: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1389 ساعت:09:57 ب.ظ

سوال:

هر وقت درباره مسائل جنسی جوانان صحبت می شود، نصیحت می شنویم كه بایدزودتر ازدواج كنید. آیا مشكل جوانان فقط با نصیحت حل می شود؟

جواب:

ما هم با شما موافقیم كه این مشكل با نصیحت تنها حل نمی شود. اگرمی خواهد كه اعتراف كنیم شرایط اقتصادی و مشكل های موجود مقصرند و مسئولین نظام به ویژه باید در این باره، فكریكنند، ما تا اندازه معقول آن را اعتراف می كنیم.
اما عزیزان جوان باید بدانند كه این شرایط كم و بیش بوده و خواهند بودپس ما ناچاریم حداقل از نظر روحی خود را نبازیم. و همچنین با رجوع  به مكتب مان با وجود تجربه ها به قوت و ایمان قلبی مان اضافه كنیم . درگزارش مبسوطی در روزنامه كیهان با جوانانی صحبت شده بود كه امكانات داشتند اما به دلیل ضعف روحی، وسواس در گزینش،عدم معیار انتخاب، بی نیازی مصنوعی
یا به خاطر بالا رفتن سن، ازدواج نمی كنند. بنابراین باز هم می گوئیم با توكل بر خدا اقدام كنند و از چند مورد جواب ردّ سرخورده باشند. 

 

 به چند ملاك كه توان روحی را می افزاید توجه می دهیم:           
خداوند توانا كه فقیر نمی شود! در قرآن فرموده اند ازدواج كنید و اگر فقیر هستید. خداوند توانگری می بخشد (سوره نور) و به همین دلیل در عرف مردم می گویند خداوند پول عروسی را می رساند علی((علیه السلام)) در نهج البلاغه بخش كلمات قصار می فرماید: از هر چیز كه ترسیدی خود را در معرض آن قرار بده، زیرا عقب نشینی تو از آنچه خوف داری بیشتر صدمه می زند. نمونه های موفقی در این نوع اقدامات داشته ایم كه خاطرات شیرینی را رقم زده است.
زیرا كاملاً روشن است ازدواج، ارتباط جدید است و از ارتباط جدید امكانات جدیدتر متولد می شود. موارد زیادی امكان تحصیل بعد از اقدام  به ازدواج بدست آمده، حتی از طریق خانواده همسر تسهیلاتی آماده شده. و این همان مفهوم حرف ارزشمند پیامبراكرم((صلی الله علیه وآله))می باشد كه فرمود ازدواج، رزق و امكانات را جلب می كند.




طبقه بندی: پسران،  دختران،  پدران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : پنجشنبه 7 مرداد 1389 ساعت:08:30 ب.ظ

سؤال:

دختر زیبایی هستم اما خواستگار کمی دارم از طرفی می بینم دختران بدحجاب در ازدواج موفق ترند لطفاً مرا راهنمایی کنید!!!

جواب:

