: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1389 ساعت:12:41 ق.ظ

سوال:
اصولاً نقش خانواده ها در زندگی فردی واجتماعی فرزندان خود چیست ؟ توضیح دهید
جواب:
همانطور كه می دانید جسم وجان كودك ابتدا در محیط خانواده پرورش می یابدواساس اولیه ساختمان اندام واخلاق وی دردامن والدین پی ریزی میشود . پدران وماردان دانا ودلسوزند كه می توانندفرزندان لایق وشایسته بسازند وبرعكس والدین بی علاقه ونادانند كه فرزندان را افراد فاسد ونالایق بار می آورند .
 هیچگونه تشكیلات اجتماعی در ساختن طفل به اندازه خانه مؤثر نیست ،زیرا در آن ، قالب ریزی اخلاق انجام می گیرد، دریك خانواده (خوب ) و شایسته وسائل كمال ، زودتر وسریعتر آماده می گردد وبه طفل كمك میشود كه قدم به قدم در
راه اعتماد به نفس ، لیاقت ، علاقه مندی به كار و مسئولیت وتفاهم پیشرفت نماید. در خانواده (بد) از پیشرفت به طرف كمال جلوگیری میشود ، طفل احساس می كند كه كسی او را نمی خواهد وشاید به همین جهت او با اعتماد واطمینان در زندگی حركت نمی كند ویا آنكه والدین طوری با او رفتار می كنند كه طفل هیچوقت نمی تواند عكس العمل آنها را در وقایع پیش بینی كند . بنابراین دائماً در یك حالت عصبانیت بسر می برد یا آنكه او خودموضوع یك نوع رقابت حسودانه بین والدین خویش قرار می گیرد . یاآنكه برای بدست آوردن آنچه كه بدان محتاج است
مجبورمی شود از راه آنچنان رقابت مهاجمانه ای وارد شود كه چیزی نمی گذرد كه كلمه دشمن خیلی بیشتر از كلمه دوست برای او مفهوم پیدا می كند یا آنكه بوسیله معاشرت با بزرگترها به این نتیجه غلط می رسد كه اگر از برآوردن
نیازهای فردی صرفنظر شود دیگر زندگی هیچ معنایی نخواهد داشت. كسانیكه دراین قبیل خانه وخانواده متولد میشوند فقط از دوران بچگی به دوران بلوغ پا میگذارند ولی نمی توانند به شایستگی ، مدارج ترقی را به سوی كمال بپیماند.» (1) میل به تفوق وبرتری وعلاقه به كسب قدرت واهمیت ، از تمایلات طبیعی بشر واز شاخه های غریزه حب ذات است . كودك از طرفی مایل است توجه دگران را به خود جلب كند وشخصیت خویش را به این و آن بنمایاند واز طرف دیگر به علت ناتوانی بدن ، خود را ضعیف می بیند ودر خویشتن احساس حقارت می كند. این تضاد درونی طفل را به فعالیت وامی دارد ، سعی می كند تا آنجا كه قدرت دارد استعدادهای باطنی خود را به فعلیت بیاورد وبدینوسیله خویش را به دیگران نشان بدهد وارزش خود را ثابت كند.
كودك از هر موقعیتی كه در این راه نصیبش می شود مسرور می گردد. موقعیكه چیزی را با دستهای كوچك خود می گیرد ،وقتی جغجغه را به صدا در می آورد ، زمانیكه برای اولین بار روی پای خود می ایستد بی اندازه شادمان میگردد ومراتب
مسرت ورضامندی از چشمها وقیافه اش به خوبی خوانده میشود در این مواقع انتظار دارد اطرافیانش نیز به وی توجه كنندودر سرور وشادیش شركت نمایند ودر این فتح وپیروزی تشویقش كنند.
اگر پدران ومادران ، این تمایل فطری را همواره در نظر داشته باشند وخواهش عرض وجود كودك را به طرز شایسته ای ارضاء نمایند ،اگر در محیط خانواده او را یك انسان به حساب آورند وعملاً مورد تكریم واحترامش قرار دهند ، اگر به رفتار وگفتار كودكانه اش عنایت نمایند وبا تمسخر و توهین یا بی اعتنایی تحقیرش نكنند وآزرده خاطرش. ننمایند دو نتیجه بزرگ می گیرند اول آنكه خواهش فطری وی را صحیح و بیخطر هدایت كرده اند ، دیگر آنكه او را یك فرد مستقل وباشخصیت بار آورده اند.رسول اكرم (ص) می فرمایند : فرزندان خود را احترام كنید وبا آنان مؤدب برخورد نمائید.
