: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : جمعه 12 شهریور 1389 ساعت:07:00 ب.ظ

سوال:
ما دختران یك خانواده همه تحصیل كرده ایم و از نظر زیبایی خوب هستیم , ولی به خاطر اختلاف ورفتار اجتماعی پدرمان , در عذاب هستیم . موقع ازدواج ما دیر شده , ولی كسی به فكر ما نیست . به خدا نجات ما ازاین ناراحتی از ساختن مسجد مهم تر و واجب تر است . لطفاً ما را راهنمایی كنید.

جواب:
مسئله ازدواج و دیر شدن آن , ناشی از مشكلات فرهنگی و اقتصادی جامعه ی ما است . جوانان توان ازدواج ندارند.                                                
 پسری كه به سن ازدواج رسیده است , به خاطر این كه نه شغل دارد و نه خانه و نه امكانات زندگی , نمی تواندبه سراغ دختری كه به سنّ ازدواج رسیده , برود. از طرفی سطح توقعات مردم بالا رفته و روحیه ی قناعت و صبر واستقامت پایین آمده و اسراف و تبذیر در همه ی زمینه ها گسترش یافته است . اینها و مشكلات دیگر دست به دست هم داده و باعث بروز مشكل در مسئله ی ازدواج پسران و دختران شده است و جامعه ی اسلامی را در تب و تاب این بحران می سوزاند. اگر دختران و پسران نگران این مسئله هستند, پدران و مادران نیز با این مشكل روبه رو هستند.
تأخیر در ازدواج پسران و دختران مفاسدی را به وجود می آورد و پسران را به هرزگی و لاابالی گری و كشاندن به ورطه ی مواد مخدّر و انواع مفاسد دیگر سوق می دهد. شاید گسترش این گونه مفاسد از برنامه ها و توطئه های حساب شده باشد.
در هر صورت باید فكر و چاره ای اندیشید. در مورد شما خواهران عزیز باید عرض كنیم :
 1. در صورت امكان این مسئله را با بزرگ ترهای خانواده مانند پدر بزرگ یا مادر بزرگ یا خاله و عمه و دایی مطرح كنید, تا آنان اقدام كنند و یا پدرتان را توجیه كنند.
2. شخصیت های محلّی مانند روحانی محلّ یا بعضی پیرمردهای خوش فهم در این كار مفید هستند.
3. در جلسات مذهبی خواهران شركت كنید و با برخورد خوب و زیبا و مؤدّب برای خود وجهه ی اجتماعی پیداكنید. هم چنین شركت در بسیج خواهران و آشنایی با خواهران حتماً مفید است .
4. از توجه به خدا و دعا و انابه و استغفار دریغ نفرمایید.خداوند مشكلات همه ی جوانان را حلّ بفرماید.




طبقه بندی: دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : پنجشنبه 4 شهریور 1389 ساعت:11:48 ب.ظ

سؤال:

سؤال من در مورد مقام زن در اسلام است. گر چه پس از اسلام زن مقام والایی در خانواده و اجتماع بدست آورد، و از منجلاب فساد جاهلیت بیرون آمد و اسلام به او حیثیت داد، ولی از جهاتی دیگر او را در تنگنا قرار داده ومقامش را پستتر نمود. احادیث زیادی داریم كه زن را موجودی احمق، بیوفا و عامل فساد نامیده اند. چرا حضرت علی(ع) مخالف حقوق زن بودند؟! من كه شیعه هستم و قلبی مالامال از عشق به اهل بیت(ع) دارم، چه كنم وقتی میبینم هم جنسان من در تمام ادیان الهی ارزش چندانی ندارند؟! من از زن بودن خود احساس شرمندگی می كنم. وقتی حتی قرآن هم، مردان را بر زنان برتری داده است، و فرموده: مردان بر زنان سرورند و ما گروهی را برگروهی دیگر سرور و رهبر قرار دادیم.
و حضرت علی(ع) خطاب به فرزند خود امام حسن(ع) میفرمایند: از مشورت با زنها پرهیز كن؛ زیرا نظر آنها به نقص و عیب است و تصمیم آنها به سستی و ... .
رسول اكرم(ص) می فرمایند: زن چون پیش آید مانند شیطان است و باز چون پشت كند مثل شیطان خواهد بود. و به هر صوررت، راهزن ایمان و فریبنده انسان و منحرف كننده دلهای مردم میباشد. نیز روایت است كه پیامبر روزی در وقت صبح به جانب زنها رو كرد و مقابل ایشان توقف نموده و فرمود: ای جماعت زنان! ندیده ام مانند شما افرادی را كه از جهت عقل و دین ضعیف باشند و در عین حال دلهای صاحبان خرد را جلب كرده و مفتون خود نمایند. من بیشتر اهل آتش را از شما دیدم.
