: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74

علت بی‌تفاوت شدن جوانان امروزی نسبت به انقلاب چیست؟

همه جوانان نسبت به انقلاب بی تفاوت نشده اند و دلیلش حضور گسترده آنان در عرصه های مختلف و راه پیمایی هایی است كه به منظور دفاع از انقلاب و ارزش های آن صورت می گیرد.
البته عواملی در بی تفاوتی بعضی از جوانان نقش داشته است. بعضی از آن عوامل عبارت است از:
1. مشكلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجّه به مسائل امنیتی و دفاعی و...) كه نتیجه طبیعی آن فقدان برنامه‏ریزی‏های دقیق و كارشناسی شده برای نهادینه سازی و تثبیت ارزش‏ها و معارف اسلامی است.
2. تغییر هنجارهای اجتماعی از ارزش‏های دینی و معنوی به ارزش‏های مادی و سودانگاری، در اثر بعضی از اقدامات اقتصادی و در پیش گرفتن مدل توسعه، باعث بروز تضادهای ارزشی و فاصله گرفتن جامعه از ارزش‏های اسلامی گردیده است.
3. عملكرد منفی و نامطلوب بعضی از دستگاه‏های فرهنگی در سال‏های اخیر و میدان دادن به افراد و عناصری كه غیر معتقد به نظام اسلامی و ترویج فرهنگ غربی از سوی آنان.
4. كم‏كاری نیروها و دستگاه‏های انقلابی، در تولید برنامه‏های سالم، جذّاب و مفیدی كه بتواند اوقات فراغت جوانان را پر كند و آنان را از توجّه به برنامه‏های ضد اخلاقی و فاسد فرهنگ بیگانه باز دارد.
5. تهاجم فرهنگی غرب در جهت بی هویت كردن نسل جوان، تضعیف باورهای عقیدتی مردم، شكست نظام اسلامی در ایران با استفاده از پیشرفته‏ترین وسایل تكنولوژی و...
6. پیروی از امیال و هواهای نفسانی كه ناشی از عوامل محیطی، تربیت ناصحیح با بی اعتنایی، به ارزش‏های معنوی و... است. این مشكل ناشی از اراده و اختیار خود انسان است. خداوند می‏فرماید: انا هدیناه السبیل اما شاكراً و اماكفوراً، (1).
متأسفانه بسیاری از افراد تحت تأثیر هوای نفس و پیروی از امیال و خواهش‏های نفسانی، راه ضلالت و گمراهی را بر می‏گزینند. قرآن در این زمینه فرموده است: لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین، (2). متأسفانه این عوامل، باعث فاصله گرفتن برخی افراد از ارزش‏ها و مسائل معنوی شده است..
7. حل نشدن بسیاری از مشكلات و معضلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی (مانند اشتغال، مسكن و رفاه)، و عدم اجرای ارزش‏های اسلامی در جامعه به صورت كامل (مانند عدالت اجتماعی، مبارزه با مظاهر فساد و...)، باعث شده كه مردم این مشكلات را همواره از چشم انقلاب ببینند و انتظارات غیر واقعی و بیش از حد از آنان داشته باشند.
مجموعه این عوامل باعث شده تا دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی با تهاجم فرهنگی، و درشت نمایی مشكلات، به القای اندیشه نسبی بودن ارزشها، جدایی دین از سیاست، ناكارآمدی مدیریت دینی، پرداخته‏اند.
پی نوشت ها:
1.انسان، آیه 3.
2.تین، آیه 4 و 5.