فرموده اید یكی از مشكلات اساسی من مساله ازدواج است در این باره نیزتوجه شما را به نكاتی چند جلب می كنیم :
اولا"، دغدغه ازدواج در سنین جوانی برای دختران و پسران جوان امری طبیعی است زیرا ازدواج یكی ازمسایل اساسی زندگی انسان است كه در دوره جوانی اتفاق می افتد جوان نیز در این دوره علاوه بر مساله ازدواج با مسایل مهم دیگر مانند ادامه تحصیلات ، اشتغال ، مسكن ، مسایل سیاسی درگیر است . این مساله در عین حال كه مهم است تمام فكر و وقت انسان را مشغول می كند و مانند ابری تیره برهمه ابعاد زندگی سایه می افكند و آن را تحت الشعاع خود قرار می دهد.اهمیت این مساله نباید موجب نگرانی شدید جوان شود بگونه ای كه دچارافت تحصیلی ، كاهش ، عملكرد ( فكری ،اجتماعی و تحصیلی ) او شود یا حتی دربعضی مواقع از نظر روانی دچار مشكلات و بیماری گردد .همانطور كه عرض شدمساله ازدواج هم امری اساسی و مهم است و هم باید انسان درباره آن بیندیشد اما ازدواج همه زندگی نیست تا تمام فكر خود را به آن مشغول كند.افراط در هر امری به همان اندازه مضر است كه انسان نسبت به آن امر بی مبالات باشد اگر واقعا" این مساله برایتان مهم است - كه باید باشد - به جای بازی با افكار و توهمات منفی و كمی در این زمینه مطالعه كنید وبرآگاهی خود بیفزایید تا هنگام انتخاب بتوانید تصمیم صحیحی داشته باشید.نكته دیگری كه درباره خواستگاری و قیافه ظاهری و مسایلی از این قبیل بایدبه آن توجه كنید، وجود تفاوت های فردی در همه زمینه ها است . از جهات مختلف با هم تفاوت دارند گاهی این تفاوتهای فردی موجب نگرانی بعضی افراد می شود در حالی كه اگر انسان وجود این تفاوتها را بپذیرد دیگر جای نگرانی نیست البته ممكن است افرادی كه بیشتر دنبال قیافه ظاهری هستنداز سایر معیارهای مهم ازدواج غافلند، بیشتر سراغ دخترانی بروند كه ظاهری زیباتر دارند یا این كه آرایش و - یا خدای نكرده - ولنگاری خودشان را بیشتردر معرض دید دیگران قرار می دهند .قطعا" شما چنین چیزهایی را دوست ندارید و به عنوان امری ارزشی به آن نگاه نمی كنید بنابراین تعدد خواستگاردلیل برتری دیگران نسبت به شما نیست . این كه افرادی كم تر به خواستگاری شما آمده اند، دلیل وجود نقص شما نیست . آنچه مهم است طرزنگرش شما به این مسایل است و این كه شما آنها را چگونه ارزیابی كنید .برخی از دختران وقتی خواستگاری برای دوست یا همسایشان می آید شروع به منفی بافی درباره خود می كنند و شخصیت خود را تخریب می كنند؛ حال آن كه ممكن است این دختر را كسی در خیابان با اتوبوس دیده و چشمش گرفته باشد .این امر نباید شما را نگران كند و گمان نكنید شما را هیچ كس دوست ندارد و از این بدتر گمان نكنید كه خدا شما را دوست ندارد نه هرگز چنین نیست قرآن می فرماید : ( ( چه بسا شما چیزی را دوست ندارید ولی خیر شما درآن قرار دارد و چه بسا شما چیزی را دوست دارید ولی آن چیز برای شما شراست) ) . از كجا معلوم كه بسیاری از آن خواستگاران در واقع شر هستند وخداوند نمی خواهد شما به آن شر مبتلا شوید و خداوند شر را متوجه دیگرانی می كند كه خودشان دنبال بدی ها هستند حجاب را رعایت نمی كنند و با عرضه خود به دیگران جلب مشتری می كنند بسیاری از این مشتریان و اصطلاح خواستگارانی كه با چشم چرانی در كوچه خیابان ، پارك ، دانشگاه و اتوبوس به سراغ آنان می آیند شر هستند و خداوند برای بندگان مومن عفیف وپاكدامن خود ( مانند شما ) افرادی متناسب با آنها را قرار داده است چنان كه می فرماید : ( ( افراد پاكیزه را برای افراد پاكیزه قرار دادیم و افراد خبیث برای افراد خبیث ) ) . در جای دیگر می فرماید : ( ( افراد مشرك را برای افرادمشرك ، افراد زنا كار را برای افراد زناكار ) ) خلاصه این كه شما از كمی خواستگاران خود و خواستگاران زیاد دیگران نگران نباشید خداوند می خواهدكفو و همتای شما به خواستگاری شما بیاید البته این به معنای آن نیست كه شما در انتخاب همسر تحقیق نكنید و بی گدار به آب بزنید .نكنه دیگر این كه شما هنوز سن بالایی ندارید الان در جامعه فعلی ما بیست سال گر چه برای ازدواج مناسب است ولی دیر نشده است معمولا" دخترانی كه مشغول تحصیل هستند خواستگاران ویژه خودشان را دارند و بسیاری از مردم می گویند ( ( فلان دختر فعلا" مشغول درس است و معلوم نیست جواب مثبت بدهد ) ) ، لذا ازخواستگاری منصرف می شوند تا این كه درس تمام شود به هرحال جای هیچ نگرانی نیست شما اعتقادات خود را نه تنها زیر سوال نبرید بلكه آنها راتقویت كنید و هیچ تزلزلی به خود راه ندهید متانت ، عفت و پاكدامنی خودرا كماكان به خوبی حفظ كنید كه با ارزش ترین متاع در پیشگاه الهی همین ارزشها است : ( ( ان اكرمكم عندالله اتقكم ) ) همواره در زندگی به خداوندمهربان - كه از مادر به انسان مهربانتر است - امیدوار باشید .شخصیت خود راتخریب نكنید و نسبت به خود منفی بافی نكنید، بلكه بیشتر به جنبه های مثبت زندگی و شخصیت خود فكر كنید همیشه این فكر را به خود تلقین كنیدكه ( ( من خوشبخت هستم و خوشبخت تر نیز خواهم شد خود را در تنهایی وانزوا قرار ندهید و سعی كنید در كارهای خانه ، دانشگاه و تمام كارهای اجتماعی كه در خور شان یك زن مسلمان است با حفظ حیا و پاكی ، مشاركت كنید .سعی كنید حتی برای مطالعه در جای تنها قرار نگیرید به كتابخانه بروید و دوستان با نشاط و شاد و در عین حال عفیف و مؤمن داشته باشید وبا آنها معاشرت كنید و نهایتا" تمام توكلتان به خداوند باشد .