در حدیثی دیگر می فرمایند: شما زنها اكثریت اهل جهنم را تشكیل می دهید. زنی پرسید یا رسول الله برای چه؟ فرمود:شما بدگویی، بسیار و طرد و لعن زیادی به دیگران می نمایید. و در مقابل شوهر و افراد فامیل كفران نموده و خوبیهای آنها را نادیده  می گیرید. و در این حال، رأی شما كوتاه و دین شما ضعیف است. زنها گفتند: كوتاهی فكر و ضعف دین ما از كجاست؟ فرمود: دلیل نقصان فكر شما، این است كه: پروردگار متعال، شهادت دو نفر از شما را به جای شهادت یك مرد قرار داده است. اما نقصان دین شما به این دلیل است كه، هر ماه روزها و شبهایی می گذرد،بی آنكه مقابل پروردگار سجده كرده و عبادت او را انجام دهید.
این مسایل برای من مبهم است كه چرا شهادت دو زن در برابر یك مرد است؟
چرا عادت ماهیانه، دلیل ضعف دین تلقی شده؟
آیا خدا عادت ماهیانه را برای تمسخر زن قرار داده؟! یا برای این كه در این چند روز اذیت و آزار ببیند؟! یا این كه به مصلحت زن است و موجب پاكیزگی جسم؟!
یا نویسنده ای در كتابش پس از ذكر حدیثی از امیرالمؤمنین (به این مضمون): «پرهیز كنید از ضررهای زنهای بد و از زنهای خوب بر حذر باشید. و هر گاه به كار نیكویی شما را امر كردند، اطاعت نكنید، تا در برآوردن منكرات و اطاعت امور ناشایست از شما توقع نداشته باشند». نوشته بود: "اگر مرد در امور خود تحت تأثیر خواسته های زن قرار گرفته و رعایت رضایت او را كند از پیشرفت و موفقیت محرم خواهد ماند."
یا نویسنده ای در كتابش پس از ذكر حدیثی از امیرالمؤمنین (به این مضمون): «پرهیز كنید از ضررهای زنهای بد و از زنهای خوب بر حذر باشید. و هر گاه به كار نیكویی شما را امر كردند، اطاعت نكنید، تا در برآوردن منكرات و اطاعت امور ناشایست از شما توقع نداشته باشند». نوشته بود: "اگر مرد در امور خود تحت تأثیر خواسته های زن قرار گرفته ورعایت رضایت او را كند از پیشرفت و موفقیت محرم خواهد ماند."
حضرت علی(ع) در این حدیث بطور كلی نظر زنها و حضورشان را مردود میداند، یا او را فقط برای بقای نسل وارضای شهوت لازم می داند.
آیا كسی نبود به این آقای مؤلف بگوید: كسی كه نه ماه زحمت بارداری و بزرگ شدن شما را كشید، مرد بود یا زن؟
رسول اكرم(ص) می فرمایند: زنها را در غرفه های بالا جای ندهید؛ و به آنان كتابت یاد نداده، و ریسندگی و تفسیرسوره نور را به ایشان بیاموزید.
آری! زن باید از حق دانش، اظهار نظر، تصمیم و ... محروم باشد و تماماً دنباله رو باشد!
رسول اكرم(ص) در حدیثی دیگر میفرمایند: زنها از جهت گفتن ناقص و منطق آنها ضعیف بوده، و وجودشان پوشیدنی است. پس آنها را در خانه ها محفوظ نگه دارید، و ضعف گفتارشان را با سكوت جبران كنید.
حدیثی دیگر: اگر ممكن بود دستور دهم كسی غیر از پروردگار سجده شود، سفارش می كردم كه زنها در مقابل شوهرانشان سجده كنند. سوگند به خداوند زن نتواند حقوق مربوط به پروردگار را بجا آورد، تا هنگامی كه حقوق شوهرش را انجام نداده است.
یعنی زن عیب بشریت است. او را پنهان كنید تا موجب خجالت شما نشود. چون احمق است، در مقابل سؤالاتش سكوت كنید. آیا حدیثی داریم كه بگوید عبادت مرد قبول نیست، مگر آنكه آسایش همسرش را تأمین كرده باشد؟! یاحتی با او مهربان باشد؟!
آه خدایا! آیا این عدالت توست؟ مگر نه این است كه قرآن فرموده: برتری به تقواست؟ پس چرا مرد را موجود برترنامیده اند؟ آیا تبعیض نیست اگر زنی شب را به صبح رساند و شوهرش از او ناراضی باشد، تمام فرشتگان تا صبح او رالعن خواهند نمود؟! (گر چه حق با او باشد؟) یعنی ای زن، تو باید غلام حلقه بگوش مرد باشی و دم برنیاوری؟! زیرا درآن صورت ملعون پروردگار و فرشتگان خواهی بود؟ آیا این ضعف اسلام نیست؟ آیا این عدل است؟! آیا فقط مردان ایمان پایدار دارند؟ من از وقتی این مسایل را فهمیدم نماز نمی خوانم؛ زیرا در شرایطی كه در مقایسه با برادرانم نمازآنها مقبول تر است، گر چه ایمان من قویتر باشد، چرا نماز بخوانم؟ و تا وقتی این مسایل برایم روشن نشود، هرگز سربر سجده نخواهم گذاشت.

