: انـتـخـاب قـالـب


امروز :
اگر زندگیت را درست بسازی طلوع آرامش در زندگی را با تمام وجودت حس خواهی کرد !  رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی           پروردگارا سینه ام را [براى تحمل این وظیفه سنگین ]گشاده گردان، وكارم را برایم آسان ساز، وگِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است ]از زبانم بگشاى.                    پروردگارا برای ما از همسران وفرزندانمان روشنی دیدگان (نسل های صالح وپاک ومتّقی)عطا کن ومارابرپرهیزگاران (درمسابقه به سوی ایمان یا رهبری دراصول وفروع ومعارف)پیشوا گردان. - فرقان آیه 74
تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت:12:51 ق.ظ

 

سوال:
چه راهی وجود دارد تاافراد كوچكتر به افراد بزرگتر احترام بگذارند و به صورت یك عرف در جامعه درآید؟
جواب:
جامعه سالم نیازمند خانواده سالم است. در محیط خانه است كه كودك می آموزدچگونه با دیگران باید معاشرت نماید. بنابراین سنت تكریم بزرگترها باید در كانون خانواده احیا گردد تا به جامعه سرایت نماید.دراین مورد همه دستگاههای تبلیغاتی و رسانه های فرهنگی مانند رادیو و تلویزیون و روزنامه ها و مجلات نقش تعیین كننده دارند.
مهم نقشهای متفاوتی است كه هر یك از اعضای خانواده باید ایفا نمایند كه به مهمترین آنها میپردازیم:
1 - افراد كوچك و كودكان حرف كسانی را میشنوند و به افرادی از روی میل ورغبت احترام می گذارند كه به آنها ارزش می دهند و توجه می نمایند. بنابراین وظیفه بزرگترها، مهربانی به كوچكتر و دل جویی از آنان است. رسول اكرم (ص) میفرماید: "دلهای مردم بااین تمایل فطری آفریده شده است كه نیكی كنندگان به خود را دوست داشته باشند و بدكنندگان به خویش را دشمن دارند".
2 - بزرگترها باید موقعیت خود را حفظ نمایند. متأسفانه بعضی والدین به عوض این كه برنفوذ و احترام یكدیگر در برابر كودك بیفزایند، با انتقادهای بی مورد اختلاف نظرهای غیر معقول از منزلت خود نزد او می كاهند. این نوع والدین نمیتوانند احترام و همكاری بچه ها را جلب نمایند. اگر والدین و بزرگترها احترام خود را نگه بدارند، باید توقع احترام از دیگران را داشته باشند.
3 - والدین باید درس تكریم بزرگترها را در قول و عمل به فرزندانشان آموزش دهند. اگر والدین وظیفه تكریم رانسبت به بزرگترهای خود مراعات نمایند، خودشان نیز مورد تكریم فرزندان واقع خواهند شد. امام صادق(ع) میفرماید: "به پدران خود نیكی كنید تا فرزندانتان هم به شما نیكی نمایند".
4 - رابطه پدر و مادران با فرزندان باید رابطه عاطفی و مانند دو دوست باشد. البته دو دوستی كه یكی بزرگتر و دارای علم و آگاهی و تجربه بیشتر و دیگری دوست كوچكتر است. در این حال،احترام فرزند به پدر و مادر از روی علاقه و اختیار خواهد بود، همانند دوست كوچكی كه با علاقه به دوست بزرگتر خود احترام می گذارد و از او حرف شنوی دارد.
پی نوشتها:1 - تحف العقول، ص 37.2 - بحارالانوار، ج 68، ص 65.




طبقه بندی: مادران،  پدران،  دختران،  پسران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : سه شنبه 24 فروردین 1389 ساعت:05:14 ب.ظ

 

 

إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی (طه آیه 14﴾

من الله هستم ، معبودى جز من نیست ، مرا پرستش كن و نماز را براى یاد من به پادار.