طبقه بندی: مادران،  دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1389 ساعت:12:41 ق.ظ

سوال:
اصولاً نقش خانواده ها در زندگی فردی واجتماعی فرزندان خود چیست ؟ توضیح دهید
جواب:
همانطور كه می دانید جسم وجان كودك ابتدا در محیط خانواده پرورش می یابدواساس اولیه ساختمان اندام واخلاق وی دردامن والدین پی ریزی میشود . پدران وماردان دانا ودلسوزند كه می توانندفرزندان لایق وشایسته بسازند وبرعكس والدین بی علاقه ونادانند كه فرزندان را افراد فاسد ونالایق بار می آورند .
 هیچگونه تشكیلات اجتماعی در ساختن طفل به اندازه خانه مؤثر نیست ،زیرا در آن ، قالب ریزی اخلاق انجام می گیرد، دریك خانواده (خوب ) و شایسته وسائل كمال ، زودتر وسریعتر آماده می گردد وبه طفل كمك میشود كه قدم به قدم در
راه اعتماد به نفس ، لیاقت ، علاقه مندی به كار و مسئولیت وتفاهم پیشرفت نماید. در خانواده (بد) از پیشرفت به طرف كمال جلوگیری میشود ، طفل احساس می كند كه كسی او را نمی خواهد وشاید به همین جهت او با اعتماد واطمینان در زندگی حركت نمی كند ویا آنكه والدین طوری با او رفتار می كنند كه طفل هیچوقت نمی تواند عكس العمل آنها را در وقایع پیش بینی كند . بنابراین دائماً در یك حالت عصبانیت بسر می برد یا آنكه او خودموضوع یك نوع رقابت حسودانه بین والدین خویش قرار می گیرد . یاآنكه برای بدست آوردن آنچه كه بدان محتاج است
مجبورمی شود از راه آنچنان رقابت مهاجمانه ای وارد شود كه چیزی نمی گذرد كه كلمه دشمن خیلی بیشتر از كلمه دوست برای او مفهوم پیدا می كند یا آنكه بوسیله معاشرت با بزرگترها به این نتیجه غلط می رسد كه اگر از برآوردن
نیازهای فردی صرفنظر شود دیگر زندگی هیچ معنایی نخواهد داشت. كسانیكه دراین قبیل خانه وخانواده متولد میشوند فقط از دوران بچگی به دوران بلوغ پا میگذارند ولی نمی توانند به شایستگی ، مدارج ترقی را به سوی كمال بپیماند.» (1) میل به تفوق وبرتری وعلاقه به كسب قدرت واهمیت ، از تمایلات طبیعی بشر واز شاخه های غریزه حب ذات است . كودك از طرفی مایل است توجه دگران را به خود جلب كند وشخصیت خویش را به این و آن بنمایاند واز طرف دیگر به علت ناتوانی بدن ، خود را ضعیف می بیند ودر خویشتن احساس حقارت می كند. این تضاد درونی طفل را به فعالیت وامی دارد ، سعی می كند تا آنجا كه قدرت دارد استعدادهای باطنی خود را به فعلیت بیاورد وبدینوسیله خویش را به دیگران نشان بدهد وارزش خود را ثابت كند.
كودك از هر موقعیتی كه در این راه نصیبش می شود مسرور می گردد. موقعیكه چیزی را با دستهای كوچك خود می گیرد ،وقتی جغجغه را به صدا در می آورد ، زمانیكه برای اولین بار روی پای خود می ایستد بی اندازه شادمان میگردد ومراتب
مسرت ورضامندی از چشمها وقیافه اش به خوبی خوانده میشود در این مواقع انتظار دارد اطرافیانش نیز به وی توجه كنندودر سرور وشادیش شركت نمایند ودر این فتح وپیروزی تشویقش كنند.
اگر پدران ومادران ، این تمایل فطری را همواره در نظر داشته باشند وخواهش عرض وجود كودك را به طرز شایسته ای ارضاء نمایند ،اگر در محیط خانواده او را یك انسان به حساب آورند وعملاً مورد تكریم واحترامش قرار دهند ، اگر به رفتار وگفتار كودكانه اش عنایت نمایند وبا تمسخر و توهین یا بی اعتنایی تحقیرش نكنند وآزرده خاطرش. ننمایند دو نتیجه بزرگ می گیرند اول آنكه خواهش فطری وی را صحیح و بیخطر هدایت كرده اند ، دیگر آنكه او را یك فرد مستقل وباشخصیت بار آورده اند.رسول اكرم (ص) می فرمایند : فرزندان خود را احترام كنید وبا آنان مؤدب برخورد نمائید.