جواب:

خواهر گرامی، نخست توجه شما را به آیه ای از سوره حجرات جلب میكنیم: (یا ایُّها الناس اِنَّا خلَقناكم من ذَكَرٍ و اُنثی و جَعلناكم شعوباً و قَبائلَ لِتَعارفوا انَّ اَكرمَكُم عِندالله اتقیكم)
یعنی ای مردم! ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا بدین ترتیب، یكدیگر رابشناسید (زیرا همه یك رنگ و یك شكل بودید، یكدیگر را از هم تمیز نمی دادید و امكان شناسایی میسر نمی شد) وبدانید گرامیترین شما نزد خدای متعال باتقواترین شماست.
حال توجه كنید به اولین آیه از سوره نساء كه میفرماید: «یا ایُّها الناسُ اتَّقوا ربَّكُمُ الَّذی خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَمِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثیراً وِ نِساءً وَ اتَّقوا اللهَ الَّذی تَسائَلونَ بِه وَ الأرْحام ...»
یعنی، ای مردم! در برابر خداوند تقوا داشته باشید. (از گناه و شرارت بپرهیزید) پروردگاری كه شما را از یك سرشت ونفس واحد آفرید، و از همان نفس، همسرش را نیز پدید آورد. و از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان زیادی را پراكنده كرد. و در مورد خدایی كه به خاطر او از همدیگر درخواست می كنید، درباره اقارب و ارحام خود تقوا پیشه كنید.
ملاحظه می فرمایید كه در مسأله آفرینش از نظر قرآن كریم، تفاوتی میان مرد و زن وجود ندارد. و هر دو از یك سرشت وگوهر آفریده شده اند.
آیه 195 سوره آل عمران می فرماید:
«فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُم ا¤نّی لااُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُم مِن ذَكَرٍ أو أُنثیَ بَعْضُكُم مِن بَعْض»
وقتی عده ای از مردم با ایمان و خداپرست، از خداوند می خواهند آنها را از اهل جهنم قرار ندهد و گناهانشان رابیامرزد، پروردگار در پاسخ می فرماید: دعایشان مستجاب شد. و آنها بدانند كه من عمل نیك آنها را چه مرد باشند وچه زن، ضایع نخواهم كرد.
به تعبیر آخر آیه «بعضكم من بعض» توجه كنید یعنی؛ در نظر من ـ كه آفریدگار شما هستم ـ مرد و زن شما یكسان است.و اگر مؤمنی عمل صالح انجام دهد به او پاداش خواهم داد. اما این كه مرد یا زن باشد، در پاداش فرقی نمی كند.
از نظر حقوقی نیز قرآن كریم، مرد و زن را مورد توجه قرار داده و میفرماید: «ولَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ»
یعنی هر حقی كه مرد بر گردن زن دارد، به همان اندازه زن نیز بر عهده مرد حقوقی دارد.
نیز می فرماید: للرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اكْتَسَبوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ
 یعنی برای مردان از تلاشهای اقتصادی آنها بهره هایست و برای زنان نیز همان بهره از تلاشهای اقتصادی آنهاست؛ نه این كه مردان بتوانند ناحق سهم آنها را نیز به خوداختصاص دهند.
در مورد حسن معاشرت با زنان نیز میفرماید: و عاشِرُوهُنَّ بالمَعْروف یعنی با روش نیك با زنان زندگی نمایید.
اكنون به روایاتی كه در این زمینه هست، توجه فرمایید:
1. امام صادق(ع) میفرمایند: درباره دو دسته از افراد كه ممكن است ضعیف واقع شوند از خدا بترسید. كسی كه این روایت را از حضرت شنیده است می گوید مقصود حضرت، زنان و یتیمان بودند.
2. امام صادق(ع) می فرمایند: خدا رحمت كند بنده ای را كه ما بین خود و همسرش (زنش) را اصلاح كند و با اوخوشرفتاری نماید؛ چرا كه خداوند برای تدبیر امور منزل و سبك كردن بار زن، مسئولیت خانواده و زن را بر دوش مردنهاده است.
3. پیامبر اكرم(ص) می فرمایند: گناه بزرگی است كه مرد، خانواده خود را رها كند، و بطور كامل و دقیق، نیازمندی های مختلف آنان را برآورده نسازد.
4. پیامبر اكرم(ص) می فرمایند: چندان جبرئیل از سوی خدای متعال درباره زنان سفارش كرد كه خیال كردم جز درصورت ارتكاب زنا، طلاقش جایز نباشد.
5. باز می فرمایند: بهترین مردان شما كسی است كه برای زنان و دخترانش بهتر باشد.
6. نیز می فرمایند: هر كس ـ از مردان ـ به خانواده خود رسیدگی نكند، ملعون است ملعون!
7. نیز می فرمایند: بهترین شما كسی است كه برای خانواده اش بهتر باشد و من برای خانواده ام از همه شما بهترم.
8. نیز می فرمایند: آن كه با خانواده و همسرش خوب رفتار كند، خداوند بر عمرش بیفزاید.
9. نیز می فرمایند: خدمت به خانواده نمی كند مگر آنكه صدیق و راست كردار باشد. و یا از شهیدان و در زمره آنان باشد،
یا مردی باشد كه خداوند، خیر دنیا و آخرت را برای او خواسته باشد. یعنی؛ چون انسانی نیك سیرت و محبوب خداوند است،می فهمد كه باید به خانواده و همسرش نیكی و احسان نماید.
10. در روایت دیگری فرموده است: مردی كه همسرش را بیازارد، نماز و هیچ كار خیری از او پذیرفته نیست. و اولین كسی است كه وارد آتش دوزخ خواهد شد.
11. نیز فرمودند: كسی كه زن میگیرد، باید احترامش كند.
12. فرمودند: تعجب میكنم از آن كسی كه همسرش را بیجا میزند: با این كه خود، به این كتك سزاوارتر است.
ملاحظه می كنید كه بر خلاف تصور شما تعداد روایاتی كه سفارش زن را به مرد نموده است، زیاد است. البته ما به تعداد كمی از آنها اشاره نمودیم.
خواهر عزیز! آیینی كه در مورد زن چنین سفارشاتی داشته و او را از نظر سرشت و خلقت همانند می شمارد، و حسن معاشرت واحترام به او را از وظایف قطعی مرد می داند، شایسته نیست كه چنین مورد بی مهری و قهر و تهاجم واقع گردد.
این كه گفته اید: «مردان بر زنان سروری دارند» و چنین برداشتی از كلمه «قوّام» در الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ نموده ایدصحیح نیست بلكه مقصود این است كه، مردان در امور مالی،اقتصادی و خانوادگی، سمت مسؤلیت و سرپرستی را دارند؛ چه این كه زنان به علت شرایط خاص جسمانی و سرپرستی امور منزل و مسئولیت امر توالد و نگهداری وسرپرستی اولاد، در كارها و مشاغل دشوار یا اموری كه با جریانها و حوادث اجتماعی ارتباط دارد، كارآیی لازم راندارند. و این یكی از خدمات بزرگ اسلام در مورد زنان است، كه با برداشتن تكالیف دشوار، شرایط را برای انجام مسئولیت حساس و دقیق همسری به ویژه مسئولیت مادری، مهیا ساخته است. علاوه بر این هرگز آیه نمی فرماید كه تمام مردان بر تمام زنان برتری دارند بلكه منظور از رجال در آیه شوهران است و در مقابل زنانشان (همسرانشان)،یعنی؛ درخانواده، شوهر سرپرستی زن را دارد. نه این كه تمام مردان نسبت به تمام زنان برتر هستند چون می بینیم كه در خانواده مادر با آن كه زن است نسبت به پسرش كه مرد است حالت سرپرستی دارد و اطاعت امر و نهی او واجب است.