(3) ناگفته نماند كه محبت بیش از اندازه نسبت به كودك نیز مانند بی مهری به كودك عوارض نامطلوبی دربردارد. به عبارت دیگر همانطور كه تحقیر و توهین به كدوك ، بی احترامی به شخصیت كودك ، توجه نكردن به عزت نفس وحب ذات كودك در نهاد طفل اثر بد می گزارد ونتایج تلخ آن در جوانی آشكار میشود ، زیاده روی در محبت وافراط در نوازش نیز روان طفل را زودرنج ونامتعادل می سازد ودر جوانی مایه تیره روزی وبدبختیش می شود.
امام باقر علیه السلام می فرمایند : بدترین پدران ، كسانی هستند كه دراعمال محبت نسبت به فرزند زیاده روی وافراط می كنند. (4)
« قوانین تغییر ناپذیری یافت میشوند كه همواره درهر عصری در اداره زندگیها واجتماعات تأثیر دارند وخوشبختی وآرامش روان بدست نمی آید مگر بادر نظر گرفتن وپیروی از این قوانین جاودان وتغییر ناپذیر یكی از آن قوانین آن است كه هر فردی در سایه شكیبایی وحوصله وپایداری در مقابل وظیفه ،بادست خویش سرنوشتش را به وجود می آورد در حالیكه كودك فاسد ولوس ، ناتوان تر از آن است كه بتواند در زندگی به چنین تلاشی برخیزد . او پیوسته در یك جهان خیالی نامتعادل به سر می برد وتادم مرگ می پندارد كه با یك لبخند كوچك ویایك اخم ، رحم ومحبت همه كس را تحریك خواهد كردو(5) زندگی هموراه توأم با مشكلات ومصائب است ، كودكی كه با آلام زندگی مواجه می شود اگر پدران ومادران نادان ، بی جهت نازش را نكشند وبی مورد حمایتش ننمایند خودش به فكر چاره جویی می افتد ، افكار خویش را بكار می اندازد وباصبروحوصله مشكلات را یكی پس از دیگری حل می كند . بدیهی است چنین كودكی وقتی به جوانی می رسد مرد كار وفعالیت است در مقابل سختیهای زندگی مقاومت می كند وبا نیرومندی بر آنها پیروز می شود وبرعكس اطفال نازپرورده وازخود راضی در دوران جوانی عناصری نالایق وبی شخصیت هستند روح زودرنج وشكست پذیرشات در مقابل آلام زندگی تاب مقاومت ندارد وامواج نیرومند روزگار خیلی زود آنان را درهم میشكند. (6) امام موسی بن جعفر (ع) می فرمایند : بهتر آن است كه طفل در كودكی باسختی ومشكلات اجتناب ناپذیر حیات كه غرامت زندگی است روبرو شود تا در جوانی بردبار وصبور باشد. (7) دوست عزیز : همانطور كه رفتار پدر ومادر در كودكی در نحوه شخصیت كودك در آینده تأثیر می گذارد این رفتار در نوجوانی وجوانی نیز تأثیر گذار می باشد. دراینجا اخرین نكته برای موفقیت آینده فرزندان مؤثر است به مسئله مورد شور قرار دادن نوجوان كه مورد تأكید پیشوایان دین نیز می باشد اشاره می كنیم.
نوجوانی كه پدر ومادرش بااو مانند یك رفیق صمیمی برخورد می كنند ، نوجوانی كه به فرموده رسول اكرم (ص)در خانواده نقش وزیر مشاور دارد وزیر زیربار مسئولیت می رود ، پدر وماد با وی مشورت می كنند ودر اداره امور زندگی با پدرومادر مصلحت اندیشی و مشورت می كند خیلی زود عقلش رشد می كند وسریعتر برای سازگاری با اجتماع آماده می شود.
« شورای خانوادگی لازم است كه اعضاء خانواده گاهی دورهم به مشورت بنشیند ودر مسائل خانوادگی و مشكلاتی كه پیش می آید ؤ شور وگفتگو كنند ، دخل وخرج خود را بسنجند وبرای آینده خود تكالیفی در نظر بگیند . درضمن این گفت وشنود ، فرزندان به مسئولیت وفداكاری پدر ومادر وبه وظایف خود وبه رموز زندگی آشنا میشوند و به مشورت كردن در كارها وبه روش زندگی دموكراسی خومی گیرند ومی فهمند كه در مقابل خواسته های دیگران باید به رضا ورغبت از وفدكاری از خواسته های خود چشم پوشی كرده واز قوانین اجتماع اطاعت كنند ، یاد می گیرند كه چگونه به نیروی تدبیر ودر نتیجه همكاری می توان بر مشكلات فائق شد.» (8)

منابع ومآخذ
1- عقل كامل ، ص221 ، جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1.
2- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1 ، ص280 –281.
3- بحار 23 ، ص114.
4- تاریخ یعقوبی ، 3 ، ص53.
5- ما وفرزندان ما ، ص40.
6- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1 ، ص287.7- وسائل 5 ،
ص126.8- شادكامی ، ص162.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
نمایش نظرات 1 تا 30