 نام مركز پاسخ دهنده: پاسخگوئی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی 

سوال:

ما در مقابل نماز چه وظیفه ای داریم باید بی تفاوت باشیم یا خیر. و اسا ساً نماز را كه سبك بشماریم چه پیامدهای  د ارد و اگر به آن اهمیت دهیم چه فوایدی دارد؟

جواب:

ما نسبت به نماز به عنوان یك فرمان الهی و حكم خدایی وظیفة اجرا ء و اطاعت داریم ، خداوند متعال دستوراتی از طریق پیامبر و ائمه ( ع ) به   بندگانش داده است  و بر آنها نیز واجب است كه عمل كنند و اطاعت كنند اینجا چند بحث مطرح است . بحث عبد بودن كه ما خود را بندة خداوند می خوانیم ، بنده وظیفه دارد كه از دستورات مولای خودش اطاعت كند چنانچه در قدیم هم غلامان ملزم بودن كه دستورات مولای خودشان را بدو ن  چون و چرا و كم كاست اطاعت كنند .

مطلب دوم اینكه شكر منعم واجب است . اگر كسی به شما احسانی كند و كمكی به شما كند، پولی بدهد و یا … .  شما از نظر اخلاقی وظیفه خودتان می دانید كه به او احترام بگذارید و حرف او را گوش كنید. اگر به شما بگویند  ده میلیون به شما می دهم به شرط اینكه شما هر چه من گفتم عمل كنید ، قطعاً شما در مقابل گرفتن آن پول حاضر هستید كه به حرفها ی او نیزگوش دهید ، خداوند متعال نعمتهای فراوانی به بندگانش داده كه قابل شمارش نیست به فرمودةخود قرآن ، شما نمی توانید نعمتهای خداوند را بشمارید . ( لا تحصوها) مثلاً همین نعمت سلامتی كه شاید  میلیارد ها تومان یا بیشتر ارزش داشته باشد كه اگر شما مریض شوید گاهی حاضرید تمام دارائی خود را بدهید تا دوباره سلامتی خود را بازیابید پس از آن ده میلیون آن   فرد هم بیشتر ارزش دارد . لذا اگر بخواهبم بگوئیم كه خداوند این همه لطف به ما فرموده و در مقابل آن از ما خواسته به حرفهایش گوش دهیم یكی ازآن فرمایشات خداوند خواندن نماز است . البته اینجا فرق دیگری نیز هست و آن اینكه آن فردی كه به ماپول  دهد و بگوید فلان كار را انجام دهیم ، بازگشت این عمل ما به آن فرد و سودش در جیب او می رود ولی در این نما ز خواندن كه بخاطر شكر و عمل كردن به دستورات خداوند است سودش هم به جیب خداوند نمی رود بلكه سودش نیز به خود ما بر می گردد كه آن هم بهشت است پس لازم شد كه عمل كنیم و در این عمل باز به خودمان نفع رسانیده ایم . هم نعمتها را استفاده می كنیم و هم از طریق این خواندن نماز برای آخرتمان هم كار كرده ایم و سود بسیار زیادی به خودمان رسانده ایم . پس خواندنش واجب و نیز سبك شمردن آن باعث عقوبت و عذاب یعنی اگر سبك بشمارید به فرمودة یكی از معصومین ( ع) 15 گرفتاری به انسان مبتلا می شود كه بر خی مربوط می شود به دنیا و برخی به قبر و قیامت است در مورد بخش اول سئوال كه وظیفه ما در مقابل نماز چیست نكته ای دیگر را اضافه كنم و آن اینكه خداوند به انسان لطف كرده و به او عقل داده تا از حیوان متمایز باشد واورا اشرف مخلوقات عالم قرار داده این اشرفیت و عاقل بودن طبیعتاً وظیفه انسان را نیز سنگین ترمی كند . چون عقل دارد با بقی حیوانات فرق دارد پس اعمال و رفتار او نیز باید با موجودات دیگر متفاوت باشد و یكی از آن اعمال كه نشانة برتری و نشانة عقل است اطاعت پذیری از فرامین خالق عالم است وآن هم در انجام عبادات و ترك محرمات است .