طبقه بندی: دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1389 ساعت:10:32 ب.ظ

ورود حضرت حسین علیه السلام روز پنج شنبه دوم محرم سال 61هجری بود ارزش سرزمین و خاک کربلا در بخشی از روایات آمده کتاب اعمالی شیخ صدوق می گه امیرالمومنین پس از بازگشت از صفین در کربلا پیاده شد نماز صبح را انجا خواند سپس مقداری از خاک اون زمین رو برداشت وبویید و بجای تعقیب نماز گفت واهاً لک ایتها التربه لیوحشرن منک اقوام یدخلون الجنه بغیر الحساب (شگفتا از تو ای خاک قومی از تو بیرون می یان قیامت، که بی حساب وارد محشر می شن کتاب خرائج راوندی نوشته: علی علیه السلام به کربلا گذر کرد اشاره به زمین فرمود:خوابگاهیست از سوارانی ،قتلگاهیست از عشاقی ،این کوه شهیدانیست که گذشتگان از آنان پیشی ندارند و آیندگان در شخصیت و عظمت به آنان نمی رسند. امام زمان علیه السلام در توقیع که درباره زیارت امام حسین علیه السلام به سوی قاسم بن علا همدانی فرستاد این نکته رو در اون زیارت اشاره کردند:وشفاء فی تربة، قاسم بن علا خدا درمان درد رو در خاک او قرار داد. در روایات آمده که سجده بر تربت حضرت حسین علیه السلام به ارزش نماز اضافه می کنه! وعیوب معنوی نماز رو می پوشانه کتاب معال السبتین جلد اول صفحه 291 از امام باقر علیه السلام نقل می کنه که درباره  زمین کربلا فرمودند:هی اکرم ارض الله علیه (زمین کربلا با ارزش ترین زمین نزد خداست)ابومخنف صاحب تاریخ معروف به نقل معال السبتین جلد یک صفحه 292 می گه چون به زمین کربلا رسیدند اسب امام از حرکت باز موند هر چه کرد به حرکت نیومد فرمود اسب دیگری رو آوردند تا هفت اسب رو عوض کرد اما هیچ کدوم حرکت نکردند امام فرمودند نام این زمین چیه؟عرض کردند غاضریه فرمود غیر از این نام دیگری داره؟گفتند: نینوا فرمود چه نام دیگری ؟ گفتند شاطی الفرات فرمود غیر از این اسامی اسم دیگیه ای داره ؟ گفتند کربلا ! آهی کشیدند و فرمودند: ارض کرب و بلا سپس فرمودند پیاده بشین از این زمین کوچ نکنین بخدا قسم اینجا محل پیاده شدن سواران ماست ،بخدا قسم اینجا محل ریخته شدن خون ماست، بخدا قسم اینجا محل دریده شدن پرده حرمت ماست ، بخدا قسم اینجا محل کشته شدن مردان ماست و ذبح شدن اطفال ماست و اینجاست که قبور ما رودر آینده زیارت می کنند،اینجا همون جاییکه پیغمبر جدم به من خبر داد تخلفی در گفته پیغمبر نیست سید بن طاووس که مورد اطمینان همه بزرگان دین در کتاب شریف لهوف در صفحه 139 به بعد می گه:وقتی حضرت پیاده شدند روی زمین نشستند و اشعار معروفی رو خواندند که مضمون اشعار این بود اف بر تو ای روزگاربا این دوستیت چقدر در گاه و بی گاه مردمی را درراه مطالبه حق مشروع خودشون کشته شدند مرگ خیلی نزدیک است وهر جانداری این راه رو طی می کنه و بسوی خدا می ره وقتی زینب کبری ای اشعار شنید گفت برادر این سخن کسی که یقین به کشته شدن خودش داره فرمودند :آری خواهر من همینطوره ! زینب کبری فریاد زد ناله زد به شدت گریه کرد وگفت برادرم خبر مرگ خودش رو داره میده!سپس گفت ای برادرم ونور چشمم ای ودیعه پیشینیان جمال و زیبایی پسینیان کاش مرگ مرا نابود کرده بود و زندگی رو از من گرفته بود و امروز رو نمی دیدم .زنان حرم با شنیدن ناله زینب کبری گریه کردند...