اگر علاوه بر امور تربیت اولاد و مسایل دوران حمل و زایمان، رضاع (شیردادن)، سرپرستی و رسیدگی به امور منزل،بارهای دیگری نیز بر دوش زن قرار می گرفت، مثل مشكلاتی كه مربوط به تنظیم و اداره امور مختلف زندگی است،قطعاً از عدالت و انصاف دور بود. و زنان نمی توانستند به هر دو وظیفه خود چنان كه باید عمل نمایند.
بر همین اساس، اسلام با تقسیم وظایف، كوشیده است تا آن چه با سرشت و طبیعت زن هماهنگ بوده و روحاً وجسماً با آن انطباق دارد، بر عهده او قرار دهد. و آن چه با سرشت و ساختمان جسمی و فكری مرد منطبق است، درحوزه مسئولیت اوقرار دهد. پس می بینید در اسلام خبری از سرور بودن مرد نیست؛ و آن چه هست تقسیم وظایف است. امروز، نیز در كشورهای پیشرفته خصوصاً ژاپن، زنها از سنگینی بار مسئولیت خارج از خانه، اظهار نگرانی فراوانی می كنند و لذا نهضتی به نام «نهضت بازگشت به خانه» در كشورهای صنعتی در حال توسعه است.
اما روایت علی(ع) به امام حسن مجتبی(ع) و نیز روایت رسول اكرم(ص): اولاً: در مورد همه زنها نیست. ثانیاً: نهی از مشورت با زنان در زمینه اموری است كه زنها از آن اطلاع ندارند.
نقص عقلهم در زن به معنای حماقت یا دیوانگی او نیست؛ بلكه منظور كم بودن اطلاعات و تجربیات آنها در امور كلی واجتماعی و مسایل مربوط به كشور و غلبه احساسات است. آن هم به دلیل وضعیت خاص جسمی و روحی زن، عیب محسوب نمی شود.
اصولاً این دو روایت در یك نقطه مشتركند. و آن این كه: می خواهند زنانی را كه صلاحیت ورود در امور سیاسی وكشوری وجریانهای مختلف ندارند، متوجه مسئولیت خود ساخته، و از مداخله های نابجای آنها جلوگیری كنند. به علاوه دقت شود كه عقل در روایات حداقل دو گونه است، اول: عقل معاش، كه زنها در آن ضعف دارند یعنی؛ در اموراقتصادی و سیاسی و ... معمولاً ضعیف هستند. دوم: عقل معاد، كه منظور از آن راه كسب آخرت و عبادت است. دراین زمینه مهم ـ كه اصل عقل هم همین است ـ شاید زنها از مردها قویتر باشند. چون برای درك معارف، احساسات قوی و لطیف بسیار كارساز است.
به هر حال مسلماً این روایات نمی گویند: مردان در امور مربوط به خانه و مدرسه و سرپرستی و انتخاب نام و رنگ ولباس فرزندان با همسران خود مشورت نكنند و در هیچ امری اجازه اظهار نظر به آنها را ندهند. فرض كنید برادر متأهلی داشته باشید. بین خانواده شما و خانم او شكرآب شده باشد؛ آیا شما صلاح می دانید برادرتان با همسرش در مورد رفت و آمد به خانه شما مشورت نماید؟ مسلماً دوست ندارید؛ زیرا به خاطر این كدورت، برادرتان را از رفت و آمد به منزل شما منع خواهد نمود. آیا شما به چنین مردانی حق می دهید یا از آنها به عنوان مردانی نالایق تعبیر می كنید؟!
خواهر عزیز، زنان معمولاً تحت تأثیر احساسات و عواطف خود نظر می دهند و غالباً فكر و عقلشان، مورد تهاجم حب وبغضها و نظرات آنی و زودگذر آنهاست؛ لذا لازم است هادیان معصوم بشریت، مردان و زنان را نسبت به این خطرآگاه سازند. و سر رشته امور حساس را در معرض طوفان احساسات قرار ندهند.
خواهر عزیز! همین ترك نماز و قهر كردن با خدا آیا منشأیی جز احساسات تندو قضاوت عجولانه چیز دیگری دارد؟!شما كه به خدا، قرآن، پیامبران، نبی اكرم(ص) و ائمه راستین(ع) اعتقاد داشته وآنها را دوست دارید، با دیدن چند روایت كه معنای آن را درست متوجه نشدید، نماز را كه پایه دین است ترك نمودید!
آیا عقل، انسان را در این موارد به تحقیق و تعمق دعوت نمی كند؟ اگر شما به قیامت و معاد معتقدید چگونه مرتكب چنین معصیتی شدید؟ آیاپاسخ شما جز این است كه بگویید با دیدن این روایات عصبانی شده، قلبم شكست و احساس بر من غلبه نمود، لذانماز را ترك كردم! با این كه می دانم ازمهمترین واجبات دین بوده و ترك آن عقوبت سختی دارد.د
ر مورد ضعف ایمان به دلیل مسأله عادت ماهیانه،حضرت می خواهند هشدار بدهند كه كمبود عبادت خود را كه هر ماه هفت روز یا بیشتر و كمتر است، مورد توجه قرار دهند.
در روایت آمده است زنان می توانند این كمبودها را با وضو گرفتن و نشستن درجای نماز و اشتغال به ذكر و دعا و ... جبران نمایند چرا شما فقط یك روایت را می بینید؟!
اگر پیشوایان معصوم، زنان را ناپاك و ناقص می دانستند، چرا حضرت رسول اكرم(ص) آنقدر از حضرت خدیجه و حضرت فاطمه(س) قدردانی می فرمود؟ چرا دست دخترشان را می بوسید؟! چرا علی(ع) از همسرش به عظمت یاد می كرد؟ چرا امام حسین(ع) در واقعه سهمگین كربلا، زینب(س) را به منزله نایب خود قرار میدهد،و مسئولیت سنگین قافله سالاری خانواده خود را به ایشان می سپارد؟ چرا قرآن كریم از زنان بزرگی چون مریم(ع) و آسیه همسر فرعون به عنوان ضرب المثل فضیلت و عظمت تجلیل می فرمود؟ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُو اِمْرَأَتُ فِرْعَونَ ... وَ مَرْیَمُ ابْنتَ عمران...
خداوند برای كسانی كه ایمان آورند همسر فرعون و حضرت مریم را مثل آورد.تحریم 10 و 11
پس معلوم می شود نقص ایمانی اولاً، كلی و همه جانبه نیست. ثانیاً، این سخنان بیشتر جنبه تذكر و هشدار دارد.
ثالثاً، شامل حال همه زنان نمی شود. و رابعاً بسیاری از این نواقص قابل جبران است.
اما این كه چرا شهادت دو زن به منزله شهادت یك مرد است، علاوه بر جهاتی كه گفته شد (مانند غلبه احساسات وعدم حضور مستمر زنان و ...) به این دلیل است كه، در حفظ حقوق و مصلحت عمومی و در معرض خطر قرار ندادن جان و مال و ناموس مردم، جانب احتیاط رعایت شود. از سوی دیگر پذیرفتن شهادت یك مرد هم منوط به داشتن شرایط دقیقی است.
سفارش می كنیم در انتخاب كتاب و نویسنده بیشتر دقت كنید و چنین نیست كه نوشته هر نویسنده ای صحیح و مطابق با دیدگاه اسلام باشد .
در این زمینه مطالعه كتاب «نظام حقوق زن در اسلام» نوشته استاد مطهری(ره) و «شرح نهج البلاغه ج 11» استاد محمد تقی جعفری(ره) و كتاب «زن در آیینه جلال» را حتما مطالعه نمایید.





