: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1388 ساعت:09:45 ب.ظ

 

 

وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِیمًا (الإسراء آیه:23)

ترجمه:پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیكى كنید، هر گاه یكى از آنها - یا هر دو آنها - نزد تو، به سن پیرى برسند كمترین اهانتى به آنها روا مدار، و بر آنها فریاد مزن ، و گفتار لطیف و سنجیده بزرگوارانه به آنها بگو.

 

تفسیر:توحید و نیكى به پدر و مادر، سرآغاز یك رشته احكام مهم اسلامى .
بعد از اصل توحید به یكى از اساسیترین تعلیمات انسانى انبیاء ضمن تاكید مجدد بر توحید اشاره كرده مى گوید: ((پروردگارت فرمان داده كه تنها او را بپرستید و نسبت به پدر و مادر نیكى كنید)) (و قضى ربك الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا).
((قضاء)) مفهوم مؤ كدترى از ((امر)) دارد، و امر و فرمان قطعى و محكم را مى رساند و این نخستین تاكید در این مساله است .
قرار دادن توحید یعنى اساسیترین اصل اسلامى در كنار نیكى به پدر و مادر تاكید دیگرى است بر اهمیت این دستور اسلامى .
مطلق بودن احسان كه هر گونه نیكى را در بر مى گیرد و همچنین ، ((والدین )) كه مسلمان و كافر را شامل مى شود، سومین و چهارمین تاكید در این جمله است .
نكره بودن احسان ( احسانا) كه در این گونه موارد براى بیان عظمت مى آید پنجمین تاكید محسوب مى گردد.
توجه به این نكته نیز لازم است كه فرمان ، معمولا روى یك امر اثباتى مى رود در حالى كه در اینجا روى نفى رفته است (پروردگارت فرمان داده كه نپرستید جز او را).
این ممكن است به خاطر آن باشد كه از جمله ((قضى )) فهمیده مى شود كه جمله دیگرى در شكل اثباتى در تقدیر است و در معنى چنین مى باشد: پروردگارت فرمان موكد داده كه او را بپرستید و غیر او را نپرستید.
و یا اینكه مجموع جمله ((نفى و اثبات )) (الا تعبدوا الا ایاه ) در حكم یك جمله اثباتى است ، اثبات عبادت انحصارى پروردگار سپس به بیان یكى از مصداقهاى روشن نیكى به پدر و مادر پرداخته مى گوید:
((هر گاه یكى از آن دو، یا هر دو آنها، نزد تو به سن پیرى و شكستگى برسند (آنچنان كه نیازمند به مراقبت دائمى تو باشند) از هر گونه محبت در مورد
آنها دریغ مدار، و كمترین اهانتى به آنان مكن ، حتى سبكترین تعبیر نامودبانه یعنى ((اف )) به آنها مگو)) (اما یبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف ).
((و بر سر آنها فریاد مزن )) (و لا تنهرهما).
بلكه ((با گفتار سنجیده و لطیف و بزرگوارانه با آنها سخن بگو)) (و قل لهما قولا كریما).
و نهایت فروتنى را در برابر آنها بنما، ((و بالهاى تواضع خود را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر)) (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة ).
((و بگو بار پروردگارا! آنها را مشمول رحمت خویش قرار ده همانگونه كه در كودكى مرا تربیت كرده اند)) (و قل رب ارحمهما كما ربیانى صغیرا).
دقت فوق العاده در احترام به پدر و مادر
در حقیقت در دو آیه اى كه گذشت ، قسمتى از ریزه كاریهاى .......

 

 

 

