: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : جمعه 29 مرداد 1389 ساعت:04:03 ب.ظ

سؤال:

چرا بعضی از بچه های خانواده های مذهبی از مذهب دوری می کنند و در بعضی از خانواده های ملّی که زیاد مذهبی نیستند مذهبی می شوند؟

جواب:

به عقیده روانشناسان دوران بلوغ وجوانی دوره بروز احساسات مذهبی وشكفته شدن تمایلات ایمانی واخلاقی است كه جوانان بطور فطری مایلند خداوند خالق را بشناسند واو را پرستش كنند جوانان به طبع انسانی خود در جستجوی حق هستند ودر راه پی بردن به حقیقت مجاهده وكوشش می كنند وبدین وسیله تمایل فطری خود به معرفت را ارضاء می كنند . علاوه بر معرفت فطری به عقیده همه دانشمندان متخصص در حدود 12 سالگی یعنی آغاز دوران نوجوانی بطور طبیعی تمایل دیگری در فرزندان بشر آشكار میشود و آن عشق وعلاقه به مذهب است این تمایل با پیشرفت عوامل طبیعی بلوغ پیوسته تشدید می شود ودر 16 سالگی به اوج خود می رسد.
جان بی كایزل می گوید :« برطبق آزمایشهایی كه به عمل آمده بطور كلی ایمان به مذهب از سن دوازده سالگی آغاز می شود.»
موریس ربس میگوید: «گویا همه روانشناسان در این در این نكته متفق القولند كه مابین بحران تكلیف وجهش ناگهانی احساسات مذهبی ار تباطی وجود دارد . دراین اوقات یك نوع نهضت مذهبی حتی كسانی دیده میشود كه سابق براین نسبت به مسائل مربوط به مذهب وایمان لاقید بوده اند ، حداكثر این احساسات مذهبی در حدود 16 سالگی پیدا می شود.» (1)
البته می توان گفت كه معرفت فطری در تمایل به مذهب نهفته شده است وبا ارضاء كامل خواهش مذهب تمایل معرفت نیز ارضاء می شود. (2)
دوست عزیزم :همانطور كه ملاحظه می فرمائید تمایل به مذهب. فطری بشر است ودر همه افراد انسان وجود دارد ودر سن خاصی حتی در خانواده هایی كه از لحاظ مذهبی ضعیف هستند به اوج خود می رسد بنابراین اصل وجود میل مذهبی در همه انسانها قابل انكار نیست اما اینكه بعضی مواقع از خانواده غیر مذهبی فردی تحویل به جامعه داده میشود باید گفت: درست است كه فرد در خانواده غیر مذهبی به دنیا آمده وطبق آداب و رسوم این خانواده رشد كرده است اما فطرت انسانی خاموش نمی شود بلكه همانطور كه گفته شد از سن 12سالگی این تمایل آشكار شده ودر 16 سالگی به اوج خود می رسد این حس مذهبی كه بطور طبیعی در دوران بحرانی بلوغ ، به صورت جهشی وناگهانی آشكار میشود مانند هسته میوه ایست كه اگر به آغوش خاك سپرده شود ودر مسیر پرورش صحیح قرار گیرد درختی بزرگ وبارور خواهد شد واگر در معرض تربیت واقع نشود همچنان به صورت هسته ناچیزی باقی می ماند.
از عواملی كه باعث پرورش این حس می شود محیط اجتماعی است . كودك همواره تحت تأثیر جامعه ای است كه در آن زندگی می كند وپرورش می یابد عادات یا صفات خوب باید اجتماع در روان وی اثر می گذارد وتا اعماق جانش نفوذ می كند ودر جوانی باشدت وهیجان در وی آشكار می شود.
همانطور كه محیط طبیعی وشرایط نور آفتاب ، سرما وگرما ، رطوبت وخشكی و دیگر عوامل جوی در اندام مردم واحیاناً در اخلاق آنان اثر می گذارد . همچنین شرایط محیط اجتماعی واخلاق وتربیت عمومی در افكار و روان مردم اثر عمیق دارد.