طبقه بندی: دختران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : جمعه 29 مرداد 1389 ساعت:04:03 ب.ظ

سؤال:

چرا بعضی از بچه های خانواده های مذهبی از مذهب دوری می کنند و در بعضی از خانواده های ملّی که زیاد مذهبی نیستند مذهبی می شوند؟

جواب:

به عقیده روانشناسان دوران بلوغ وجوانی دوره بروز احساسات مذهبی وشكفته شدن تمایلات ایمانی واخلاقی است كه جوانان بطور فطری مایلند خداوند خالق را بشناسند واو را پرستش كنند جوانان به طبع انسانی خود در جستجوی حق هستند ودر راه پی بردن به حقیقت مجاهده وكوشش می كنند وبدین وسیله تمایل فطری خود به معرفت را ارضاء می كنند . علاوه بر معرفت فطری به عقیده همه دانشمندان متخصص در حدود 12 سالگی یعنی آغاز دوران نوجوانی بطور طبیعی تمایل دیگری در فرزندان بشر آشكار میشود و آن عشق وعلاقه به مذهب است این تمایل با پیشرفت عوامل طبیعی بلوغ پیوسته تشدید می شود ودر 16 سالگی به اوج خود می رسد.
جان بی كایزل می گوید :« برطبق آزمایشهایی كه به عمل آمده بطور كلی ایمان به مذهب از سن دوازده سالگی آغاز می شود.»
موریس ربس میگوید: «گویا همه روانشناسان در این در این نكته متفق القولند كه مابین بحران تكلیف وجهش ناگهانی احساسات مذهبی ار تباطی وجود دارد . دراین اوقات یك نوع نهضت مذهبی حتی كسانی دیده میشود كه سابق براین نسبت به مسائل مربوط به مذهب وایمان لاقید بوده اند ، حداكثر این احساسات مذهبی در حدود 16 سالگی پیدا می شود.» (1)
البته می توان گفت كه معرفت فطری در تمایل به مذهب نهفته شده است وبا ارضاء كامل خواهش مذهب تمایل معرفت نیز ارضاء می شود. (2)
دوست عزیزم :همانطور كه ملاحظه می فرمائید تمایل به مذهب. فطری بشر است ودر همه افراد انسان وجود دارد ودر سن خاصی حتی در خانواده هایی كه از لحاظ مذهبی ضعیف هستند به اوج خود می رسد بنابراین اصل وجود میل مذهبی در همه انسانها قابل انكار نیست اما اینكه بعضی مواقع از خانواده غیر مذهبی فردی تحویل به جامعه داده میشود باید گفت: درست است كه فرد در خانواده غیر مذهبی به دنیا آمده وطبق آداب و رسوم این خانواده رشد كرده است اما فطرت انسانی خاموش نمی شود بلكه همانطور كه گفته شد از سن 12سالگی این تمایل آشكار شده ودر 16 سالگی به اوج خود می رسد این حس مذهبی كه بطور طبیعی در دوران بحرانی بلوغ ، به صورت جهشی وناگهانی آشكار میشود مانند هسته میوه ایست كه اگر به آغوش خاك سپرده شود ودر مسیر پرورش صحیح قرار گیرد درختی بزرگ وبارور خواهد شد واگر در معرض تربیت واقع نشود همچنان به صورت هسته ناچیزی باقی می ماند.
از عواملی كه باعث پرورش این حس می شود محیط اجتماعی است . كودك همواره تحت تأثیر جامعه ای است كه در آن زندگی می كند وپرورش می یابد عادات یا صفات خوب باید اجتماع در روان وی اثر می گذارد وتا اعماق جانش نفوذ می كند ودر جوانی باشدت وهیجان در وی آشكار می شود.
همانطور كه محیط طبیعی وشرایط نور آفتاب ، سرما وگرما ، رطوبت وخشكی و دیگر عوامل جوی در اندام مردم واحیاناً در اخلاق آنان اثر می گذارد . همچنین شرایط محیط اجتماعی واخلاق وتربیت عمومی در افكار و روان مردم اثر عمیق دارد.
« تأثیر محیط در ساختن شخصیت افراد آدمی بسیار مهم است اگر ما در قبیله ای از اسكیموها به دنیا آمده بودیم شخصیتی به كلی متمایز از آنچه تاكنون داریم را دارا می بودیم و نه تنها در لباس پوشیدن وخانه ساختن وسخن گفتن وغذاخوردن با آنچه اكنون هستیم تفاوت فاحشی داشتیم بلكه تصور ما ازجهان واز مقام خود در جهان به كلی تصور دیگری می بود.» (3) حال كودكی كه در خانواده غیر مذهبی به دنیا آمده اما در اجتماع مذهبی زندگی میكند خواه ناخواه تحت تأثیر محیط مذهبی قرار می گیرد واگر محیط مذهبی دارای جذابیتهای لازم وافراد پارسا وامینی باشد مسلماً این تأثیر عمیق تر وپایدارتر خواهد بود.
عامل دیگری كه در ساختن شخصیت فرد تأثیر بسیار بزرگی دارد و دراختیار شخص است خوشبختانه تمام دستورات مذهبی ما با دلیل واستدلال همراه بوده ومطابق باعقل وفطرت انسانی تنظیم شده است بطوری كه شخص باتفكر وتأمل در آنها صلاحیت آنها را برای اداره زندگی تأیید می كند.
قرآن كریم می فرماید : « لااكراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی » (4) دینداری به اجبار نیست .به تحقیق كه كار ضلالت وهدایت بر همه كس روشن گردید. بنابراین نوجوانانی كه در كودكی بد تربیت شده اند ودر محیط فاسد بار آمده اند نباید مأیوس وناامید باشند وگمان نكنند كه نتایج شوم تربیتهای بد همه جا ودر همه صورت ثابت وپا برجاست اینان اگر به استعدادهای مذهبی ولیاقتهای روحانی خود واقف باشند اگر در جوانی برای نیل به خوشبختی وسعادت ابدی خویش تصمیم قطعی بگیرند اگر برای شناختن بیماریهای درونی خود و درمان آنها خویش را در اختیار تعالیم عالیه اسلام ومربیان پاك نهاد قرار دهند می توانند اساس تربیتهای غلط دوران كودكی را برهم بریزند وخویشتن را از قید آموزشهای بد وصفات ناپسند آزاد سازند واز عوارض نامطلوب آن بركنار مانند.
حضرت علی (ع) می فرمایند:كسیكه شرافت باطن وگوهر انسانی خود را بشناسد این شناسایی او را از پستی های شهوت و آرزوهای باطل مصون خواهد داشت. (5)
در اینجا بعنوان شاهدی بر تأثیر بهره گیری از مربی خوب با وجود محیط خانوادگی بسیار نامطلوب به تاریخ اسلام نظری می افكنیم. در تاریخ آمده است :یزید بن معاویه پسری داشت كه در نظرش بسیار عزیز ومحبوب بود نام او را معاویه گذارده بود وعلاقه داشت كه به خوبی تربیت شود وبه شایستگی مدارج كمال را بپیماید .