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول

سوال:

چرا بعضی پسر ها و دخترها امروز عاشق كسی هستند و فردا عاشق كسی دیگر؟

جواب:

در پاسخ سؤال اوّل گفتیم كه یكی از خصوصیّات دوره ‌جوانی رسیدن انسان به بلوغ عشق ورزیدن،‌ محبت كردن و مورد محبت قرار گرفتن است. عشق ورزیدن اولین گام در ایجاد ارتباطات اجتماعی و سپس تشكیل خانواده است.
سعدی اگر عاشقی كنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد
منتها باید توجه داشت كه عشق ورزیدن در كنار نیاز به محبّت و نیاز به برطرف ساختن نیروی جنسی است و نباید در آن ها افراط كرد. متأسفانه بسیاری از عشق های امروزی از عنصر "هوس" نشأت می گیرند و هوس چیزی نیست جز غلبه میل به ارضای شهوات بر میل دوست داشتن و عشق.
از این رو، دختران و پسران امروز به جای توجه عمیق به مسایل مهم زندگی خویش، تنها در لایه ای سطحی از زندگی به تكاپو می پردازند و با مراودات و ایجاد ارتباطات متنوع، موقّت و بدون ضابطه به رواج بی بند و باری دامن می زنند. از سویی، از آنجا كه این روابط در تعالی روح وجان ایشان تأثیر به سزایی ندارد و حتی گاهی اوقات به تخریب روانی می انجامد،‌ دائماً شاهد گسسته شدن این روابط و تشكیل یك سری روابط دیگر هستیم.
در این جا دوست داریم نظر شما را به این نكته جلب كنیم كه مفهوم بی بند و باری و فساد،‌تنها در "اعمال منافی عفت" خلاصه نمی شود. این را از آن جهت آوردیم كه امروزه در جامعه ما سخن از محسّنات "عشق آزاد" با عناوینی چون "عشق پاك"، "روابط خواهر برادری"، دوستی های مسالمت آمیز"، "روابط افلاطونی"، "ارتباط روحی" و ... گفته می شود و عده بسیاری این سؤال را دادند كه مگر چه عیبی دارد ما این گونه با هم رابطه داشته باشیم؟ ما كه گناهی نمی كنیم؟ یا مثلاً‌ می نویسند كه "دوست پسر من اهل نماز و روزه و هیئت و ... است و به خاطر همین مذهبی بودنش با او رابطه دارم!؟ ، این ها تمام از جنسِ لباس حق بر پیكر باطل پوشاندن است. فقط الفاظ با تربیت تر و كلیدی تر شده اند وگرنه تمامی آن ها تحت عنوان "روابط بدون ضابطه" می گنجد.

ادامه مطلب


طبقه بندی: دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول

سؤال:

چرا این قدر جامعه اسلامی نسبت به دوستی پسرها و دخترها حساس است؟

جواب:

واقعیت آن است كه غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است كه بسیاری از رفتارهای انسانی را شكل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد.اسلام كه یك مكتب جامع است و می خواهد مردان و زنان مسلمان ،از یك طرف، روحی آرام و اعصابی سالم و چشم و گوشی پاك داشته باشند تا بتوانند قله های رفیع انسانی و رستگاری را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه ، اما واقع بینانه و لحاظ كردن طبیعت و امیال درونی و خواسته های نفسانی انسان ، قوانین و احكامی را جهت حفظ و نگه داری فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روی وضع كرده است . از جمله آن احكام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .اینها همه به سبب این است كه اسلام از جانب كسی برای هدایت انسان ها فرستاده شده است كه خالق فطرت وغریزه با تمامی استعدادهای بهینه و ذخیره شده در انسان است .بنابراین هر عاملی كه موجب تحریك انگیزه های شهوانی در جامعه گردد و به آرامش روحی و روانی و عفت عمومی ، صدمه وارد كند، موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شكل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .
به جهت همان میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنكه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند ، در شرایطی قرار می گیرند كه حتی اراده خود را از دست می دهند و دیگر نمی توانند از ارتباط جنسی خود داری كنند و ناخود آگاه و بی آنكه كه بخواهند ،كم كم در آن شرایط بدون بازگشت قرار می گیرند و زمانی متوجه می شوند كه كار از كار گذشته است ، یعنی با فراهم شدن شرایط ،دیگر جلوگیری بسیار سخت و دشوار است . به خصوص آنكه پسران فریب كار و متاسفانه حرفه ای درفریب دختران جوان در این موارد ، شیاد و تردست هستند ، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین خاطر در اسلام حتی خلوت كردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مكانی كه رفت و آمد نباشد ، حرام و گناه است . در آخر این كه مگر غیر از این است كه تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از همین ارتباط های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ و متأسفانه به همین ارتباط جنسی ختم نشده ، بلكه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و روانی نیز می شود. بهترین شاهد بر ادعای فوق مراجعه به واقعیات موجود در اجتماع است، شما در باره طلاق‌ها ، فسادهای جنسی،اعتیاد و افسردگی‌ها مقداری تحقیق كنید ، ببینید نقطه شروع این نابسامانی‌ها از كجا بوده ؟ بسیاری از آنها با یك نگاه ساده یا یك ارتباط كلامی كوچك با نامحرم شروع شده و به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فكر انجامیده و در انتها به قرار و مدار و ...
اما مسئله این است...

ادامه مطلب


طبقه بندی: دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : جمعه 23 مهر 1389 ساعت:09:09 ب.ظ