« تأثیر محیط در ساختن شخصیت افراد آدمی بسیار مهم است اگر ما در قبیله ای از اسكیموها به دنیا آمده بودیم شخصیتی به كلی متمایز از آنچه تاكنون داریم را دارا می بودیم و نه تنها در لباس پوشیدن وخانه ساختن وسخن گفتن وغذاخوردن با آنچه اكنون هستیم تفاوت فاحشی داشتیم بلكه تصور ما ازجهان واز مقام خود در جهان به كلی تصور دیگری می بود.» (3) حال كودكی كه در خانواده غیر مذهبی به دنیا آمده اما در اجتماع مذهبی زندگی میكند خواه ناخواه تحت تأثیر محیط مذهبی قرار می گیرد واگر محیط مذهبی دارای جذابیتهای لازم وافراد پارسا وامینی باشد مسلماً این تأثیر عمیق تر وپایدارتر خواهد بود.
عامل دیگری كه در ساختن شخصیت فرد تأثیر بسیار بزرگی دارد و دراختیار شخص است خوشبختانه تمام دستورات مذهبی ما با دلیل واستدلال همراه بوده ومطابق باعقل وفطرت انسانی تنظیم شده است بطوری كه شخص باتفكر وتأمل در آنها صلاحیت آنها را برای اداره زندگی تأیید می كند.
قرآن كریم می فرماید : « لااكراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی » (4) دینداری به اجبار نیست .به تحقیق كه كار ضلالت وهدایت بر همه كس روشن گردید. بنابراین نوجوانانی كه در كودكی بد تربیت شده اند ودر محیط فاسد بار آمده اند نباید مأیوس وناامید باشند وگمان نكنند كه نتایج شوم تربیتهای بد همه جا ودر همه صورت ثابت وپا برجاست اینان اگر به استعدادهای مذهبی ولیاقتهای روحانی خود واقف باشند اگر در جوانی برای نیل به خوشبختی وسعادت ابدی خویش تصمیم قطعی بگیرند اگر برای شناختن بیماریهای درونی خود و درمان آنها خویش را در اختیار تعالیم عالیه اسلام ومربیان پاك نهاد قرار دهند می توانند اساس تربیتهای غلط دوران كودكی را برهم بریزند وخویشتن را از قید آموزشهای بد وصفات ناپسند آزاد سازند واز عوارض نامطلوب آن بركنار مانند.
حضرت علی (ع) می فرمایند:كسیكه شرافت باطن وگوهر انسانی خود را بشناسد این شناسایی او را از پستی های شهوت و آرزوهای باطل مصون خواهد داشت. (5)
در اینجا بعنوان شاهدی بر تأثیر بهره گیری از مربی خوب با وجود محیط خانوادگی بسیار نامطلوب به تاریخ اسلام نظری می افكنیم. در تاریخ آمده است :یزید بن معاویه پسری داشت كه در نظرش بسیار عزیز ومحبوب بود نام او را معاویه گذارده بود وعلاقه داشت كه به خوبی تربیت شود وبه شایستگی مدارج كمال را بپیماید .