موقعی كه به سن تحصیلی رسید معلم لایق وبافضیلتی را به نام عمروالمقصوص برای تعلیم وتربیت او برگزید وفرزند خود را به وی سپرد و عمرو المقصوص از مردان باایمان واز دوستداران واقعی حضرت علی (ع) بود و در باطن از رفتار ظالمانه معاویه بن ابی سفیان وفرزندش یزید سخت تنفر داشت . این معلم شایسته در طول سنواتی كه عهده دار تعلیم وتربیت معاویه بن یزید بود همه مبانی اسلامی وایمانی را به وی آموخت وتمام وجودش را از اشعه فروزان تعالیم قرآن شریف روشن كرد واو را یك فرد معتقد به اسلام وحقوق اهل بیت علیهم السلام بار آورد. آن پسر تربیت شده در بحبوحه جوانی ودر حدود بیست سالگی بود كه پدرش یزیدبن معاویه از دنیا رفت ومردم او را به جانشین پدر برگزیدند وباوی به خلافت بیعت كردند . جانشین یزید وفرمانروایی بریك كشور پهناور برای معاویه جوان ، یهترین وسیله ارضاء تمنیات عزیزش بود جانشین پدر می توانست جوابگوی شهوت جنسی ،تفوق طلبی ، مال دوستی وخلاصه كلیه خواهشهای سوزان وی باشد ، معاویه بن یزید اگر بنده هوای نفس خود می بود واز تربیت صحیح اسلامی بهره ای نمی داشت قادر بود از كرسی خلافت حداكثر استفاده را بنماید وهمه شهوات جوانی خویش را بهر صورتی كه مایل باشد اعمال كندولی معلم دانا و لایقش در پرتو ایمان به خدا وتعالیم قرآن شریف او را چنان بااراده ونیرومند آزاده ومستقل بار آورده بود كه مقام عظیم خلافت باتمام شكوه وجلالش نتوانست شخصیت وی را درهم بشكند واو را اسیر شهوات وتمایلات نفسانیش نماید. از خلافت كناره گیری كرد ودركمال صراحت وشجاعت به مقام دریافتی كه آلوده به انواع گناهان بود پشت پا زد.
روزی كه خواست كناره گیری خود را از مقام خلافت به اطلاع عموم برساند باحضور رجال كشور وعموم طبقات مردم به منبر رفت ،پس از حمد خداوند و درود بر رسول اكرم (ص) آغاز سخن كرد وگفت : جد من معاویه بن ابی سفیان در امر خلافت باكسی معارضه كرد كه از تمام مردم برای آن مقام شایسته تر بود . سابقه اش در اسلام بیشتر ودر شجاعت وعلم از همه برتر بود او پیش ازدیگران ایمان آورد واز همه مردم به پیغمبر نزدیكتر بود ، او ابن عم رسول اكرم (ص) وهمسر حضرت زهرا سلام الله علیها وپدر سبطین (ع) است. جد من معاویه برای جنگ با او بپا خاست وشما ها نیز به جد من كمك كردید تا كار خلافت بر وفق مرادش منظم شد روزیكه اجلش رسید تنها در قبر خود آرمید واینك در گرو اعمال وستمكاریهای خویش است . پس از او خلافت به پدرم منتقل شد او به علت سوء رفتار وگناهكاری برای خلافت شایسته نبود ولی خودسرانه بر مركب هوی نفس سوار شد . كارهای ناپسند خویش را نیكو پنداشت وبه حریم الهی تجاوز كرد وبه فرزندان رسول اكرم (ص) بزرگترین ستمها را روا داشت . ولی مدت حكومتش كوتاه بود خیلی زود زندگیش سپری شد واینك خود او در گرو گناهان خویش است ونتایج اعمال زشتش گریبانگیر مردم. وقتی سخنان معاویه بن یزید در میان بهت وحیرت مردم به اینجا رسید بغض گلو گیرش شد ، مدتی بلند بلند گریه كرد . سپس گفت : مردم ! من گناهان شما به دوش نمی گیرم وحلقه و زر شما را به گردن نمی افكنم . اینك خود دانید وحكومتی كه انتخاب خواهید كرد من بیعت شما را برداشتم واز خلافت كناره گرفتم. (6)
اما در ارتباط باعلت دوری از مذهب فردی كه در خانواده مذهبی رشد كرده باید گفت شرط اول استفاده نوجوان از تمایل معنوی وایمانی آن است كه احساس مذهبی آنان درست هدایت شود وخواهش ایمان كه در ضمیرشان نهفته است بوسیله تعالیم صحیح و دور از اوهام وخرافات ارضاء گردد. « در محیط فرهنگی و فكری ، جوان سعی می كند كه مابین عقاید مذهبی خود واطلاعات علمی خویش توافقی تولید نماید . یك بحران تردید در حدود 17 یا 18 سالگی پیدا میشود مخصوصاً در نزد جوانان محصل ، در آن هنگام كه از نظر روح انتقادی ایشان مابین مواعظ وآیات آسمانی با بعضی از نتایج علمی یا امور مربوط به زندگانی عادی اختلافاتی به وجود آید.
روانشناسان كاتولیك ملاحظه كرده اند كه این بحرانهای مختلف مخصوص در مواردی ظاهر می شود كه تعلیم وتربیت مذهبی فقط جنبه بدوی وابتدایی داشته باشد مانند لباسی كه تا مزاحم به نظر می رسد از تن بیرون می نمایند.
جوانان گاهی بعد از فراغ از این جدالها ایمان خود را از دست می دهند وگاهی بالعكس در نتیجه استدلال ، ایمان خویش را مستحكم تر می سازند بعضی دیگر مذهب خاصی را كه از تعصب بری است اختیار می نمایند. »
البته آئین متعالی اسلام دعوت روحانی وهدایت آسمانی خود را بااحیاء عقل بشر آغاز نموده وپذیرش تعالیم قرآن شریف را به وسیله تعقل وتفكر از مردم خواسته است وعدم تعقل راامری مذموم معرفی نموده است « انّ شرالدّواب الصم الیكم الذین لا یعقلون» (7) بدترین جنبندگان نزد خدا وند آن بشری است كه گوش دلش از شنیدن حق كر وزبانش از گفتن حق لال است ودر راه درك حقایق نیروی عقل خود را به كار نمی برد وتعقل نمی كند .
اما متأسفانه بنا به عللی بسیاری از خانواده های مذهبی مخصوصاً در دوره های گذشته در فهم دین دچار كج فهمی شده فرهنگ تفكر وتدبر در قوانین و آیات الهی را در زندگی روزمره خود پیاده نكرده ودر نتیجه از بعضی از این خانواده های به ظاهر دیندار فرزندان غیر مذهبی تحویل جامعه داده شده است.
استاد مطهری در كتاب امدادهای غیبی در زندگی بشر در این رابطه می فرمایند: مسلماً علت انكارو اعراض بسیاری از افراد تحصیل كرده اینست كه مفاهیم دینی ومذهبی بطرز صحیحی به آنها تعلیم داده نشده است ودر واقع آن چیزی كه آنها انكار می كنند مفهوم واقعی خدا ودین نیست وچیز دیگری است 000بسیار افراد تحت تأثیر تلقینات پدران ومادران جاهل یا مبلغان بی سواد افكار غلطی در زمینه مسائل مذهبی در ذهنشان رسوخ كرده وهمان افكار غلط اثر سوء بخشیده وآنها را درباره حقیقت دین ومذهب دچار تردید واحیاناً انكار كرده است از اینرو كوشش فراوانی لازم است صورت بگیرد كه اصول ومبانی مذهبی به صورت صحیح و واقعی خودبه افراد تعلیم داده شود.
از دیگر عوامل دوری فرزندان خانواده های مذهبی از مذهب محیط اجتماعی رفتار نامناسب و نادرست وعقاید نا صحیح بعضی مدعیان تبلیغ دین است كه شعارشان اینست كه اگر میخواهی دین داشته باشی گرد مال وثروت نگرد . ترك حیثیت ومقام كن000شاد باش وشادی مكن . از خلق بگریز وامثال اینها بنابراین اگر كسی بخواهد به غریزه دینی خود پاسخ مثبت بدهد باید همه چیز در حال جنگ باشد وبدیهی است كه وقتی دین بدین گونه معرفی شود قطعاً جوانان به دین بدبین خواهند شد.(8)
البته تأثیر اراده واختیار ونقش سازنده آن در ساختن شخصیت فرد را نباید از یاد برد نوجوانانی كه در كودكی خوب تربیت شده اند وپدر ومادر آنان را به درستی پرورش داده اند مغرور نباشند وگمان نكنند كه نتایج تربیتهای صحیح در هرگونه شرایط وبه هر صورت ثابت وپایدار خواهد ماند .