سؤال:
علل دین گریزی و افول فرهنگی جوانان و نسل امروز چیست؟
جواب:
از چند جنبه می توان پرسش را بررسی كرد:
1 - آیا واقعاً گرایش به مذهب میان جوانان كم شده است؟
2 - به فرض اثبات مدعا ، علل آن چیست؟
3 - راه های رویارویی با آن كدام است؟
"دین گریزی" در پرسش با چه زمانی مقایسه شده است؟ آیا نسبت به پیش از انقلاب یا پس از پیروزی؟ سال های مربوط به دوران جنگ هشت ساله؟ هر وضعیتی پاسخ خود را دارد.
اگر گفته شود نسبت به پیش از انقلاب ، معلوم می شود پرسشگر محترم از اوضاع ایران در پیش از انقلاب و "فرهنگی شدن فساد اجتماعی" در عرصه های مختلف اطلاع صحیحی ندارد.كافی است بدانید برای مبارزه به اصطلاح علمی با اسلام و شستشوی مغزی و فكری جوانان، از یك سو ماركسیسم و كمونیسم را تبلیغ كردند و آن را نشانه روشنفكری شرقی شمردند. از دیگر سو ، تفكر جدایی دین از سیاست و قرار دادن دین در مقابل علم و صنعت و پیشرفت و تمدن ، ملاك روشنفكری غربی به حساب می آمد. در واقع تفكر غربی و شرقی دو تیغة قیچی بودند و هر دو یك هدف را دنبال می كردند و آن ضدیت و مخالفت با دین اسلام و مظاهر دینی بود. قشر عظیمی از جوانان جامعه گرفتار یكی از این دو تفكر بودند.از سویی دیگر با گسترش و ترویج فساد و فحشا از طریق كاباره ها ، سینماها، فیلم ها و تئاترها ، نیز تجویز تأسیس رسمی و علنی روپی گری، عشرتكده ها و شهرك های فحشا و مشروب فروشی ها ، نیز به كارگیری مطبوعات، رادیو و تلویزیون به تضعیف اعتقادات دینی و مبارزه عملی با احكام اسلام ، برخاسته بودند.پیروزی انقلاب با تكیه بر فرهنگ اسلام، نوری بود میان ظلمات درهم تنیده آن روزگار.پس چگونه می توان وضعیت دین گرایی جوانان امروز را با پیش از انقلاب مقایسه كرد؟
وضعیت غیر عادی پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب و فرو ریختن كاخ سلطنت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی ، اكثر مردم به مقتضای "الناس علی دین ملوكهم" افكار و عقاید ، سیره و روش رهبران انقلاب را پیش گرفتند. جوانان نیز به مقتضای تنوع و تجدد طلبی و عدالت خواهی و ستم ستیزی شان از یك سو، شور و نشاط برخاسته از احساسات و  عواطف سنی و جوانی از دیگر سو، به رودخانه انقلاب پیوستند.این حركت و گرایش مردمی به  انقلاب ، اگر چه میان گروهی عظیم از توده ها بر پایه شناخت و معرفت بود، لیكن میان همه اقشار حامی انقلاب آگاهی نبود، بلكه مبتنی بر آگاهی سطحی و اجمالی از اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه یا شناخت غیر تحقیقی و ابتدایی فطری از دین بود. با بروز جنگ تحمیلی و شكوفایی "روح حماسی" و فراگیر شدن "عرفان گرایی و معنویت" فضا و زمینه مساعدی برای خودسازی و روگردان شدن از مجالس بزم پیش از انقلاب و رو آوردن به میادین رزم فراهم شد، از این رو هر چه از دوران جنگ فاصله می گیریم، به بیان دیگر: هر چه از حماسه و  عرفان و بسترهای مهیا برای خودسازی و غلبه احساسات و عواطف فاصله می گیریم، احساس می شود كه گرایش به مظاهر مذهب مانند شركت در نماز جمعه و جماعت كم رنگ تر شده است.
علاوه بر آن چه ذكر شد، عوامل دیگر ی كه از یك نگاه می توان آن ها را به سه دسته تقسیم كرد:
أ) عوامل طبیعی و تكوینی
رشد تدریجی جسمانی و بروز غرایز جنسی، موجب ظهور تحولات درونی و دگرگونی هایی در اخلاق و رفتار و روان می گردد، در نتیجه علاقه به دیدن صحنه های تحریك كننده، تمایلات جنسی، خواندن داستان های عشقی و جنایی و پلیسی تشدید می شود، كه اگر كنترل و هدایت نشود، و در مسیر طبیعی و تكوینی  اش قرار نگیرد و طبق مقررات دینی و قانونی ارضا نشود، زمینه برای انحرافات اخلاقی و پیدایش مشكلات روانی و عقده های سرخورده فراهم می گردد. و آن گاه به صورت بزهكاری های اجتماعی و جرایم اخلاقی، خودفروشی و از دست دادن عزت و عفت نفسانی ظاهر می شود.
ب) ضعف برخوردها و عملكردها و فقدان مدیریت كارآمد داخلی
 عوامل تكوینی و تمایلات طبیعی انسان نیازمند هدایت و راهنمایی در مسیر بالندگی و رشد است تا بتواند به كمال شایستة خویش و مقام انسانیت برسد. در غیر این صورت آدمی به یك موجود مسخ شده تبدیل می گردد. به دیگر بیان: بی توجهی به تربیت و هدایت استعدادهای طبیعی باعث می شود كه "فرصت ها" به جای بهینه سازی به سوی تبهكاری سوق داده شود ، كه سبب كم رنگ شدن و كم رغبتی برخی جوانان به مسایل معنوی و ارزشی شود. از آن جمله می توان به امور زیر اشاره كرد:
1 - برخوردهای نامناسب خانواده والدین و اطرافیان ، معلمان و اولیای مدرسه،
2 - فعالیت چشمگیر عناصر وابسته به بیگانه و فرهنگ غیر خودی در عرصة مطبوعات كشور و ایجاد جو ناسالم در جامعه و تحریك آن به سوی جرم آفرینی،
3 - حركت ها و رفتارها و برخوردهای ناصحیح برخی دستگاه های اجرایی و قضایی و قانونگذاری،
4 - انتصاب افراد ناكارآمد و.....

ادامه مطلب


طبقه بندی: دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
(تعداد کل صفحات:14)      [...]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [...]