لذا وقتی انسان فهمید كه چرا باید نماز بخواند سعی می كند كه به بهترین شكل بخواند ودیگر اصلاً نمی تواند آنرا سبك بشمارد وتمام همتش را را می كند تاتمام نماز وعبادات را به بهترین شكل ممكن انجام دهد ، ائمه ( ع ) كه استغفار می كردند برای چه بوده ؟ خدای نكرده اهل گناه ومعصیت كه نبوده اند كه بگوییم بخاطر گناهانشان استغفار  می كنند ، بلكه آنها به فرموده خودشان استغفار از عباداتشان می كرده اند ، یعنی می فرمودند چون خداوند دارای مقامات بسیار عالی وكمالات عظیم الشأن است باید نماز وعبادتی انجام شود كه درخور شأن خداوند متعال باشد لذا استغفار می كردند وازخداوند طلب بخشش می كردند . پس انسان باید سعی كند كه هرروز نمازش از روز قبل بهتر باشد وبه گونه ای نماز وعبادت انجام دهد كه شایسته مقام حضرت حق باشد وبا آن سنخیت داشته باشد .

انشاءالله خداوند به همه ما توفیق دهد كه عباداتمان درخور شأن خودش باشد.




طبقه بندی: پسران،  دختران،  پدران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1389 ساعت:12:13 ق.ظ

                         

سوال:

چگونه می توان همسری را كه به مسایل اسلامی خصوصا نماز اهمیت نمی دهد ارشاد كرد؟

جواب:

زن و شوهر می توانند نقش آفرینی حیاتی گسترده ای بر یكدیگرداشته باشند. البته كیفیت و میزان اثرگذاری و اثر پذیری ها بسیارمتفاوت است. آنچه در اینجا حایز اهمیت می باشد داشتن درك روانشناختی ژرف و درستی از طرف مقابل است. به عبارت دیگرشما دقیقا باید راههای نفوذ و تاثیرگذاری بر همسر خود را بشناسید و متناسب با آن برنامه ریزی كنید و بدون داشتن چنین دركی چه بسابسیاری از زحمات شما بی نتیجه یا كم ثمر خواهد بود. بنابراین اگر همسر شما خودگرا و منطق پذیر است باید بازبانی بسیار منطقی ومستدل او را قانع سازید و اگر فردی نصیحت و انذارپذیر است باید بیشتر بر جنبه های عقوبتی ترك نماز و روایات و حكایات وارده دراین مورد با او سخن گویید. اگر احساس می كنید با محبت بیشتر می توانید او را به سوی خدا بكشانید باید از همین طریق وارد شوید واگر راههای دیگری بر او موثر است تا جایی كه با احكام شرع انطباق دارد از آن راهها استفاده كنید.

نكته دیگری كه شایان توجه است این است كه هرگز از بكار بردن شیوه های نامستقیم غافل نباشید. تذكرات ذیل در این زمینه راهگشاست:

الف) وقتی می خواهید مطلبی را مطرح كنید از قبل برنامه ریزی كرده و مراقب نحوه ی آغاز و پایان خود در سخن گفتن باشید.

ب ) باید حتی الامكان خودتان اهل مطالعه بوده و سرمایه هایی از معارف دینی و اسلامی را دارا باشید. همچنین در ابعاد مختلف سیرنموده و شواهد تاریخی را از رجال متشخص و متدین و نیز قرآن وحدیث مطرح سازید.

ج ) كتاب و مجلاتی را خودتان یا از طریق دیگران تهیه كرده با ظرافت خاصی در معرض دید ایشان قرار دهید یا اگر مصلحت دیدیدپیشنهاد مطالعه ی آن را به ایشان بدهید.

د ) از دیگران; یعنی، از افرادی كه دارای نفوذ كلمه و سرمایه ی كافی در این زمینه باشند استفاده كنید. سوال هایی را به طور طبیعی مطرح سازید و محور صحبت را به آن سو بكشانیدبه طوری كه ناخود آگاه در این طریق قرار بگیرند. و اصولا طرح سو ال در این زمینه چه از طرف خودتان و چه از طرف دیگران، می تواند ذهن طرف را جلب نماید.

ه) در صورت امكان در مواردی ایشان را به بعضی از جلسات سازنده و جذاب دینی مانند سخنرانی برخی از شخصیتها، دعای كمیل و امثال آن دعوت كنید و با هم به اینگونه مجالس بروید.

