: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1389 ساعت:11:25 ب.ظ

گفتمان شب پنج شنبه 21/11/89 شروع، ساعت 22:05(جلسه سوم)

محمد:قبل از اینکه وارد جلسه بشم بهتون بگم امشب خیلی اینجا شلوغ پلوغه از قد و نیم قد بچه گرفته تا آدم بزرگ ، چون فردا قرار همگی دسته جمعی بریم راهپیمایی...

مادر:محمد کجایی؟ مادر بیا کارت دارم؟

محمد:چشم مادر الان می یام،گفتم که حسابی اینجا شلوغه ببخشین ، اگر امشب باید مارو تحمل کنید، داشتم می گفتم کجا بودم؟آهان آره قراره بریم ولی یه جوون داریم بدجوری کلش بوی قرمه سبزی میده ،حسامو می گم، پسر داییم ،البته آدم منطقی، به نظر می یاد حالا نمی گم موضوع چیه؟ بذارین برم بایه سوال داغ  در محفل خانواده موضوع بحثو شروع کنیم بزن بریم
مادر اومدم کارم داشتین؟

مادر:عزیزم این چایی هارو به مهمونا تعارف کن!

محمد:چشم مادر!

محمد:بابا من می گم حالا که فردا داریم می ریم راهپیمایی بیا یه پلاکاردی با یه شعار توپ بنویسیم مثلا بنویسیم راهپیمایی یعنی با بصیرت دشمن را شناسی کردن یا ازین جور حرفا!

حسام:حس آقا، دوباره گل کرد اینهمه گفتی مرگ بر آمریکا چند تا از اراضی خاک آمریکارو فتح کردی اصلا می بینم دولت چقدر بهت بهاء میده که این جور به تلاطم افتادی اوه یادم نبود راستی که خیلی هواتو دولت داره خونه که بهت داده، کار داده ،ماشین داده ،رفاه داده ،اصلا نخواستیم تو ضرر نرسان دولت به ما، این منافع پیشکشت ،می بینم رفیقام که همه کارشناسی گرفتن  به چه فلاکتی افتادن آخه بابا یکی نیست به این مسئولین بگه  این همه توقع از این ملت دارین موقع های حساس که میشه مثل الان قربون صدقه مردم میرین تبلیغات گسترده می کنین آیا واقعا قدر این ملت می دونین قدر این جونارو می دونین که همه و همه از دولتی سر این جوناست ،پیشرفتو می گم ....

پدر:آقا حسام مثل اینکه دلش خیلی پره، اشکال نداره پسرم بگو تا یکم خالی بشی بعد ما هم حرفای دلمون رو هم بزنیم نا سلامتی ما از بچه های انقلابیم!

حسام:نه علی آقا چه فایده حالا داره با گفتن این حرفا فقط اعصاب همه می ریزه بهم کاشکی یه فرجی می شد، من تا صبح حرف می زدم

پدر:حداقلش خودتو خالی می کنی !

بابای حسام:می گم که به مدد هجوم فرهنگی، خوب موجب استحاله ی معنوی و تضعیف اعتقادات و سست شدن باور های دینی جوان ها شده اند انکار نمی کنم که مسئولین بی تقصیر هم نیستند ولی بجای لعنت فرستادن به تاریکی شمعی روشن کن،در حالی که این شرایط سخت است، که زمینه رشد را مهیا می کند ، مثال بارز این سخن  هم در تاریخ اثبات شده است!

پدر:گفتین تاریخ آری یاد حدیث حضرت علی (علیه السلام) و داستان تاریخی بسیار جالب افتادم

مریم:آخ جون دخترا همه سایلنت که داستان های بابام شنیدن داره!

مادر:علی آقا پس صبر کنید ما هم بیاییم!

محمد:خوب عزیزان در این لحظه همه و همه آماده گوش دادن به صحبتای بابام شدند باورتون نمیشه اگر بگم تا آخر داستان کسی لام تا کام حرفی نزد واقعا بابای من ،بی نظیری!، خوب شما رو بیش از این معطل نمی کنم بریم ببینیم چه نتیجه ای می شه از این داستان و صحبت هایشان گرفت؟

پدر: باید از گذشتگان تجربه و درس عبرت آموخت، نه اینكه چون دیگران كردند من كردم، دیگران پذیرفتند من پذیرفتم یكى از عوامل موفقیت، در كار مدیریت، گذشته نگرى است. مدیر با درایت و جست و جو گر، كسى است كه گذشته هاى بسیار دور را بنگرد و از تاریخ گذشتگان كه منبع ارزشمند معرفت و تجربه هاست درسى بیاموزد، زیرا تجارب گذشتگان نتیجه تلاش هاى فراوان ملت ها و رجال سخت كوشى مى باشد كه چه بسا هر كدام از آنها به قیمت منزلت و حیثیت انسانى افراد و یا جوامع گذشته تمام شده باشد،وكمتر حادثه اى را مى توان در زندگى بشر امروز یافت كه نمونه هایى از نوع آن در گذشته اتفاق نیفتاده باشد تا آنجا که گروهى از اندیشمندان  گفته اند 'تاریخ همیشه تكرار مى شود' واقعیتى است غیر قابل انكار. چنانكه این واقعیت را حضرت على "ع" در سخنان گهر بارش مى فرمایند:
عباد الله ان الدهر یجرى بالباقین كجریه بالماضین "1"
'بندگان خدا! روزگار در مورد بازماندگان همانطور جریان پیدا مى كند كه در مورد گذشتگان جریان داشت.'
امروز اگر غربیها آنچه را تحت لوای دموکراسی و ارزش های لیبرالی(از جمله حقوق بشر) ارائه می کنند،فرهنگی نیست جز فرهنگ زورمدارانه ی روم قدیم که لعابی از مسیحیت را بر خود دارد آری اینها از نسل همان کسایی هستند که عیسی مسیح (علیه السلام) را به صلیب کشیدند و صلیب را برای مصلوب کردن آن حضرت به دوش کشیدندو به تعبیر قرآن (وما قتلوه وما صلبوه ولکن شبه لهم،"2")و در جنگ های صلیبی،به خون خواهی آن وجود بزرگوار با همان نشان صلیب بروی مسلمانان شمشیر کشیدند !
در حال حاضر هم جنگی فرسایشی که ممکن است سال های طولانی ادامه یابد بر مسلمانان تحمیل کرده اند که تاکنون بیش از نیم قرن سرمایه های عظیمی از مسلمانان را بلعیده است!
چطور؟ به این داستان خوب گوش کنید وهمینطور در مطالب قبل بنده تعمق کنید و با توجه به مسئولیت اخلاقی خود به قضاوت بنشینید که آنها نیز همچون آش دهان سوزی نیستند که دیگران سنگ آنها را به سینه می زنند و یا آنها را دولت برتر می دانند!
و این جلسه ادامه دارد...
ان شاءالله ادامه جلسه را در پست بعد برایتان می گذارم پس گوش به زنگ باشید که بسیار جالب خواهد بود.ایام الله دهه فجر به شما هم وبلاگیان عزیز مبارک باد!
منابع:
1."فیض الاسلام، خطبه 156"
2."سوره نساء،157"
پایان جلسه ساعت 23:37،{به امید روزی که طلوع آرامش در زندگی  بشریت سایه گستر شود.پس به امید آن روز! }
                                                           -->کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است<--





طبقه بندی: دختران،  پسران، 
برچسب ها: مسئولیت اخلاقی، چرا انقلاب، غرب، دموکراسی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
نمایش نظرات 1 تا 30