برخورد مودبانه و فوق العاده احترام آمیز فرزندان را نسبت به پدران و مادران بازگو مى كند:
1 - از یكسو انگشت روى حالات پیرى آنها كه در آن موقع از همیشه نیازمندتر به حمایت و محبت و احترامند گذارده ، مى گوید: كمترین سخن اهانت آمیز را به آنها مگو!.
آنها ممكن است بر اثر كهولت به جائى برسند كه نتوانند بدون كمك دیگرى حركت كنند، و از جا برخیزند و حتى ممكن است قادر به دفع آلودگى از
خود نباشند، در این موقع آزمایش بزرگ فرزندان شروع مى شود.
آیا وجود چنین پدر و مادرى را مایه رحمت مى دانند، و یا بلا و مصیبت و عذاب .
آیا صبر و حوصله كافى براى نگهدارى احترام آمیز از چنین پدر و مادرى را دارند و یا هر زمان با نیش زبان ، با كلمات سبك و اهانت آمیز و حتى گاه با تقاضاى مرگ او از خدا قلبش را مى فشارند و آزار مى دهند؟.
2 - از سوى دیگر قرآن مى گوید: در این هنگام به آنها اف مگو، یعنى اظهار ناراحتى و ابراز تنفر مكن ، و باز اضافه مى كند با صداى بلند و اهانت آمیز و داد و فریاد با آنها سخن مگو، و باز تاكید مى كند كه با قول كریم و گفتار بزرگوارانه با آنها سخن بگو كه همه آنها نهایت ادب در سخن را مى رساند كه زبان كلید قلب است .
3 - از سوى دیگر دستور به تواضع و فروتنى مى دهد، تواضعى كه نشان دهنده محبت و علاقه باشد و نه چیز دیگر.
4 - سرانجام مى گوید: حتى موقعى كه رو به سوى درگاه خدا مى آورى پدر و مادر را (چه در حیات و چه در ممات ) فراموش ‍ مكن و تقاضاى رحمت پروردگار براى آنها بنما.
مخصوصا این تقاضایت را با این دلیل همراه ساز و بگو ((خداوندا همانگونه كه آنها در كودكى مرا تربیت كردند تو مشمول رحمتشان فرما))؟
نكته مهمى كه از این تعبیر علاوه بر آنچه گفته شد استفاده مى شود این است كه اگر پدر و مادر آنچنان مسن و ناتوان شوند كه به تنهائى قادر بر حركت و دفع آلودگیها از خود نباشند، فراموش نكن كه تو هم در كودكى چنین بودى و آنها از هر گونه حمایت و محبت از تو دریغ نداشتند محبت آنها را جبران نما.
و از آنجا كه گاهى در رابطه با حفظ حقوق پدر و مادر و احترام آنها و تواضعى
كه بر فرزند لازم است ممكن است لغزشهائى پیش بیاید كه انسان آگاهانه یا ناآگاه به سوى آن كشیده شود در آخرین آیه مورد بحث مى گوید : ((پروردگار شما به آنچه در دل و جان شما است از شما آگاهتر است )) (ربكم اعلم بما فى نفوسكم )
چرا كه علم او در همه زمینه ها حضورى و ثابت و ازلى و ابدى و خالى از هر گونه اشتباه است در حالى كه علوم شما واجد این صفات نیست .
بنابراین اگر بدون قصد طغیان و سركشى در برابر فرمان خدا لغزشى در زمینه احترام و نیكى به پدر و مادر از شما سر زند و بلافاصله پشیمان شدید و در مقام جبران برآئید مسلما مشمول عفو خدا خواهید شد: ((اگر شما صالح باشید و توبه كار خداوند توبه كاران را مى آمرزد)) (ان تكونوا صالحین فانه كان للاوابین غفورا).
((اواب )) از ماده ((اوب )) (بر وزن قوم ) بازگشت توام با اراده مى گویند، در حالى كه رجوع هم به بازگشت با اراده گفته مى شود و هم بى اراده ، به همین دلیل به ((توبه )) ((اوبه )) گفته مى شود، چون حقیقت توبه بازگشت توام با اراده به سوى خداست .
و از آنجا كه ((اواب )) صیغه مبالغه است به كسى گفته مى شود كه هر لحظه از او خطائى سر زند به سوى پروردگار باز مى گردد.
این احتمال نیز وجود دارد كه ذكر صیغه مبالغه اشاره به تعدد عوامل بازگشت و رجوع به خدا باشد، زیرا ایمان به پروردگار از یكسو، توجه به دادگاه عالم قیامت از سوى دیگر، وجدان بیدار از سوى سوم ، و توجه به عواقب و آثار گناه از سوى چهارم دست به دست هم مى دهند و انسان را موكدا از مسیر انحرافى به سوى خدا مى برند.
احترام پدر و مادر در منطق اسلام
گر چه عواطف انسانى و مساله حقشناسى به تنهائى براى رعایت احترام در برابر والدین كافى است ، ولى از آنجا كه اسلام حتى در مسائلى كه هم عقل در آن استقلال كامل دارد، و هم عاطفه آن را به وضوح در مى یابد، سكوت روا نمى دارد، بلكه به عنوان تاكید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر مى كند در مورد احترام والدین آنقدر تاكید كرده است كه در كمتر مساله اى دیده مى شود.
به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى كنیم :
الف در چهار سوره از قرآن مجید نیكى به والدین بلافاصله بعد از مساله توحید قرار گرفته این همردیف بودن دو مساله بیانگر این است كه اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام قائل است .
در سوره بقره آیه 83 مى خوانیم : لا تعبدون الا الله و بالوالدین احسانا:
و در سوره نساء آیه 36 و اعبدوا الله و لا تشركوا به شیئا و بالوالدین احسانا.
و در سوره انعام آیه 151 مى فرماید: الا تشركوا به شیئا و بالوالدین احسانا.
و در آیات مورد بحث نیز این دو را قرین با هم دیدیم و قضى ربك ان لا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا.