و ) از خدای سبحان نیز استمداد كنید و مایوس نباشید. حالات انسان متفاوت است. بسیار شده كه ما نسبت به كسی مایوس می شویم ولی برخلاف تصور ما، شرایطی فراهم می شود و طرف متحول می گردد. تجربه و تاریخ شواهد زیادی را نشان می دهد كه به طور غیر مترقبه كسی دگرگون گشته و سرنوشت دیگری پیدا كرده است.

ای خوش آن جذبه كه ناگاه رسدناگهان بردل آگاه رسد

ای خوشا بوی دلاویز گلی كز پری چهره ای چون ماه رسد

ز ) در عین حال اگر آثار مثبت چندانی مشاهده نكردید نگران تاثیر پذیری از ایشان نباشید، البته با جدیت تمام بكوشید كه ایمان و عمل صالح خود را به دقت مواظبت نموده و اندك فروگذار نكنید و همواره از خداوند حفظ ایمان ودیانت خود را استمرار كنید، چه بسا در طول زمان بقای ایمان شما اثر سازنده ای در ایشان ایجاد كند. از طرف دیگر سرمایه گذاری جدی و حساب روی فرزندان خود نمایید. در مواردبسیاری دیده شده است كه ایمان و اعمال فرزندان بر والدین تاثیر  گذاشته و موجب بازگشت و هدایت آنان شده است.




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
تاریخ : دوشنبه 24 اسفند 1388 ساعت:11:55 ب.ظ

             

موضوع : احكام خانواده                          

سوال:

همسرم برای آینده زندگی ما نگران است و می گوید ما با درآمد كم و خرج زیاد در آینده با مشكلات زیادی مواجه خواهیم شد. چگونه می توانم نگرانی را از او دور كنم؟

جواب:

تدبیر و آینده نگری لازمة زندگی عاقلانه و سالم برای همه انسانها است و اسلام این موضوع را با اهمیت شمرده است، ولی آینده نگری با نگرانی از آینده تفاوت دارد. ما باید به فكر آینده خود و فرزندانمان باشد  اما نباید از آینده هراسی داشته باشیم، زیرا ترس و نگرانی از آینده، ما را از زندگی در حال باز می دارد و نیروی جسمی و روحی ما را تضعیف میكند.

 روانشناسان زیستن در زمان حال را كلید شادی و خرسندی ذكر كرده اند. دیل كارنگی میگوید: "ما در حال حاضر در نقطة تلاقی گذشته و آینده معدوم قرار گرفته ایم و محال است حتی برای یك ثانیه هم بتوانیم در یكی از این دو زمان غیر موجود زندگی كنیم. هر چه در این راه بكوشیم و به خود زحمت بدهیم جز در هم شكستن فكر و جسم نتیجه ای نخواهیم گرفت.

 پس چرا به یگانه زمانی كه در آن زندگی می كنیم راضی نباشیم؟

 اولیای اسلام، ترس از آینده را از جمله عوامل نگرانی برشمرده و همگان را از اندیشة افراطی درباره آینده باز داشته اند. امام علی(ع) می فرماید: "نگرانیهای سال را بر نگرانی امروز اضافه مكن. برای امروز مشكلات خودش كافی  است."

 امام صادق(ع) فرمود: "ایام زندگی سه روز است: روزی كه گذشته و برگشت ندارد. روزی كه اكنون موجود است و باید آن را مغتنم شمرد و فردایی كه نیامده و تنها آرزوی آن در دست مردم است."

 سعدیا، دی رفت و فردا هم چنان معلوم نیست  

 درمیــان این و آن فرصت شمــار امــروز را

 دغدغه از رزق و روزی در آینده چه بسا از سوء ظن انسان به خداوند حكایت داشته باشد، زیرا خداوند تضمین روزی را به صراحت بیان داشته است. قرآن مجید میفرماید: "هیچ جنبنده ای در زمین نیست جز آن كه روزی آن بر خدا است."

 امام علی(ع) می فرماید: "آفریده ها همه روزی خوار اویند كه روزی همه را تضمین كرده و قوت همه را به اندازه، مقدر فرموده است."