(3) ناگفته نماند كه محبت بیش از اندازه نسبت به كودك نیز مانند بی مهری به كودك عوارض نامطلوبی دربردارد. به عبارت دیگر همانطور كه تحقیر و توهین به كدوك ، بی احترامی به شخصیت كودك ، توجه نكردن به عزت نفس وحب ذات كودك در نهاد طفل اثر بد می گزارد ونتایج تلخ آن در جوانی آشكار میشود ، زیاده روی در محبت وافراط در نوازش نیز روان طفل را زودرنج ونامتعادل می سازد ودر جوانی مایه تیره روزی وبدبختیش می شود.
امام باقر علیه السلام می فرمایند : بدترین پدران ، كسانی هستند كه دراعمال محبت نسبت به فرزند زیاده روی وافراط می كنند. (4)
« قوانین تغییر ناپذیری یافت میشوند كه همواره درهر عصری در اداره زندگیها واجتماعات تأثیر دارند وخوشبختی وآرامش روان بدست نمی آید مگر بادر نظر گرفتن وپیروی از این قوانین جاودان وتغییر ناپذیر یكی از آن قوانین آن است كه هر فردی در سایه شكیبایی وحوصله وپایداری در مقابل وظیفه ،بادست خویش سرنوشتش را به وجود می آورد در حالیكه كودك فاسد ولوس ، ناتوان تر از آن است كه بتواند در زندگی به چنین تلاشی برخیزد . او پیوسته در یك جهان خیالی نامتعادل به سر می برد وتادم مرگ می پندارد كه با یك لبخند كوچك ویایك اخم ، رحم ومحبت همه كس را تحریك خواهد كردو(5) زندگی هموراه توأم با مشكلات ومصائب است ، كودكی كه با آلام زندگی مواجه می شود اگر پدران ومادران نادان ، بی جهت نازش را نكشند وبی مورد حمایتش ننمایند خودش به فكر چاره جویی می افتد ، افكار خویش را بكار می اندازد وباصبروحوصله مشكلات را یكی پس از دیگری حل می كند . بدیهی است چنین كودكی وقتی به جوانی می رسد مرد كار وفعالیت است در مقابل سختیهای زندگی مقاومت می كند وبا نیرومندی بر آنها پیروز می شود وبرعكس اطفال نازپرورده وازخود راضی در دوران جوانی عناصری نالایق وبی شخصیت هستند روح زودرنج وشكست پذیرشات در مقابل آلام زندگی تاب مقاومت ندارد وامواج نیرومند روزگار خیلی زود آنان را درهم میشكند. (6) امام موسی بن جعفر (ع) می فرمایند : بهتر آن است كه طفل در كودكی باسختی ومشكلات اجتناب ناپذیر حیات كه غرامت زندگی است روبرو شود تا در جوانی بردبار وصبور باشد. (7) دوست عزیز : همانطور كه رفتار پدر ومادر در كودكی در نحوه شخصیت كودك در آینده تأثیر می گذارد این رفتار در نوجوانی وجوانی نیز تأثیر گذار می باشد. دراینجا اخرین نكته برای موفقیت آینده فرزندان مؤثر است به مسئله مورد شور قرار دادن نوجوان كه مورد تأكید پیشوایان دین نیز می باشد اشاره می كنیم.
نوجوانی كه پدر ومادرش بااو مانند یك رفیق صمیمی برخورد می كنند ، نوجوانی كه به فرموده رسول اكرم (ص)در خانواده نقش وزیر مشاور دارد وزیر زیربار مسئولیت می رود ، پدر وماد با وی مشورت می كنند ودر اداره امور زندگی با پدرومادر مصلحت اندیشی و مشورت می كند خیلی زود عقلش رشد می كند وسریعتر برای سازگاری با اجتماع آماده می شود.
« شورای خانوادگی لازم است كه اعضاء خانواده گاهی دورهم به مشورت بنشیند ودر مسائل خانوادگی و مشكلاتی كه پیش می آید ؤ شور وگفتگو كنند ، دخل وخرج خود را بسنجند وبرای آینده خود تكالیفی در نظر بگیند . درضمن این گفت وشنود ، فرزندان به مسئولیت وفداكاری پدر ومادر وبه وظایف خود وبه رموز زندگی آشنا میشوند و به مشورت كردن در كارها وبه روش زندگی دموكراسی خومی گیرند ومی فهمند كه در مقابل خواسته های دیگران باید به رضا ورغبت از وفدكاری از خواسته های خود چشم پوشی كرده واز قوانین اجتماع اطاعت كنند ، یاد می گیرند كه چگونه به نیروی تدبیر ودر نتیجه همكاری می توان بر مشكلات فائق شد.» (8)