ب - اهمیت این موضوع تا آن پایه است كه هم قرآن و هم روایات صریحا توصیه مى كنند كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند رعایت احترامشان لازم است . در سوره لقمان آیه 15 مى خوانیم : و ان جاهداك على ان تشرك بى ما لیس لك به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدنیا معروفا: ((اگر آنها به تو اصرار كنند كه مشرك شوى اطاعتشان مكن ، ولى در زندگى دنیا به نیكى با آنها معاشرت نما))!
ج - شكرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجید در ردیف شكرگزارى در برابر نعمتهاى خدا قرار داده شده چنانكه مى خوانیم : ان اشكر لى و لوالدیك (سوره لقمان آیه 14) با اینكه نعمت خدا بیش از آن اندازه است كه قابل احصا و شماره باشد، و این دلیل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران مى باشد.
د - قرآن حتى كمترین بى احترامى را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است . در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم كه فرمود: لو علم الله شیئا هو ادنى من اف لنهى عنه ، و هو من ادنى العقوق ، و من العقوق ان ینظر الرجل الى والدیه فیحد النظر الیها:
((اگر چیزى كمتر از ((اف )) وجود داشت خدا از آن نهى مى كرد (اف همانطور كه گفتیم كمترین اظهار ناراحتى است ) و این حداقل مخالفت و بى احترامى نسبت به پدر و مادر است ، و از این جمله نظر تند و غضب آلود به پدر و مادر كردن مى باشد)).
ه - با اینكه جهاد یكى از مهمترین برنامه هاى اسلامى است ، مادام كه جنبه وجوب عینى پیدا نكند یعنى داوطلب به قدر كافى باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است ، و اگر موجب ناراحتى آنها شود، جایز نیست .
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم كه مردى نزد پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد و عرض كرد من جوان بانشاط و ورزیده اى هستم و جهاد را دوست دارم ولى مادرى دارم كه از این موضوع ناراحت مى شود، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: ارجع فكن مع والدتك فو الذى بعثنى بالحق لانسها بك لیلة خیر من جهاد فى سبیل الله سنة : ((برگرد و با مادر خویش ‍ باش ، قسم به آن خدائى كه مرا به حق مبعوث ساخته است یك شب مادر با تو ماءنوس گردد از یك سال جهاد در راه خدا بهتر
است ))!
ولى البته هنگامى كه جهاد، جنبه وجوب عینى پیدا كند و كشور اسلامى در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذرى پذیرفته نیست ، حتى نارضائى پدر و مادر.
در مورد سایر واجبات كفائى و همچنین مستحبات ، مساله همانگونه است كه در مورد جهاد گفته شد.
و - پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: ایاكم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف عام و لا یجدها عاق : ((بترسید از اینكه عاق پدر و مادر و مغضوب آنها شوید، زیرا بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مى رسد، ولى هیچگاه به كسانى كه در مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید)).
این تعبیر اشاره لطیفى به این موضوع است كه چنین اشخاص نه تنها در بهشت گام نمى گذارند بلكه در فاصله بسیار زیادى از آن قرار دارند، و حتى نمى توانند به آن نزدیك شوند.
سید قطب در تفسیر فى ظلال حدیثى به این مضمون از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل مى كند كه مردى مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش گرفته طواف مى داد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را در همان حال مشاهده كرد عرض كرد آیا حق مادرم را با این كار انجام دادم ، فرمود: نه حتى جبران یكى از ناله هاى او را (به هنگام وضع حمل ) نمى كند!
و اگر بخواهیم عنان قلم را در اینجا رها كنیم سخن بسیار به درازا مى كشد و از شكل تفسیر خارج مى شویم ، اما با صراحت باید گفت هر قدر در این زمینه گفته شود باز هم كم است چرا كه آنها حق حیات بر انسان دارند.
در پایان این بحث ذكر این نكته را لازم مى دانیم كه گاه مى شود پدر و مادر پیشنهادهاى غیر منطقى و یا خلاف شرع به انسان مى كنند، بدیهى است اطاعت آنها در هیچیك از این موارد لازم نیست ، ولى با این حال باید با برخورد منطقى و انجام وظیفه امر به معروف در بهترین صورتش با این گونه پیشنهادها برخورد كرد
سخن خود را در این زمینه با حدیثى از امام كاظم (علیه السلام ) پایان مى دهیم : امام (علیه السلام ) مى گوید كسى نزد پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد و از حق پدر و فرزند سؤ ال كرد فرمود: لا یسمیه باسمه ، و لا یمشى بین یدیه ، و لا یجلس قبله ، و لا یستسب له : ((باید او را با نام صدا نزند (بلكه بگوید پدرم !) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند، و كارى نكند كه مردم به پدرش ‍ بدگوئى كند)) (نگویند خدا پدرت را نیامرزد كه چنین كردى !).
به هر حال ، آیه فوق مى خواهد در یك عبارت كوتاه و در نهایت فصاحت و بلاغت این معنى را برساند كه احترام پدر و مادر چندان زیاد است كه حتى نباید در برابر آنها كمترین سخنى كه دلیل بر ناراحتى از آنها و یا بى میلى و تنفر بوده باشد بر زبان جارى ساخت ،  




طبقه بندی: پسران،  دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
نمایش نظرات 1 تا 30