 بر این اساس حضرت فرمود: "ای فرزند آدم، روزی دو گونه است: یكی آن كه تو در جست و جوی آن هستی و دیگری آن كه تو را می جوید كه اگر به دنبال آن نروی، به سراغ تو می آید. فكر و اندوه سال آینده را به فكر و اندوه امروز اضافه مكن. رسیدگی به مشكلات هر روز برای آن روز كافی است. اگر سال آینده جزء عمرت باشد، خداوند هر روز روزی تازه می دهد و اگر از عمرت نیست، چراغم و اندوه چیزی را بخوری كه مربوط به تو نیست؟! بدان كسی پیش از تو به روزی تو نمی رسد و آن را از دست تو بیرون نتواند آورد و آن چه برای تو مقدر شده، هرگز نمیتواند آن را به تأخیر اندازد."

 رزق مقسوم برات است نباشی مغموم   

در سرو عده وصول است برات مقسوم

ما و این رزق مقدر پی هم می گردیمتا كجــا دست بیـابیـم به وقت معـلوم

 




طبقه بندی: مادران،  پدران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول

 

أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ

مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ(النمل آیه:62)

 

ترجمه: [آیا آن شریكان انتخابى شما بهترند] یا آنكه وقتى درمانده اى او را بخواند اجابت می کند وآسیب وگرفتاریش را دفع مى نماید، وشماراجانشینان [دیگران در روى] زمین قرار مى دهد؟ آیا با خدا معبودى دیگر هست [كه شریك در قدرت وربوبیت او باشد؟!] اندكى متذكّر وهوشیار می شوند.

 

تفسیر:آیا معبودهاى بى ارزش شما بهترند یا كسى كه دعاى مضطر و درمانده را به اجابت مى رساند و گرفتارى و بلا را بر طرف مى كند؟! (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یكشف السوء).
آرى در آن هنگام كه تمام درهاى عالم اسباب به روى انسان بسته مى شود كارد به استخوانش مى رسد، و از هر نظر درمانده و مضطر مى گردد، تنها كسى كه مى تواند قفل مشكلات را بگشاید، و بن بستها را بر طرف سازد، و نور امید در دلها بپاشد، و درهاى رحمت به روى انسانها درمانده بگشاید، تنها ذات پاك او است و نه غیراو.
از آنجا كه این واقعیت به عنوان یك احساس فطرى در درون جان همه انسانها است ، کافران نیز به هنگامى كه در میان امواج خروشان دریا گرفتار میشوند تمام معبودهاى خود را فراموش كرده ، دست به دامن لطف الله مِی زنند. همانگونه كه قرآن مى گوید: فاذا ركبوا فى الفلك دعوا الله مخلصین له الدین : هنگامى كه سوار كشتى مى شوند خدا را مى خوانند در حالى كه پرستش را مخصوص او مى دانند (عنكبوت - 65)
سپس مى افزاید:نه تنها مشكلات و ناراحتیها را بر طرف مى سازد بلكه شما را خلفاى زمین قرار مى دهد (و یجعلكم خلفاء الارض ).
آیا با اینهمه معبودى با خدا است ؟ (ءاله مع الله ).
ولى شما كمتر متذكر مى شوید و از این دلائل روشن پند و اندرز نمى گیرید(قلیلا ما تذكرون ).

(خلفاء الارض)احتمال اول : به معنى ساكنان زمین و صاحبان آن باشد، چرا كه خدا با آنهمه نعمت و اسباب رفاه و آسایش و آرامش كه در زمین قرار داده انسان را حكمران این كره خاكى ساخته ، و او را براى سلطه بر آن آماده كرده است .
مخصوصا هنگامى كه انسان در اضطرار فرو مى رود و به درگاه خدا رو مى آورد و او به لطفش بلاها و موانع را بر طرف مى سازد، پایه هاى این خلافت مستحكمتر مى شود (و از اینجاست که امید دوباره به بقاء وزندگی آشکار می شود ).
احتمال دوم: اشاره به این باشد كه خدا ناموس حیات را چنین قرار داده كه دائما اقوامى مى آیند و جانشین اقوام دیگر مى شوند كه اگر این تناوب نبود تكاملى صورت نمى گرفت .(پیشرفت انسان ها)

مضطرى كه دعاى او به اجابت مى رسد كیست ؟....

ادامه مطلب


طبقه بندی: پسران،  دختران،  پدران،  مادران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ارسال توسط محمد رسول
(تعداد کل صفحات:14)      [...]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]   [12]   [13]   [...]