طبقه بندی: پسران،  دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1389 ساعت:06:56 ب.ظ

 

سوال:

لطفا بفرمائید چگونه میتوان ازدواج آسان توأم با احكام الهی را درجامعه امروزی بصورت یك فرهنگ در آورد ؟

جواب:

بااهداء سلام وآرزوی توفیق الهی ضمن تشكرازحسن اعتمادشمابه این بخش پاسخ سؤال مطرح شده به حضورتان تقدیم می گردد.
در كل ازدواج در دین اسلام آسان است و این ما هستیم كه در طول سالها و قرن ها با افزودن پیرایه و تشریفات دست وپا گیر موانع پیچیده و دشواری سر راه ازدواج ایجاد كرده ایم . ولی اگر به دستوارت اسلام عمل كنیم تمام موانع برداشته خواهد شد و امر مقدس ازدواج برای همگان سهل و آسان می شود. مشروط بر اینكه همه تصمیم بگیرند تا دستور های اسلام را بپذیرند و به آن عمل كنند .
اما بعضی از مشكلات مصنوعی و غیر معقول باعث شده بسیاری از دختران و پسران و زنان و مردان در تنگاه قرار بگیرند و از ازدواج غولی وحشتناك برای آنها ساخته است .
از جمله ی این مشكلات :
1- تشریفات و پیرایه های عریض و طویل و مهریه ی سنگین .
2- مشكل پسندی به بهانه های مختلف.
3- مسئله ی ناداری و فقر.
4- آزادی غلط و گریز از مسئولیت سرپرستی خانواده.
5- عذر ادامه تحصیل .
6- تأخیر ازدواج به بهانه ی آنكه هنوز زود است.
7- مشكل عدم توافق پدر و مادر یا فرزندان یا اقدام شوهر اول.
8- مشكل مسكن.
9- ترس از بچه دار شدن یا تقدس بینی و تعصب غلط وفاداری به شوهر اول .
كه باید هر یك از اینها به گونه ای حل شود :
1) حذف تشریفات و رسم های غلط: جوانی كه هنوز از نظر اقتصادی لوازم ابتدایی زندگی خود را نتواسته تأمین كند و به سن ازدواج رسیده و كل سرمایه او مثلا؛« 50 هزار تومان» است, ناگهان متوجه می شود كه ازدواج او نیاز به دو برابر پول او دارد در صورتی كه اگر اسلامی عمل شود بایست هزار تومان آن برای ازدواج ساده كافی باشد . ولی بعضی در همان اول كار با قرض وقوله و اقساط و چك و سفته درگیرشده و ابتدای زندگی شیرینش با رنجهاو تخلیها همراه است ؟
در مورد مهریه هم نظر اسلام روی كم گرفتن میزان مهریه است به طوری كه پیامبراكرم « صلی الله علیه واله »می فرماید : « خوش قدمی و بركت زن در كمی مهریه اوست و كم پولی برای جوان عیب نیست بلكه باید تشریفات زائد و اسراف ها و رسوم واهی و غلط را در همه ی امور زندگی در مراسم ازدواج حذف كنیم و مطابق دستورات اسلام و شیوه پیشوایات بزرگ اسلام رفتار نمائیم تا امر مقدس
ازدواج برای همگان آسان شود .
2) مشكل پسندی : یا وسوسه در انتخاب همسر چه از طرف پسر و چه از طرف دختر چرا كه یگانه هدف آنها از ازدواج جمال و زیبایی ظاهری است از این رو دختران یا زنان معرفی شده را به خاطر قیافه شان نمی پسندد یا دختران و زنان خواستگاران را از نظر جمال و قامت پسند نمی كنند. اگرچه زیبایی از نظر اسلام معیار ازدواج محسوب میشود, اما مشكل پسندی به بهانه های غیر منطقی نباید در میان باشد و گرنه توفیق به دست نمی آید . رسول خدا فرمود : «كسی كه در ازدواج هدفش تنها زیبایی است به این هدف نخواهد رسید. و كسی كه هدفش ثروت است , خدواند او را به همان ثروت وا می گذارد او ( ثروت عامل نجات او نخواهد بود ) بنابراین بر شما باد به اینكه همسر دیندار بر گزینید.
«وسائل , ج 14 , ص 31 »