منابع ومآخذ
1- عقل كامل ، ص221 ، جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1.
2- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1 ، ص280 –281.
3- بحار 23 ، ص114.
4- تاریخ یعقوبی ، 3 ، ص53.
5- ما وفرزندان ما ، ص40.
6- جوان از نظر عقل واحساسات ، آقای فلسفی ، ج1 ، ص287.7- وسائل 5 ،
ص126.8- شادكامی ، ص162.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : چهارشنبه 16 تیر 1389 ساعت:04:56 ب.ظ

سوال:
وظایف زن و مرد نسبت به هم چیست ؟

جواب:
بحث درباره وظایف زن نسبت به شوهرمجالی وسیع میطلبد. در این زمینه به كتاب آئین
همسرداری نوشته آیت الله ابراهیم امینی مراجعه فرمایید. در عین حال كلیات وظایف زن در برابر شوهر را با حدیثی ازپیامبر اكرم(ص) برای شما میآوریم 
پیامبر خدا درباره حق شوهر بر زن فرمودند :
1- اطاعت از شوهر ،
2- حفظ مال شوهر ،
3- بدون اذن او روزه مستحبی نگیرد ،
4- در مورد مسائل جنسی مانع شوهر نشود ،
5- بدون اذن شوهر از خانه خارج نگردد.
(بحار الانوار ، ج 103 ، ص 248)

حقوق زن بر مرد

الف) حقوق واجبه كه عبارتند از:

 1 . مسكن، 2 . لباس، 3 .خوراك و غذا.

ب) حقوقی كه جنبه اخلاقی دارد از جمله :

 1. با زن به مدارا رفتار كند، 2 . از لغزشهای او صرفنظر
نماید، 3 . وسایل زندگی را در حد رفاه نسبی برای
او فراهم نماید.
گفتنی است كه زن و شوهر باید لباس و عیب پوش یكدیگر و همكار و مشاور و معاون با یكدیگر
باشند. بنابر این باید بتوانند در كنار یكدیگر بااحترام متقابل و ایجاد زمینه مساعد برای فعالیت طرف مقابل اعتماد و همكاری را در خانواده ایجادنمایند.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول

الف.حسن سلوک با همسر

یکی از عوامل بسیار مهم واساسی در زمینه تحکیم خانواده،تدبیر در حسن سلوک با همسر است.نوعی فراست و کاردانی در تدبیر منزل و رفتار با همسر،می تواند از تعیین کننده ترین عوامل موفقیت در آیین همسر داری به حساب آید در اینجا نمونه ای از ظرایف و لطایف جلوه های رفتاری و گفتاری فاطمه (س)در برخورد با همسر بزرگوارشان بیان می شود :

1.توجه به ظرایف و روحیات همسر

یکی از عوامل استحکام بخش پیوند های موّدت میان زن و شوهر این است که طرفین بتوانند حالات و روحیات یکدیگر را درک کنند شاید هیچ عاملی به اندازه درک متقابل روحیات در زندگی خانوادگی،نمی توانند آرامش بخش و سازنده باشد.مهمترین عامل و سبب محبت نیز معرفت است و درک روحیه و شناخت ابعاد وجودی همسر،از تجلّیات معرفت به اوست.

2.پرهیز از تقاضای نامقدور

تقاضا نمودن از فردی که قادر بر انجام آن نیست،همیشه و همه جا سبب آسیب هر روحیه ای --نمی شود ولی به جهت شرایط خاصی که در زندگی مشترک و روحیه زن و شوهر وجود دارد معمولا اگر این تقاضا از سوی زنی در برابر همسرش مطرح شود و شوهر قادر بر پاسخ نباشد نوع خاصی از احساس سر شکستگی را در خود خواهد یافت و این واقعیت روح او را خواهد آزرد

3.استقبال از پیشنهاد همسر

یکی از عواملی که سبب می شود روحیه نشاط در زندگی خانوادگی ریشه دار شود و اعضای خانواده در زیر آسمان صلح و صفا،به یکدیگر حس نزدیکی بیشتری پیدا کنند این است که از-- پیشنهاد های یکدیگر استقبال نمایند. تدبیر و فراست فاطمه در همسر داری آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که ایشان پس از فراگرفتن این رمز و راز ،با مسرّت از خانه پدر به خانه خویش بر می گردد و برای علی (ع)اینگونه حکایت ماجرا را باز می گوید که من برای دنیا رفتم و با متاع آخرت باز گشتم و اینگونه با اشراف بر ظرایف روحی علی (ع)خود را دست خالی نشان نمی دهد و بگونه ای حکیمانه می خواهد از علی (ع) از عرض حاجت در برابر رسول خدا شرمنده نشود

4.سازگاری با همسر

یکی دیگر از عواملی که سبب تحکیم خانواده می شود اینست که زوجین با یکدیگر توافق و سازش اخلاقی داشته باشند.مسلم است که وقتی زن و شوهر کنار یکدیگر قرار می گیرند و در جمیع شئون زندگی،در حال بیداری و در بستر با یکدیگر شریک می شوند گاه اختلاف سلیقه هایی پیدا می کنندبرای آنکه این اختلاف ها اساس زندگی مشترک را خدشه دار نسازد و قلب همسران را از هم نرنجاند باید به فرایندی جهت سازش و توافق توسل کرد.در طی این فرایند،هر یک از زن و شوهر از بعضی امیال،خواست ها و سلیقه هایشان برای احترام به نظر همسر خود،چشم پوشی می کنند

5.محبت و احترام نسبت همسر

چنانکه صدا کردن همسر،یک امر بسیار روزمره در زندگی خانوادگی است در صورتی که این خطا احترام آمیز باشد پژواکی از محبت و صمیمت را در پی خواهد داشت.نحوه،نوع و لحن خطاب و --آمیزه های احساسی انعکاس یافته در خطاب و بکار گیری اسماء و القاب مناسب برای مخاطب قرار دادن افراد،تأثیر عمیقی در واکنش های عاطفی  افراد به جا می گذارد و زن و شوهر نیز جهت تحصیل خرسندی و رضایت مندی خاطر از یکدیگر،بیش از هرچیز به کنش ها و واکنش های عاطفی مثبت و مناسب نیازمندند،لذا باید به همین مسائل به ظاهر ساده ولی مهم نیز توجه نمایند.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
(تعداد کل صفحات:14)      [...]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]   [12]   [...]