسبت به میهن و هم میهنان خودشان کاسته شود!
سرانجام، آزادی تجارت و داد و ستد شما با مسلمانان، وسیله ای است برای آمیزش و معاشرت نزدیک شما با آنها. به همین وسیله می توانید از وابستگی و علاقه ی مسلمانان به پوشاک و دیگر ویژگی های ملی و مذهبی شان بکاهید. حتی از طریق همین معاشرت ها می توانید خوردن مسکرات را که در میان مسلمانان حرام است و کاری زشت و نادرست به شمار می آید، در میان آنها رواج دهید. مسلمانان اگر به خوردن مست کننده ها عادت کنند و شرمی که امروز از خوردن مسکرات حس میکنند از میان آنها رخت بربندد و اخلاق آنها به این عمل خو بگیرد، کم کم به سایرکارهای زشت نیز عادت خواهند کرد و مردمی بی قید خواهند شد. در نتیجه عزت نفس، غرور ملی و احساس برتری مذهبی را از دست خواهند داد، ضعف و سستی بر جسم و روح آنها چیره خواهد شد، فساد و اعمال زشت در میان آنها شایع خواهد گردید، اخلاق آنها به انحطاط خواهد گرایید و رشته امور کشور و کشورداری آنها از هم گسسته خواهد شد... .
آن گاه می توانید آنها را مانند گوسفند به هر سو که می خواهید برانید یا مانند خرگوش آنها را شکار کنید. فراموش نکنید که ناز و نعمت بسیار، تن پروری و خوش گذرانی، اسراف در خوردن غذاهای گوناگون و لباس های رنگارنگ و گران قیمت، و فرو رفتن در گرداب شهوت ها، گناهان و هتک حرمت ها خواهد توانست مسلمانان را از راه و روش پدران و نیکانشان باز دارد و روح آزادگی و جنگاوری را از آنان بگیرد. همین به تنهایی برای سقوط  و انحطاط مسلمانان کافی است!.»"2" 
منابع:
1."فیض الاسلام، خطبه 156"
2."بنگرید به: غروب آفتاب در اندلس(علل سقوط مسلمانان در شبه جزیره اسپانیا)،دفتر ارتباطات دانشجویی معارف"
پایان جلسه ساعت 23:48،{به امید روزی که طلوع آرامش در زندگی بشریت سایه گستر شود.پس به امید آن روز! }
                                                           -->کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است<--




طبقه بندی: دختران،  پسران، 
برچسب ها: تهاجم فرهنگی، علل سقوط،
مطالب مرتبط: با توجه به مسئولیت اخلاقی خود قضاوت نمایید!؟ - قسمت اول،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
نمایش نظرات 1 تا 30