3) فقر و نداری : بسیاری به خاطر اینكه خواستگار فقیر است , یا شغل پر در آمد ندارد , جواب منفی به او داده اند و بسیاری برای خواستگار به درخانه ی مستمندان نمی روند. بلكه سراغ ثروتمندان را می گیرد .از آنجا كه فقر و نداری , برای بعضی بهانه ای است برای ازدواج نكردن , قرآن به تمام مسلمانان خطاب می كنند : { ان یكونو ا فقرا ء یغنهم من فضله و الله واسع علیم }یعنی :« اگر فقیر و تهدیست هستند خداوند آنها را از فضل خود بی نیازمی سازد , خداوند وسعت بخش و آگاه است.»
( آیه 32 ,سوره مباركه نور ) پیامبراكرم « صلی الله علیه واله » هم فرمود : كسی كه از ترس فقر و هزینه ی عیالمندی ازدواج نمی كند سوءظن به خدا دارد . راه حل مشكل فقر , همت مردم را می طلبد تا تشریفات و مخارج غیر لازم ازدواج حذف گردد و هزینه های بیجا از میان برود و ساده زیستن و توجه به معنویات به عنوان یك اصل دنبال شود تا ازدواج و تداوم آن برای همگان آسان باشد .
4) آزادی غلط و گریز از مسئولیت سرپرستی خانواده : بعضی از جوانان می گویند: ازدواج انسان را مقید و مسئول می كند. زنانشان می گویند : آزاد باشیم بهتر از این است كه آقا بالا سر داشته باشیم. اگر انسان زن و بچه نداشته باشد همه جا می تواند برود , شب دیر به خانه برگردد و كسی او را بازخواست نمی كند و گفتار ی از همین قبیل. این همان آزادی غلط و گریز از مسئولیت است.اما ازدواج انسان را مقید و كنترل و منظم می كند در صورتی كه انسان بی بند و باری می خواهد. و دوست داردكه هیچگونه قانون و ضابطه ودست اندازی سر راه او نباشد غافل از اینكه این آزادی به طور سریع او را به سوی هلاكت می كشاند .
5) عذر ادامه تحصیل : بعضی ادامه تحصیل را بهانه ای برای ترك ازدواج با تأخیر آن قرار می دهند و همین باعث می شود, كه تا آخر عمر ازدواج نكنند و یا در سن بالا ازدواج كنند در صورتی كه سن ازدواج سن جوانی است و ادامه تحصیل و امثال اینها عذر موجه برای آنها محسوب نمی شود .
6) تأخیر ازدواج به بهانه ی زود بودن آن : آئین اسلام كه آیینی كامل و سلامت بخش است درباره ی تسریع در امر مقدس ازدواج تأكید فراوان می كند و هرگز چنین بهانه ای را نمی پذیرد . روزی پیامبر « صلی الله علیه واله » مردم را به مسجد دعوت كرد و بالای منبر رفت و خطاب به مردم گفت : «جبرئیل نزد من آمد و این پیام را از طرف خدا به من داد و گفت : دوشیزه گان همانند میوه های روی درختان هستند , كه اگر رسیده شوند باید آنها را چید و گرنه تابش خورشید آن میوه را تباه میكند .و باد اجزای فاسد شده ی آنها را پراكنده می سازد . همچنین دوشیزه گان وقتی كه به سن رشد رسیدنددوایی برای آنها جز شوهر انشان نیست و در غیر این صورت در پرتگاه خطر فساد هستند. زیرا آنها هم بشر می باشند.
« فرو ع كافی , ج 5 , ص 337 »
7) مشكل عدم توافق پدر و مادر یا سایر بستگان : بعضی فامیل به جای اینكه تلاش در تشكیل پیوند دو جوان بكنند در عوض با سنگ اندازی , گره در كار ازدواج جوانان می اندازند از نظر اسلام عدم توافق بستگان هیچگونه مانع بر سر راه نخواهد بود و فقط در ازدواج دختر و دوشیزه اجازه ی پدر شرط است . و او هم اگر به حد رشد رسیده و مصلحت خود را تشخیص می دهد. هر گاه همسر مناسب پیدا شود به فتوای بسیاری از مراجع تقلید اجازه ی پدر و مادر در این مورد نیز شرط نیست. باید توجه داشت كه پیامبر اكرم « صلی الله و علیه واله » فرموده : پدری كه فرزندش به حد بلوغ رسیده و امكانات ازدواج او را داشته و در عین حال به آن اقدام نكرده در گناهی كه فرزندش بر اثر بی همسر ی انجام می دهدشریك بوده و آن گناه برای هر دو نوشته می شود .
« وسائل الشیعه , ج 15 , ص 10 »
8) مشكل مسكن : اگر چه این مشكل اساسی است. اما در عین حال نباید سد راه ازدواج گردد زیرا ؛ اولا : بسیاری پس از ازدواج این مشكل را حل كرده و دارای مسكن میشوند : ثانیا : روی هم رفته وقتی كه زیانهای بی همسری را با شكل مسكن مقایسه می كنیم ضایعات مشكل مسكن بسیار كمتر از ترك ازدواج است.
ثالثا : مشكل مسكن باید با همت و كاردانی بر اساس روحیه ی استقلال طلبی و بعلاوه تعاون و همكاری دولت و ملت حل گردد .
9) تر س از بچه دار شدن : بعضی ازنظر نیازهای مادی و بعضی تربیتی و فرهنگی به این موضو ع می نگرند .از نظر مالی پیامبر اكرم «صلی الله علیه واله » می فرماید : هر كس ازدواج را به خاطر ترس از مخارج زن و فرزند ترك كند به خدای بزرگ سوء ظن دارد .
« وسائل الشیعه , ج 14 , ص24 »
از نظر فرهنگی هم اختیار با خود انسان است او می تواند با كنترل های شرعی فرزند خود را هر طور می خواهد تربیت كند .
10 ) تقدس بی جا و تعصب غلط و فاداری به شوهر اول : هیچ جای اسلام نیامده كه باید به شوهر اول وفادار بود ودر صدر اسلام زنان پاكدامن و مورد قبول خاندان نبوت پس از فوت یا شهادت شوهر اول ازدواج مجدد می كردند و آن را موجب خشنودی خدا می دانستند. اگر این عوامل و مشكلات برداشته شود , براستی می توان ازدواج آسان توأم با احكام الهی را در جامعه گسترش داد .
« ازدواج آسان و شیوه ی همسر داری , محمد مهدی اشتهاردی , ص 94 – 157 »
برای اطلاعات بیشتر به كتا بهای زیر مراجعه كنید .
1- راهنمای ازدواج و طلاق , حسن جمشیدی و عطاری كرمانی.
2- بهداشت روانی ازدواج , احمد حسینیا.
3- جوانان می پرسند و با چه كسی ازدواج كنیم ؟ استاد اسد الله




طبقه بندی: مادران،  پدران،  دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : پنجشنبه 21 مرداد 1389 ساعت:09:28 ب.ظ

سؤال:

فضیلت ماه مبارك رمضان وشب قدر از چه روست ؟

جواب:

هیچ بخشی از زمان ذاتاً با بخش دیگر تفاوت ندارد. ولی برخی ساعتها و روزها و ماهها شرافت عرضی یافته اند. مثلا روز هفدهم ماه ربیع الاوّل به دلیل ولادت حضرت رسول اكرم((صلی الله علیه وآله)) از میمنت و شكوهی ویژه برخوردار شده است. همچنین است دیگر روزهای میمون و مبارك. از حضرت علی((علیه السلام)) روایت است: «كه درآن روز،خداوند را نافرمانی نكنند، عید است.»
در ماه مبارك رمضان مؤمنان از مظاهر شهوت و حیوانیّت دوری می گزینند و به عالم روحانیّت و معنویّت نزدیكتر می شوند. رمضان، ماهی است كه مؤمنان میهمان خداوندند و روزه یكی از عوامل بسیار مهم خودسازی است. شب قدر، شبی است كه از همه شبها پربركت تر و باارزشتر است. قرآن بر پیامبر گرامی اسلام((صلی الله علیه وآله)) در شب قدر نازل شده و عبادت و عمل صالح در این شب بهتر از عبادت و عمل صالح در هزار ماه است(2). در این شب، فرشتگان گروه گروه به اذن پروردگار نازل می شوند و خدمت حضرت مهدی، امام زمان((علیه السلام)) مشرّف می شوند و آنچه برای هر كس مقرّر شده است بر آن امام((علیه السلام))عرضه می كنند.

منابع:

1 - میزان الحكمة، ج 5، حدیث 14603.
2 - همان، ج 6، حدیث 16380.
ـ1402ـ






به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
(تعداد کل صفحات:14)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]   [...]