موقعی كه به سن تحصیلی رسید معلم لایق وبافضیلتی را به نام عمروالمقصوص برای تعلیم وتربیت او برگزید وفرزند خود را به وی سپرد و عمرو المقصوص از مردان باایمان واز دوستداران واقعی حضرت علی (ع) بود و در باطن از رفتار ظالمانه معاویه بن ابی سفیان وفرزندش یزید سخت تنفر داشت . این معلم شایسته در طول سنواتی كه عهده دار تعلیم وتربیت معاویه بن یزید بود همه مبانی اسلامی وایمانی را به وی آموخت وتمام وجودش را از اشعه فروزان تعالیم قرآن شریف روشن كرد واو را یك فرد معتقد به اسلام وحقوق اهل بیت علیهم السلام بار آورد. آن پسر تربیت شده در بحبوحه جوانی ودر حدود بیست سالگی بود كه پدرش یزیدبن معاویه از دنیا رفت ومردم او را به جانشین پدر برگزیدند وباوی به خلافت بیعت كردند . جانشین یزید وفرمانروایی بریك كشور پهناور برای معاویه جوان ، یهترین وسیله ارضاء تمنیات عزیزش بود جانشین پدر می توانست جوابگوی شهوت جنسی ،تفوق طلبی ، مال دوستی وخلاصه كلیه خواهشهای سوزان وی باشد ، معاویه بن یزید اگر بنده هوای نفس خود می بود واز تربیت صحیح اسلامی بهره ای نمی داشت قادر بود از كرسی خلافت حداكثر استفاده را بنماید وهمه شهوات جوانی خویش را بهر صورتی كه مایل باشد اعمال كندولی معلم دانا و لایقش در پرتو ایمان به خدا وتعالیم قرآن شریف او را چنان بااراده ونیرومند آزاده ومستقل بار آورده بود كه مقام عظیم خلافت باتمام شكوه وجلالش نتوانست شخصیت وی را درهم بشكند واو را اسیر شهوات وتمایلات نفسانیش نماید. از خلافت كناره گیری كرد ودركمال صراحت وشجاعت به مقام دریافتی كه آلوده به انواع گناهان بود پشت پا زد.
روزی كه خواست كناره گیری خود را از مقام خلافت به اطلاع عموم برساند باحضور رجال كشور وعموم طبقات مردم به منبر رفت ،پس از حمد خداوند و درود بر رسول اكرم (ص) آغاز سخن كرد وگفت : جد من معاویه بن ابی سفیان در امر خلافت باكسی معارضه كرد كه از تمام مردم برای آن مقام شایسته تر بود . سابقه اش در اسلام بیشتر ودر شجاعت وعلم از همه برتر بود او پیش ازدیگران ایمان آورد واز همه مردم به پیغمبر نزدیكتر بود ، او ابن عم رسول اكرم (ص) وهمسر حضرت زهرا سلام الله علیها وپدر سبطین (ع) است. جد من معاویه برای جنگ با او بپا خاست وشما ها نیز به جد من كمك كردید تا كار خلافت بر وفق مرادش منظم شد روزیكه اجلش رسید تنها در قبر خود آرمید واینك در گرو اعمال وستمكاریهای خویش است . پس از او خلافت به پدرم منتقل شد او به علت سوء رفتار وگناهكاری برای خلافت شایسته نبود ولی خودسرانه بر مركب هوی نفس سوار شد . كارهای ناپسند خویش را نیكو پنداشت وبه حریم الهی تجاوز كرد وبه فرزندان رسول اكرم (ص) بزرگترین ستمها را روا داشت . ولی مدت حكومتش كوتاه بود خیلی زود زندگیش سپری شد واینك خود او در گرو گناهان خویش است ونتایج اعمال زشتش گریبانگیر مردم. وقتی سخنان معاویه بن یزید در میان بهت وحیرت مردم به اینجا رسید بغض گلو گیرش شد ، مدتی بلند بلند گریه كرد . سپس گفت : مردم ! من گناهان شما به دوش نمی گیرم وحلقه و زر شما را به گردن نمی افكنم . اینك خود دانید وحكومتی كه انتخاب خواهید كرد من بیعت شما را برداشتم واز خلافت كناره گرفتم. (6)
اما در ارتباط باعلت دوری از مذهب فردی كه در خانواده مذهبی رشد كرده باید گفت شرط اول استفاده نوجوان از تمایل معنوی وایمانی آن است كه احساس مذهبی آنان درست هدایت شود وخواهش ایمان كه در ضمیرشان نهفته است بوسیله تعالیم صحیح و دور از اوهام وخرافات ارضاء گردد. « در محیط فرهنگی و فكری ، جوان سعی می كند كه مابین عقاید مذهبی خود واطلاعات علمی خویش توافقی تولید نماید . یك بحران تردید در حدود 17 یا 18 سالگی پیدا میشود مخصوصاً در نزد جوانان محصل ، در آن هنگام كه از نظر روح انتقادی ایشان مابین مواعظ وآیات آسمانی با بعضی از نتایج علمی یا امور مربوط به زندگانی عادی اختلافاتی به وجود آید.
روانشناسان كاتولیك ملاحظه كرده اند كه این بحرانهای مختلف مخصوص در مواردی ظاهر می شود كه تعلیم وتربیت مذهبی فقط جنبه بدوی وابتدایی داشته باشد مانند لباسی كه تا مزاحم به نظر می رسد از تن بیرون می نمایند.
جوانان گاهی بعد از فراغ از این جدالها ایمان خود را از دست می دهند وگاهی بالعكس در نتیجه استدلال ، ایمان خویش را مستحكم تر می سازند بعضی دیگر مذهب خاصی را كه از تعصب بری است اختیار می نمایند. »
البته آئین متعالی اسلام دعوت روحانی وهدایت آسمانی خود را بااحیاء عقل بشر آغاز نموده وپذیرش تعالیم قرآن شریف را به وسیله تعقل وتفكر از مردم خواسته است وعدم تعقل راامری مذموم معرفی نموده است « انّ شرالدّواب الصم الیكم الذین لا یعقلون» (7) بدترین جنبندگان نزد خدا وند آن بشری است كه گوش دلش از شنیدن حق كر وزبانش از گفتن حق لال است ودر راه درك حقایق نیروی عقل خود را به كار نمی برد وتعقل نمی كند .
اما متأسفانه بنا به عللی بسیاری از خانواده های مذهبی مخصوصاً در دوره های گذشته در فهم دین دچار كج فهمی شده فرهنگ تفكر وتدبر در قوانین و آیات الهی را در زندگی روزمره خود پیاده نكرده ودر نتیجه از بعضی از این خانواده های به ظاهر دیندار فرزندان غیر مذهبی تحویل جامعه داده شده است.
استاد مطهری در كتاب امدادهای غیبی در زندگی بشر در این رابطه می فرمایند: مسلماً علت انكارو اعراض بسیاری از افراد تحصیل كرده اینست كه مفاهیم دینی ومذهبی بطرز صحیحی به آنها تعلیم داده نشده است ودر واقع آن چیزی كه آنها انكار می كنند مفهوم واقعی خدا ودین نیست وچیز دیگری است 000بسیار افراد تحت تأثیر تلقینات پدران ومادران جاهل یا مبلغان بی سواد افكار غلطی در زمینه مسائل مذهبی در ذهنشان رسوخ كرده وهمان افكار غلط اثر سوء بخشیده وآنها را درباره حقیقت دین ومذهب دچار تردید واحیاناً انكار كرده است از اینرو كوشش فراوانی لازم است صورت بگیرد كه اصول ومبانی مذهبی به صورت صحیح و واقعی خودبه افراد تعلیم داده شود.
از دیگر عوامل دوری فرزندان خانواده های مذهبی از مذهب محیط اجتماعی رفتار نامناسب و نادرست وعقاید نا صحیح بعضی مدعیان تبلیغ دین است كه شعارشان اینست كه اگر میخواهی دین داشته باشی گرد مال وثروت نگرد . ترك حیثیت ومقام كن000شاد باش وشادی مكن . از خلق بگریز وامثال اینها بنابراین اگر كسی بخواهد به غریزه دینی خود پاسخ مثبت بدهد باید همه چیز در حال جنگ باشد وبدیهی است كه وقتی دین بدین گونه معرفی شود قطعاً جوانان به دین بدبین خواهند شد.(8)
البته تأثیر اراده واختیار ونقش سازنده آن در ساختن شخصیت فرد را نباید از یاد برد نوجوانانی كه در كودكی خوب تربیت شده اند وپدر ومادر آنان را به درستی پرورش داده اند مغرور نباشند وگمان نكنند كه نتایج تربیتهای صحیح در هرگونه شرایط وبه هر صورت ثابت وپایدار خواهد ماند .




طبقه بندی: پسران،  دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
نمایش نظرات 1 تا 30